تا آخرین قطره خون
نگاهی به فرهنگ مقاومت و ایستادگی تاریخی مردم ایران در آستانه هفته دفاعمقدس
فاطمه عباسی| روزنامه نگار
دوربینها هرگز دروغ نمیگویند؛ حافظه بصری یک ملت را هم نمیتوان با کلمات دستکاری کرد. وقتی به بایگانی عکسهای جنگتحمیلی 8ساله سرک میکشیم و به چشمهای خاکی اما مصمم آدمهای درون قاب خیره میشویم، چیزی فراتر از یک درگیری نظامی یا تقویمی که روی «آغاز هفته دفاعمقدس» متوقف میشود، میبینیم. این عکسها، مانیفست یک ویژگی ذاتی ماست: «سرسختی برای حفظ خانه». ما مردم عجیبی هستیم؛ مردمی که شاید در روزمرگیهایمان بر سر هزار و یک موضوع با هم اختلافنظر داشته باشیم، اما پای نقشه این جغرافیا که به میان بیاید، ورق برمیگردد. 8سال جنگ تحمیلی برای ما صرفا یک برهه تاریخی نبود که حالا تمامشده باشد؛ یک آزمون طولانی بود تا به تمام دنیا ثابت کنیم دفاع از خانه در فرهنگ این مردم، یک اصالت غیرقابل معامله است. تصاویر، چه آنالوگهای سیاهوسفید دهه 60 از شلمچه و مهران باشند و چه فریمهای دیجیتال نبردهای اخیر، با یک نخ تسبیح نامرئی به هم متصلند: «ما بر سر امنیتمان با کسی شوخی نداریم.»
در روزگاری که خاورمیانه غرق در آتش و آشوب جنگهای نوظهور بود، این خط ممتد ایستادگی دوباره خود را نشان داد. ما نشان دادیم که امنیت برایمان یک کالای وارداتی نیست؛ بلکه آن را با خون و استخوان خودمان روی مرزها میسازیم. گزارش تصویری پیشرو، تورق همین شناسنامه مصور است؛ یک روایت بیکلام از مردمی که یاد گرفتهاند به وقت خطر، شانه به شانه هم، دیواری بسازند که هیچ گلوله و تهدیدی توان عبور از آن را نداشته باشد. تماشای این قابها، تماشای خود واقعی ماست؛ ملتی که تا پای جان، پای وطنش میایستد.
تصاویر، چه آنالوگهای سیاهوسفید دهه 60 از شلمچه و مهران باشند و چه فریمهای دیجیتال از نبردهای اخیر، با یک نخ تسبیح نامرئی به هم متصلند:
«ما بر سر امنیتمان با کسی شوخی نداریم»