• دو شنبه 20 مهر 1405
  • ١ جمادى الأولى ١٤٤٨
  • 2026 Oct 12
شنبه 28 شهریور 1405
کد مطلب : 281822
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/L80mg
+
-

جادوی پنهان رمان

گاهی خواندن رمانی را شروع می‌کنیم و بعد از چند صفحه با خودمان می‌گوییم: «هنوز اتفاقی نیفتاده!» شخصیت‌ها غریبه‌اند و جهان داستان هنوز شکل نگرفته است. اما گاهی زمانی که تصمیم داریم کتاب را کنار بگذاریم، اتفاقی کوچک همه‌چیز را تغییر می‌دهد؛ یک جمله، ورود شخصیتی تازه، یک افشاگری یا پیچشی در روایت. ناگهان کنجکاو می‌شویم و کتابی که خسته‌کننده به‌نظر می‌رسید، تبدیل به اثری می‌شود که نمی‌توانیم آن را زمین بگذاریم.‌به گزارش پابلیک بوکس، برای چنین لحظه‌ای اصطلاح «ولتا» را به‌کار می‌برند؛ واژه‌ای ایتالیایی به‌معنای چرخش. ولتا در رمان، لحظه‌ای است که خواندن از تحمل کردن به لذت بردن تبدیل می‌شود.‌رمان، برخلاف داستان کوتاه به زمان نیاز دارد. شخصیت‌ها باید آرام‌آرام شناخته شوند، روابط شکل بگیرند، فضا ساخته و پرسش‌هایی در ذهن خواننده کاشته شود. به همین دلیل، صفحات ابتدایی برای بعضی مخاطبان کم‌هیجان یا کسل‌کننده به‌نظر می‌رسند. تجربه خواندن رمان به ما می‌آموزد که گاهی باید برای رسیدن به نقطه جذاب داستان صبر کرد.‌البته ولتا برای همه خوانندگان یکسان نیست. ممکن است یک نفر با یک پیچش داستانی جذب شود و دیگری با جمله‌ای زیبا، تغییر لحن یا شکل‌گیری رابطه‌ای میان شخصیت‌ها.‌البته آغازهایی هم وجود دارد که از همان جمله‌های نخست، خواننده را وارد جهان داستان می‌کنند. با این حال، هر رمانی چنین شروعی ندارد.‌در این نگاه، کسل‌کننده بودن آغاز لزوما نشانه ضعف نیست؛ گاهی بخشی از ساختن اعتماد میان نویسنده و خواننده و آماده‌کردن او برای کشف داستان است.‌شاید راز رمان‌خوانی همین باشد: کمی صبر کنیم‌ که ورق برمی‌گردد؛ لحظه‌ای که کتاب دیگر فقط کتاب نیست، بلکه جهانی است که در آن زندگی می‌کنیم.

این خبر را به اشتراک بگذارید