• دو شنبه 20 مهر 1405
  • ١ جمادى الأولى ١٤٤٨
  • 2026 Oct 12
پنج شنبه 26 شهریور 1405
کد مطلب : 281785
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/86WDo
+
-

پلیس آگاهی پرده از راز آدم‌ربایانی برداشت که به سبک فیلم‌های هالیوودی، دست به زورگیری می‌زدند

پایان گروگانگیری‌های گانگسترهای معتاد

گزارش
پایان گروگانگیری‌های گانگسترهای معتاد

الهه فراهانی | روزنامه‌نگار

تماشای فیلم‌های اکشن و گانگستری، 2‌جوان معتاد به گل را به مجرمانی خطرناک تبدیل کرد. آنها با تشکیل باندی، طعمه‌هایشان را گروگان می‌گرفتند و با تهدید به قتل، اموالشان را سرقت می‌کردند.

به گزارش همشهری، رسیدگی به این پرونده از چندی قبل با شکایت پسری جوان در دستور کار پلیس آگاهی تهران قرار گرفت. وی به کارآگاهان گفت: لپ‌تاپ تخصصی‌ام را که بیش از 150میلیون تومان ارزش داشت، در سایت دیوار آگهی کرده بودم. ساعتی بعد مردی تماس گرفت و با پیشنهاد قیمتی وسوسه‌انگیز ادعا کرد به‌دلیل مشغله زیاد نمی‌تواند برای معامله بیاید و حاضر است کرایه رفت‌وآمد مرا تمام‌وکمال پرداخت کند تا کالا را به آدرسی در یکی از محله‌های خلوت جنوب شهر ببرم. او مبلغ 2میلیون تومان بیعانه واریز کرد و من وقتی به آدرس اعلام‌شده رسیدم، 2‌مرد جوان با خودرویی که پلاک آن مخدوش شده بود منتظرم بودند. به محض اینکه برای تحویل لپ‌تاپ جلو رفتم، یکی از آنها پیاده شد و با تهدید چاقو و قمه مرا به‌زور داخل ماشین کشید. آنها درحالی‌که چاقو را زیر گلویم گذاشته بودند و مرا به قتل تهدید می‌کردند، دست و پایم را با چسب بستند. حدود نیم ساعت مرا در خیابان‌های فرعی چرخاندند و درنهایت پس از سرقت لپ‌تاپ و گوشی همراهم، مرا در محلی تاریک و بیابانی به بیرون پرتاب کردند و گریختند.

کارت‌های معتادان کارتن‌خواب
با اعلام این شکایت، تیمی از مأموران پلیس آگاهی تهران وارد عمل شدند. در جریان بررسی‌ها مشخص شد شکایات مشابه دیگری نیز ثبت شده و زورگیران خشن، اقلام باارزشی چون لپ‌تاپ، تبلت، گوشی موبایل، پی‌اس‌5 و... را با تهدید سلاح سرد و گروگان گرفتن فروشندگان سرقت کرده‌اند؛ در مواردی آنها طعمه‌هایشان را تا آستانه خفگی و آسیب‌های شدید جسمی پیش برده بودند و به‌گفته شاکیان، در هنگام این سرقت‌ها ظاهرا در حالت عادی و طبیعی نبودند.
بررسی‌های اولیه نشان داد متهمان برای انتقال وجه، از کارت‌های عابربانکی که متعلق به افراد بی‌خانمان و معتادان کارتن‌خواب بوده، استفاده کرده‌اند تا هیچ سرنخی از هویت واقعی‌شان ثبت نشود.

 شکار توسط مالباخته
درحالی‌که تحقیقات در این پرونده ادامه داشت، آخرین ما‌لباخته سرنخ مهمی از سارقان به‌دست پلیس داد. او به مأموران گفت: وقتی به دام زورگیران افتادم، چهره یکی از آنها به‌نظرم آشنا آمد. 48ساعت تمام نخوابیدم وفکر کردم که او را کجا دیده‌ام. درنهایت یادم آمد که او بچه محل قدیمی ما بوده است. برای اینکه مطمئن شوم راهی محله قدیمی‌مان شدم و تقریبا 12ساعت منتظر ماندم تا اینکه او را دیدم. تعقیبش کردم و پس از شناسایی محل زندگی‌اش، راهی اداره پلیس شدم.
 با این سرنخ، مأموران در عملیاتی ضربتی و غافلگیرانه وارد مخفیگاه سارق شدند و او را به همراه همدستش که همخانه‌اش بود، دستگیر کردند. در بازرسی از محل اختفای آنها، تعدادی از کالاهای مسروقه کشف شد و تحقیقات از متهمان توسط مأموران اداره آگاهی تهران ادامه دارد.

گفت‌وگو
به سبک فیلم آمریکایی

متهم اصلی پرونده جوانی ۲۴ ساله است. هیچ‌گونه سابقه کیفری ندارد و درحالی‌که گریه می‌کند، از شبی می‌گوید که توهم گل و تأثیر فیلم‌های هالیوودی زندگی‌اش را به نابودی کشاند.

چه شد که وارد این بازی خطرناک شدی؟
به جان مادرم من و دوستم در خانواده‌های آبرومند بزرگ شده‌ایم و حتی یک دعوای خیابانی ساده هم در پرونده‌مان نداشته‌ایم. همه‌‌چیز از رفاقت و شب‌نشینی‌های دوستانه شروع شد. چند‌ماه قبل تفریحی شروع به کشیدن گل کردیم. کم‌کم وابستگی‌مان زیاد شد و بعد از مدتی برای خرید مواد و تفریحاتمان بی‌پول شدیم و به بن‌بست رسیدیم. در این شرایط بود که نقشه زورگیری کشیدیم.
ایده شکار فروشندگان و ربودن آنها از کجا آمد؟
یک شب بعد از مصرف گل، یک فیلم هالیوودی تماشا کردیم. در فیلم، گانگسترها خیلی شیک و سریع نقشه‌های آدم‌ربایی و سرقت را اجرا می‌کردند و کلی پول به جیب می‌زدند. دوستم گفت ما هم می‌توانیم مثل آنها پولدار شویم و همانجا سناریوی سرقت را روی کاغذ کشیدیم.
از جزئیات نقشه‌ای که کشیدید، بگو؟
ابتدا تصمیم گرفتیم سایت دیوار را انتخاب کنیم. سپس به سراغ افرادی می‌رفتیم که وسایل باارزشی مثل کالاهای دیجیتال را آگهی داده بودند. طعمه‌ها را با پیشنهاد پرداخت پول بیشتر وسوسه می‌‌کردیم و به جایی خلوت می‌کشاندیم و نقشه را اجرا می‌کردیم.
چرا بعضی‌ها را شکنجه کرده بودید؟
می‌خواستیم به سبک همان فیلم باشد. طعمه‌ها از ترس قالب تهی کنند تا جرأت مقاومت یا فریادزدن پیدا نکنند.
می‌دانستی جرمتان‌، آدم‌ربایی است و مجازات آن بسیار سنگین است؟
(سرش را پایین می‌اندازد و گریه می‌کند) نه به خدا، اصلا فکرش را هم نمی‌کردیم. ما خیال می‌کردیم این کار فقط یک زورگیری ساده است. ما تحت‌تأثیر مواد بودیم و از قوانین هیچ نمی‌دانستیم.
با اموال سرقتی چه می‌کردید؟
به یک مالخر می‌فروختیم و پولش را خرج خوشگذرانی و مواد می‌کردیم.

این خبر را به اشتراک بگذارید