رفاقت در سایه تنهایی
رمان «موشها و آدمها» نوشته جان اشتاینبک، با ترجمه سروش حبیبی، از آثار ماندگار ادبیات جهان و یکی از شناختهشدهترین روایتهای ادبی درباره تنهایی، فقر، دوستی و رؤیای داشتن زندگی بهتر است.
این کتاب در نشر ماهی به چاپ چهلوهفتم رسیده و در قالب جیبی در ۱۶۰ صفحه منتشر شده است.
اشتاینبک در این رمان کوتاه، داستان جورج و لنی را روایت میکند؛ 2 کارگر مهاجر که در سالهای دشوار رکود اقتصادی آمریکا از مزرعهای به مزرعه دیگر میروند و با کارگری روزگار میگذرانند. جورج، مراقب لنی است؛ مردی نیرومند اما سادهدل که توانایی درک بسیاری از پیامدهای رفتار خود را ندارد. آن دو برخلاف بسیاری از کارگران دوره خود رؤیایی مشترک دارند، روزی بتوانند قطعه زمینی برای خود داشته باشند، از کارگری بیپایان رها شوند و زندگی مستقلی بسازند.
اما ورودشان به مزرعهای تازه این رؤیا را با واقعیت خشن زندگی، مناسبات قدرت و محدودیتهای انسانی روبهرو میکند. اشتاینبک با نثری ساده و موجز شخصیتهایی خلق میکند که هریک به شکلی با انزوا و ناکامی دستوپنجه نرم میکنند. در این میان، رابطه جورج و لنی قلب عاطفی داستان است؛ رابطهایکه هم نشانی از وفاداری و هم تصویری تلخ از مسئولیت و ناگزیری در خود دارد.
«موشها و آدمها» تنها داستان 2کارگر نیست؛ تصویری فشرده از جامعهایاست که در آن رؤیاهای کوچک انسانها بهآسانی در برابر فقر، خشونت و سرنوشت فرو میریزند. پایان تکاندهنده رمان، پس از دههها همچنان یکی از ماندگارترین پایانهای ادبیات داستانی جهان به شمار میرود.
ترجمه سروش حبیبی با نثر روان و دقیق، امکان خواندن بهتر این اثر کلاسیک را برای مخاطب فارسیزبان فراهم کرده است.