اگر توپخانه را بهعنوان مرکز تاریخی تهران میشناسیم، پس باید بدانیم که هویت این میدان فقط با بناهای حکومتی و نهادهای رسمی گره نخورده، بلکه بخش مهمی از هویت آن را کارگرانی شکل دادهاند که سالها پیش، هنگامی که هنوز بیل مکانیکی وجود نداشت، زمین این میدان را با دست گودبرداری میکردند. رسول نجفیان در بخشی از روایتش، درست در جایی که از بازسازیها و ساختوسازهای اطراف میدان حرف میزند، ناگهان مکثی میکند و سراغ یکی از همان روایتهای خاموش میرود؛ روایتی که کمتر در کتابها ثبت شده، اما در حافظه شفاهی تهران زنده است.
این پژوهشگر فرهنگ تهران میگوید: «من شاهد بودم که وقتی تخریب ساختمان تلگرافخانه و ساختوسازهای جدید شروع شد، کارگران مجبور بودند 30تا 40متر زمین را با بیل و کلنگ پایین بروند. خوب یادم هست با داییام به اینجا آمده بودیم و کارگران مشغول کار بودند. داییام به یکی از کارگران گفت مشیاور، چرا آنقدر رفتهای زیر زمین؟ مش یاور جواب داد هرچه قرار است ساختمان آسمانخراش باشد، ما دلخراشها باید به زیر زمین برویم. کارگران شبها آنقدر خسته میشدند که حتی توان برگشتن به خانه را نداشتند و به قهوهخانهای در چهارراه گلوبندک میرفتند؛ قهوهخانه مشصادق. این قهوهخانه یک سقف کوتاه و تختهبندیشده داشت و کارگران شبها همانجا روی زمین میخوابیدند، چون حتی پول اجاره مسافرخانههای ناصرخسرو را هم نداشتند.»
این تصویر، بخش انسانی تاریخ توپخانه است؛ تاریخی که معمولاً زیر سایه روایتهای رسمیتر مثل ساختمان شهربانی، بانک شاهی یا توپ مروارید گم میشود. نجفیان ادامه میدهد: «آن دوران را به شوخی و جدی میگفتند شبهای گلوبندک. ولی پشت این شوخی، رنج آدمهایی بود که شهر را ساختند. این روایت نشان میدهد که توپخانه فقط محل فرماندهی و سیاست نبود؛ میدان کار و زحمت هم بوده است.»
چهار شنبه 25 شهریور 1405
کد مطلب :
281688
لینک کوتاه :
newspaper.hamshahrionline.ir/gL8NY
+
-
کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به روزنامه همشهری می باشد . ذکر مطالب با درج منبع مجاز است .
Copyright 2021 . All Rights Reserved