وحید قلیچ وقتی قرار باشد از میان تمام سالهای دور و نزدیک فوتبال ایران، یک «تیم رویایی» برای خودش بچیند، بیتوجه به رنگ پیراهنها و رقابتهای سرخ و آبی، سراغ کسانی میرود که هر کدامشان بهتنهایی یک تاریخ بودند. در این تیم اسطورهها در مستطیل خاطرهها با هم تلاقی دارند. قلیچ وقتی میخواهد این تیم را ارنج کند نه به تاکتیکهای امروزی که به احترام گذاشتن به ستارهها فکر میکند. برای قلیچ دروازهبان، انتخاب سنگربان سختترین کار دنیاست. او تعارف را کنار میگذارد و قانون خودش را میچیند: «توی هر تیمی رسم بر این است که 2تا دروازهبان ششدانگ باشند. من ناصرخان حجازی را میگذارم و کنارش احمدرضا عابدزاده.» او با این انتخاب، تضاد نسلها و سبکها را کنار هم مینشاند تا خیالش از دروازه راحت باشد. در خط دفاعی، قلیچ سراغ نامهایی میرود که لرزه بر تن مهاجمان میانداختند. او با احترام از آندرانیک اسکندریان یاد میکند؛ مدافعی که هنوز هم بازیاش را ستایش میکند. کنار او، محمد پنجعلی باکلاس و مستحکم را قرار میدهد. در جناحها هم مجتبی محرمی تکنیکی و جنگنده را در سمت چپ و حسن نظری کلاسیک را در سمت راست مینشاند تا خطی بسازد که هیچکس به سادگی از سدش عبور نکند. برای خط میانی، قلیچ به سراغ مهرههایی مانند محمد مایلیکهن، محسن عاشوری و ضیاعربشاهی میرود، مثلثی برای بازیسازی و کنترل جریان بازی اما در خط حمله، قلیچ یک استراتژی کلاسیک دارد: «دو تا نوک قدبلند.» او علی دایی را میگذارد و در کنارش ناصر محمدخانی تکنیکی را قرار میدهد تا این خط حمله، زهرچشم گرفتن از هر دفاعی را بلد باشد. این ۱۲ نفر (با احتسابِ 2دروازهبان) هیچگاه در یک زمان واحد کنار هم بازی نکردند. آنها ترکیبی از نسلهای مختلف و باشگاههای متفاوتند. قلیچ با نگاهی به این لیست رویایی میگوید: «اینها بازیکنهای دلخواه من بودند. با خیلی از آنها هیچوقت همتیمی نبودم؛ استقلالی یا پرسپولیسی، اما همه آنها اسطوره بودند و فوتبال آن زمان، فوتبال خالصی بود.»
تیم رؤیایی وحید قلیچ
در همینه زمینه :