«صفهای بنزین» با «همدلی» خلوت شد
وقتی آمریکا فهمید نمیتواند با تجاوز نظامی در عزم و اراده ملت ایران خللی وارد کند، دوباره سراغ افزایش فشار اقتصادی رفت؛ روندی که پیشتر در دوره اول ریاستجمهوری ترامپ با شکستی بزرگ مواجه شد.در دور جدید فشارهای اقتصادی آمریکا که چند هفتهای میشود آغاز شده، برخی روندها ازجمله تولید و توزیع بنزین در کشورمان دچار اختلالاتی شد که البته با همراهی مردم وسعت و شدت آن کاهش یافته است. در این گزارش به برخی وجوه فشار آمریکاییها و مقاومت جانانه و هوشمندانه دولت و ملت ایران در برابر این فشارها میپردازیم.
هدف اصلی تروریسم اقتصادی
بخش انرژی و توزیع سوخت کشور هدف اصلی تحریمهای جدید آمریکا قرار گرفت.
وزارت خزانهداری آمریکا مستقیما زنجیره توزیع فرآوردههای نفتی را تحریم کرد.
تحریم بیمه نفتکشها و شرکتهای کشتیرانی با شدت اجرا شد.
واشنگتن تلاش کرد با محاصره دریایی، صادرات و واردات فرآورده را مختل کند. این اقدامات یکجانبه مصداق بارز تروریسم اقتصادی است.
این تحریمها آثار خود را در بازار سوخت نشان داد.
زنجیره عرضه بنزین با کمبودها و نوسانات مقطعی مواجه شد.
صفهای طولانی در برخی جایگاهها شکل گرفت.
شایعات شدیدی درباره بنزین ۵۰هزار تومانی در فضای رسانهای پخش شد.
دشمن تلاش داشت نگرانیهای شدیدی در جامعه پدید آورد. هدف آنها ایجاد رفتارهای هیجانی و هجوم همزمان به پمپبنزینها بود.
اما دولت، سیاست مدبرانهای پیش گرفت و بر حفظ ثبات اجتماعی و حراست از معیشت مردم تأکید کرد.
رئیسجمهور اعلام کرد: تصمیم ناگهانی و شوک قیمتی در کار نخواهد بود؛ در عوض، اصلاحات ساختاری و غیرقیمتی در اولویت قرار گرفت.
مدیریت مرحلهبندی شده سوخت، بهینهسازی زنجیره عرضه و توسعه حملونقل برقی آغاز شد.
جهاد مصرف؛ همراهی هوشمندانه مردم در نبرد سوخت
مردم ایران با درک شرایط حساس کشور، پاسخ محکمی به دشمن دادند.
با تدبیر و سیاستگذاری مناسب دولت، مردم از رفتارهای هیجانی و هجوم به پمپبنزینها خودداری کردند.
مردم ذخیرهسازی پیشدستانه و بیش از نیاز بنزین را متوقف کردند. در عین حال، جامعه به شایعات بیاساس درباره پایان ذخایر سوخت بیتوجهی کرد.
مردم سفرهای درونشهری و بینشهری خود را بهینهسازی کردند.
استفاده مشترک از خودروها و کاهش ترددهای تکسرنشین رواج یافت.
شهروندان ترجیح دادند به جای خودروی شخصی از وسایل حملونقل عمومی استفاده کنند.
شهرداری تهران نیز مترو و اتوبوسهای تندرو را رایگان کرد.
آمارهای رسمی نشان داد این مشارکت آگاهانه معجزه کرد. همراهی داوطلبانه مردم توانست مصرف بنزین کشور را تا ۱۵درصد مهار کند. این را رضا نواز، سخنگوی صنف جایگاهداران کشور گفته است.
این کاهش بدون اعمال فشارهای قیمتی یا تغییر ناگهانی سهمیهها رخ داد.
مهار مصرف، نیاز به واردات بنزین را کاهش داد. این اقدام استراتژیک از خروج منابع ارزی گرانبهای کشور جلوگیری کرد.
الگوهای موازی همراهی ملت در تاریخ انقلاب اسلامی
این انسجام ملی ریشه در تاریخ پرافتخار و تابآوری جامعه ایران دارد. نمونههای متعددی از همراهی مردم در زمان کمبودها ثبت شده است.
نخستین الگو، دوران حماسی دفاعمقدس در دهه ۶۰ است. با آغاز جنگ، بنادر اصلی کشور ناامن و پالایشگاهها بمباران شدند. عواید ارزی بهشدت سقوط کرد. همزمان دولت وقت «ستاد بسیج اقتصادی» تشکیل داد.
سیستم سهمیهبندی عادلانه و توزیع کوپنی کالاها اجرا شد. مردم با قناعت و صبر بینظیر، این کمبودها را پذیرفتند.
آنها حتی از مایحتاج خود کم میکردند و کاروانهای کمک به جبهه میفرستادند. این همراهی تاریخی مانع فروپاشی اقتصاد جنگ شد.
الگوی دوم، تحریم صادرات بنزین در اواخر دهه۸۰ و آغاز دهه۹۰ است.
با تهدید کنگره آمریکا به قطع صدور بنزین، تأمین سوخت با محدودیت مواجه شد.
دولت طرح سهمیهبندی هوشمند با کارت سوخت را اجرا کرد.
در این شرایط، مردم داوطلبانه سبد سوختی خود را تغییر دادند.
آنها به سرعت به سمت گاز طبیعی فشرده (CNG) حرکت کردند. خودروهای زیادی دوگانهسوز شدند.
مشارکت ملی تهدید محاصره سوخت را بهخودکفایی پایدار تبدیل کرد.
سومین الگو، مدیریت ناترازی گاز و برق در زمستان ۱۴۰۳ است.
درپی آسیبدیدن برخی از بخشهای پالایشگاهی در درگیریها، تولید گاز افت کرد.
پالایشگاه فجر جم و فاز ۱۴ پارسجنوبی هدف حمله قرار گرفتند. اما با درخواست دولت، حماسه همدلی تکرار شد.
مردم داوطلبانه دمای خانههای خود را کاهش دادند. این صرفهجویی آگاهانه مانع قطع شبکه سراسری گاز خانگی و برق شد.
تجربه تاریخی ثابت میکند که هرجا مردم پای کار آمدند، مشکلات کشور رفع شد.
انسجام اجتماعی و مشارکت عمومی، شکستناپذیرترین ابزار ایران در جنگ اقتصادی است.