• دو شنبه 20 مهر 1405
  • ١ جمادى الأولى ١٤٤٨
  • 2026 Oct 12
دو شنبه 16 شهریور 1405
کد مطلب : 281215
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/APW99
+
-

فرش عرش را گره می‌زنیم

روایت قالیبافانی که روزگارشان با بافت قالی برای حرم رضوی گره خورده است

گزارش
فرش عرش را گره می‌زنیم

 سحر جعفریان عصر | روزنامه‌نگار 

  بوی خامه‌های پشمی و ابریشمی تازه رنگ‌شده و صدای دفتین‌هایی (شانه‌ای برای کوبیدن پود و گره‌ها) که تقریبا همزمان بر رج‌های نو، کوبیده می‌شوند در سالن قالیبافی پیچیده‌است. صدها بافنده که بر تخته‌نشیمن دارهای بزرگ و فلزی نشسته‌اند، دفتین‌ها را می‌کوبند. خامه‌های رنگارنگ از بالای هر دار، مقابل بافندگان آویزان است و نقشه‌های قالی نیز کمی پایین‌تر از خامه‌ها، بند و بست چله‌ها شده‌اند. قلاب، قیچی، شانه و سیخ پودکشی نیز کنار هر بافنده مهیاست. اینجا یکی از 2مجتمع قالیبافی شرکت فرش آستان قدس رضوی در روستای کنه‌بیست است که قالیبافانش، هم معاش و هم نذر گره دارند. ویدئوهای وایرال شده از همت قالیبافان شرکت فرش آستان قدس رضوی، بهانه‌ای شد برای روایت خالقان این هنر که مقصدشان حرم رضوی است.

  مفروش از هنر ایرانی
تا پیش از مرداد 1362فرش‌های بسیاری، نذر صحن و سرای حرم امام رضا(ع) می‌شد؛ فرش‌هایی که به مرور به رفو و تعمیر نیاز داشت. اما از یکم مرداد 1362که شرکت فرش آستان قدس رضوی کارش را آغاز کرد، خدمات فرش از تأمین تا تعمیر به دسته‌بندی مجموع خدمات حرم اضافه شد. نخستین کارگاه فرشبافی آن، با بیش از 100دار قالی، جایی در روستای کنه‌بیست شهرستان مشهد راه‌ افتاد. دارهایی چوبی و فلزی در 2ردیف مقابل هم و میانه سالنی بزرگ که هر روز صبح تا غروب، دست قالیبافانی بسیار از شهرها و روستاهای دور و نزدیک بر چله‌شان گره می‌انداخت؛ گره‌هایی ترکی و فارسی به طرح‌های اسلیمی، شاه‌عباسی، افشان، بته‌جقه‌ای، اقتباسی و در ابعاد مختلف از قالیچه و پرده‌ای تا قالی و تالاری. کمی بعد با فعال شدن واحدهایی مانند طراحی و نقشه‌کشی، رنگرزی، پرداخت‌کاری و تابلوسازی از گل‌فرش‌های متبرک، کارگاه قالیبافی کنه‌بیست به مجمتع تخصصی قالیبافی تبدیل شد و بعدتر نیز مجتمعی مشابه آن در شهر کاشمر شروع به‌کار کرد. در حال حاضر سالانه 4هزار مترمربع فرش در مجموع 9سالن مجتمع‌های قالیبافی آستان قدس به‌دست بیش از 400قالیباف بافته می‌شود؛ 4هزار‌مترمربعی که صحن و سرا و رواق‌های حرم رضوی را مفروش می‌کند و کف‌انداز خانه‌های زائران خریدار فرش نیز می‌شود.

  قالیبافان فرش عرش
قالیبافان هر دو مجتمع قالیبافی آستان قدس رضوی، خود را تافته‌ای جدا از بافته قالیبافان دیگر می‌دانند و بینشان این جمله مشهور است: «فرش عرش می‌بافیم». علت را مراد ایل‌زاده، یکی از جوان‌ترین قالیبافان مجتمع فرشبافی روستای کنه‌بیست اینطور توضیح می‌دهد: «لطف خدایه که قالیباف حرم امام‌رضا و زائراش شدیم؛ هم کار می‌کنیم و دستمزد می‌گیریم. اگه گیر و گرفتاری برامون پیش بیاد، همین جا پای دار قالیا، صد تا... هزار تا گره به نیت حاجت‌روایی، نذرش می‌کنیم...» ایل‌زاده ادامه می‌دهد: «قالیبافی رو بچه که بودم از آقاجانم (پدر) یاد گرفتم. رنگرزی خامه هم بلدم.» او همراه دیگر قالیبافان هر صبح به توصیه سرپرستان سالن‌های قالیبافی با وضو مشغول تاباندن تار و پود چله‌ها می‌شود. بهادر گل‌محمدی، یکی از سرپرستان است. میز کار او، ابتدای راهرویی که از مقابل هم قرار گرفتن چندین دار قالی شکل گرفته، جای دارد و کارش هم، نظارت و ثبت وضعیت بافت قالی‌ها براساس شماره دارهاست. با 25سال سابقه کاری که در مجتمع کنه‌بیست شرکت فرش آستان قدس دارد ازجمله شاغلان قدیمی محسوب می‌شود: «اون سالای اول، اینجا رفوی فرشای حرم رو انجام می‌دادم. چند وقتی هم تو واحد پرداخت‌کاری بودم؛ پرز قیچی می‌کردم، بافت ریشه و شیرازه (کناره فرش) می‌زدم و فرش رو برای تثبیت رنگ، می‌شستم.»

نذر اول؛ قالیبافی امام رضایی
بر تخته‌نشیمن بعضی دارها در شماری از سالن‌های مجتمع قالیبافی کنه‌بیست، قالیبافان زن نیز به‌کار بافتن، نشسته‌اند. تند و تیز، نوک قلاب را می‌سُرانند زیر تار و نخ را یک یا 2گره می‌زنند به پود و بعد به چشم برهم زدنی با تیغ کناره قلاب، سر نخ گره‌‌زده را می‌بُرند. همینطور، رج به رج از زیر دار تا سر دار را می‌بافند. سکینه صالح، یکی از بافندگان مجتمع می‌گوید: «واحد طراحی فرش، بیشتر نقشه‌های شاه‌عباسی می‌کشه و می‌فرسته برای بافت... خداییش، شاه‌عباسی، همه‌پسنده.» سرانگشتان اشاره و شست خود را با چسب زخم پوشانده: «پوستشون نازک شده و زود به زود زخم می‌شن... چسب، نمی‌ذاره روی زخما بلند شه یا بسوزه.» زمزمه‌اش وقت قالیبافی، دعا و صلوات است: «عاقبت به‌خیری جوونا... آزادی زندانیا... شادی دل مادرا... جیب پُر پول پدرا... شفای همه مریضا...». لابه‌لای گره‌هایی که به چله می‌اندازد و دعاهایی که می‌خواند، حواسش به سوگند رحیمی، بافنده تازه‌کار کنار دستش هم هست. دقیقا از آن روز که سوگند آخرین رج بافته‌اش کمی پایین‌زدگی داشت، حواسش به او جمع شد: «اول، یادش دادم چطور کوبیدگی (پایین‌زدگی) رو درست کنه. بعد هم سفارشش کردم قالی امام رضا رو با دقت و حوصله و دل آروم ببافه.» سوگند فقط یک جمله می‌گوید: «همون لحظه نذر ضامن آهو کردم تا بعد از این خوب قالی ببافم.» قالیبافان امام رضا(ع) با هر گره انگار که به زیارت می‌روند. این از احوالشان وقت کار، پیداست.

بُرش آخر و مرغ آمین

ساعت‌های استراحت و چای نیمروز و ناهار، قالیبافان در دسته‌های 2، 3تا 5، 6نفره می‌نشینند و از هر دری حرف می‌زنند؛ یکی از جور نبودن دو دوتای دستمزد و خرج و مخارج زندگی عیال‌واری‌اش می‌گوید، دیگری از جهیزیه یا سیسمونی‌ای که باید همین روزها تدارک ببیند... دست آخر اما، حرف‌هایشان به یک موضوع ختم می‌شود؛ کار قالی دار فلان شماره دارد تمام می‌شود و حالا نوبت چه‌کسی است که نیت کند و برش آخر آن را بزند. کاظم ثامنی، یکی از قالیبافان مجتمع فرشبافی کنه‌بیست با روایت این لحظات می‌گوید: «بافت قالی که تموم می‌شه یکی از بافنده‌ها با قیچی، ریشه‌های اونو می‌زنه تا از دار بیارتش پایین... رسمه که وقت قیچی‌زدن، حاجت‌خواهی کنیم. می‌گن، بی‌برو برگرد، مرغ آمین براش می‌چرخه. برای اینکه قیچی آخر، قسمت همه بشه، نوبتی انجام می‌دیم. ولی خب، یه وقتایی هست که نوبتمون رو به کس دیگه می‌دیم... کسی که می‌دونیم دل‌شکسته‌تره.» چند کارگر، کیسه‌های پر از خامه را به سوی یکی از سالن‌های قالیبافی مجتمع می‌کشانند. خامه‌های تازه رنگ‌شده‌ای که قرار است از سر تعدادی دار قالی آویزان شوند... همان دارها که پیش‌تر گره‌های قالی‌شان با برش آخر به پایان رسیده و حالا وقت گره‌زنی برای قالی‌های دیگر است.



 

این خبر را به اشتراک بگذارید
در همینه زمینه :