خزر؛ سهم یا قدر؟
نیما فرید مجتهدی؛ متخصص آب و هواشناسی
همزمان با روز دریای خزر، شاید بد نباشد در کنار پرسش همیشگی درباره «سهم ایران از خزر» پرسش دیگری را هم مطرح کنیم؛ اینکه ما تا چه اندازه قدر این پهنه آبی را میدانیم و برای شناخت، حفاظت و پاسداری از آن تلاش کردهایم؟
پیش از آنکه درباره سهمهای یک تا ۱۰۰ درصدی سخن بگوییم، باید از سهم خود در شناخت و حفاظت از بزرگترین دریاچه جهان بپرسیم. سالهاست پیشنهاد میشود در ورودی استانهای شمالی کشور تابلویی با این عبارت نصب شود: «به سواحل بزرگترین دریاچه جهان خوش آمدید». شاید همین جمله ساده بتواند یادآور ارزش واقعی دریای خزر باشد؛ پهنهای که حضورش برای بسیاری از ما آنقدر عادی شده که کمتر به نقش حیاتی آن در زندگی، اقتصاد، فرهنگ و محیطزیست ایران فکر میکنیم.
دریای خزر تنها یک پهنه آبی نیست؛ یکی از مهمترین سرمایههای طبیعی و جغرافیایی ایران است. تأثیر آن بر اقلیم نوار شمالی کشور، نقش اساسی در شکلگیری شرایط زیستی استانهای گلستان، مازندران و گیلان و جنگلهای ارزشمند هیرکانی دارد.
اهمیت خزر تنها به اقلیم محدود نمیشود؛ این دریا بخشی از هویت ملی و اعتبار طبیعی ایران است. خاویار و ماهیان ارزشمند خزر سالها با نام ایران در جهان پیوند داشتهاند و سواحل آن بخشی از حافظه جمعی نسلهای مختلف ایرانیان را ساخته است؛ از سفرها و تعطیلات گرفته تا خاطرات کودکی در کنار دریا.
امروز اما این میراث طبیعی با تهدیدهای متعددی روبهروست؛ از کاهش تراز آب و عقبنشینی ساحل گرفته تا تغییر اقلیم، افزایش دمای آب، آلودگیهای نفتی، ورود فاضلاب و پسماند، کاهش ذخایر ماهیان خاویاری، تهدید فُک خزری، تخریب تالابها و زیستگاههای ساحلی، صید بیرویه، گسترش گونههای مهاجم و توسعه نامتوازن زیرساختهای ساحلی.
روز دریای خزر میتواند فرصتی باشد برای تغییر زاویه نگاه، از «سهم» به «قدر». حفاظت از خزر فقط وظیفه دولتها و نهادهای مسئول نیست؛ این دریا بخشی از میراث طبیعی و هویتی ماست و آینده آن، بیش از آنکه فقط به سهم کشورها وابسته باشد، به میزان شناخت، قدرشناسی و مراقبتی که از آن میکنیم بستگی دارد.