• دو شنبه 20 مهر 1405
  • ١ جمادى الأولى ١٤٤٨
  • 2026 Oct 12
چهار شنبه 7 مرداد 1405
کد مطلب : 279449
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/nr8JR
+
-

بچه‌های‌میناب‌ دوباره می‌خندند

گزارش همشهری‌ از برپایی شهربازی برای بازماندگان مدرسه شجره طیبه

گزارش
بچه‌های‌میناب‌ دوباره می‌خندند

مجید جباری|  روزنامه نگار

«اینجا پر از بچه است، بچه‌ها هم شهربازی می‌خواهند.» این جمله مادر یکی از شهدای دانش‌آموز مدرسه شجره طیبه میناب، مسیر یک گروه داوطلب را تغییر داد؛ گروهی که پیش‌تر از تهران به میناب رفته بود تا مقدمات برپایی شهربازی سیار را برای بازماندگان مدرسه فراهم کند؛ برای کودکانی که با کابوس واقعه دردناک حمله موشکی به مدرسه شجره طیبه میناب به‌عنوان یکی از تلخ‌ترین تصاویر جنگ دست‌‌وپنجه نرم‌ می‌کنند؛ جایی که ده‌ها دانش‌آموز شهید و زخمی شدند و همکلاسی‌هایشان با خاطره آن روز باقی‌ماندند.

فرصتی برای بازی 
مسئول برپایی شهربازی‌های سیار می‌گوید: حدود ۵۰ روز پس از حادثه، وقتی همراه گروهش در محل اسکان خانواده‌های آسیب‌دیده برای کودکان برنامه اجرا می‌کرد، متوجه شد آنچه بازماندگان بیش از هر چیز نیاز دارند فرصتی برای بازی، خندیدن و فاصله گرفتن از خاطرات تلخ روز موشکباران است. امیر شافعی در گفت‌وگو با همشهری توضیح می‌دهد:« در آن روزها به خانواده‌های داغدار توجه می‌شد اما کمتر کسی به صدها کودک‌این شهر پس ازآن واقعه وحشتناک فکر می‌کرد که برخی از آنها دوستان و همکلاسی‌هایشان را در حادثه‌ای تلخ از دست داده بودند. برخی از این کودکان دچار سوختگی و آسیب جسمی شده بودند و بسیاری نیز با ترس و تروما دست‌وپنجه نرم می‌کردند.» به همین‌خاطر بود که شافعی و گروهش تصمیم گرفتند تجهیزات شهربازی سیار را با وجود مشکلات و موانع بسیار به‌صورت رایگان به میناب منتقل کنند. برای اجرای این طرح چند مربی و نیروی داوطلب به گروه پیوستند و در نهایت جمعیت‌شان به بیش از ۸۰نفر رسید‌.

دیدار با خانواده‌ها 
امیر شافعی بزرگ‌ترین چالش برپایی شهربازی برای کودکان بازمانده مدرسه میناب را پیدا کردن مکان عنوان می‌کند و می‌گوید: « پس از روزها جست‌وجو زمینی برای اجرای برنامه درنظر گرفته شد که فقط چند متر با گلزار شهدای کودکان میناب فاصله داشت. ابتدا نگران بودم خانواده‌ها از برگزاری شهربازی در کنار مزار فرزندانشان ناراحت شوند. به همین دلیل شخصا به دیدار خانواده‌ها رفتم.‌‌یکی از این دیدارها با مادر شهید امیر محمدی بود. هیچ وقت این دیدار را فراموش نمی‌کنم. نگرانی خود را با این مادر بزرگوار و داغدیده در میان گذاشتم اما پاسخ متفاوتی شنیدم: ‌اینجا پر از بچه است، جای بچه‌ها هم در شهربازی است.» او اضافه می‌کند: «در روزهای بعد، خانواده‌های دیگری نیز از این ایده استقبال کردند. ازجمله پدر شهید زهرا انصاری از خاطره آخرین روز حضور دخترش در ساحل گفت؛ روزی که زهرا مشغول ساختن قلعه شنی بود و از پدرش خواست اجازه دهد قلعه را کامل کند اما این واقعه فرصت دوباره را به زهرا نداد.‌»

ساحل مورد علاقه زهرا کوچولو
امیر شافعی می‌گوید:«پس از برپایی دور اول شهربازی که حدود ۵ روز بود، خانواده زهرا اعضای گروه را به ساحلی بردند که پاتوق همیشگی‌شان بود؛ همان ساحلی که زهرا در آن قلعه شنی می‌ساخت. موضوعی که برایم تکان‌دهنده بود این است که ساحل مورد علاقه زهرا همان نقطه‌ای بود که پیش‌تر و در زمانی که کارهای برپایی شهربازی به بن‌بست رسیده بود، به‌طور اتفاقی به آنجا پناه برده و شب را تا صبح آنجا سپری کرده بودم، بی‌آنکه بدانم خاطرات یکی از کودکان شهید مدرسه میناب نیز به همانجا گره خورده است.» مسئول برپایی شهربازی‌های سیار درباره برگزاری این شهربازی می‌گوید: « نخستین دور‌ شهربازی ما از  ۱۵ تا ۲۰ اردیبهشت برگزار شد. برنامه فقط به وسایل بازی محدود نبود. کارگاه‌های شکلات‌سازی، سفالگری، گل‌بازی، نقاشی روی سفال، اوریگامی، قصه‌خوانی، نمایش‌های عروسکی، توزیع پشمک و پفیلا بخشی از برنامه‌هایی بود که برای کودکان تدارک دیده شد. استقبال به اندازه‌ای بود که برخی خانواده‌ها از بندرعباس، رودان و روستاهای اطراف برای حضور در برنامه به میناب می‌آمدند.»

ساخت شهربازی دائمی
پس از برپایی 2 دوره شهربازی سیار، امیر شافعی در حال برنامه‌ریزی برای سومین حضور گروهش در میناب است.
به‌گفته او، قرار است شهریور بار دیگر کاروان بازی و شادی راهی میناب شود. همزمان، طرح ساخت یک شهربازی دائمی در میناب نیز با همکاری و مشارکت برخی حامیان قرار است انجام شود.‌

2 روایت تکان‌دهنده از بازماندگان
امیر شافعی ادامه می‌دهد:«تأثیرگذارترین بخش ماجرا روایت خانواده‌ها و بازماندگان بود. دختربچه‌ای به‌دلیل سوختگی شدید ناشی از موشکباران مدرسه، حاضر نمی‌شد در برنامه شرکت کند. در آخرین شب با رضایت خانواده به شهربازی آمد و ساعت‌ها خندید و بازی کرد. یکی دیگر از کودکان هم که هنگام موشکباران، صحنه‌های دلخراشی از آسیب دیدن همکلاسی‌هایش دیده و این صحنه‌ها موجب آسیب شدید روحی او شده بود، با حضور در شهربازی و ارتباط با کودکان دیگر کمی بهتر شد.»
شافعی در میان روایت‌های ماندگار به مادر شهیدان حامد و هانیه هانی‌نژاد اشاره می‌کند؛ مادری که پیش از برپایی شهربازی و بی‌آنکه بداند قرار است در میناب این کار را انجام دهند، در نامه‌ای نوشته بود که برای کمک به بازماندگان، فقط ساخت مدرسه و یادمان کافی نیست؛ باید برای کودکان فضایی برای بازی و زندگی دوباره ایجاد شود. او می‌گوید:«دور‌ دوم شهربازی حدود یک‌ماه بعد با تمرکز بیشتر بر بازماندگان مدرسه و همراهی تیم‌های روانشناسی خانواده‌های بازماندگان مدرسه میناب برپا شد.»


 

این خبر را به اشتراک بگذارید