بیایید از اقتدار دیپلماتها هم بگوییم
فقط در طول 24ساعت گذشته سخنان دیپلماتهای ایرانی را مرور کنید:
محمد باقر قالیباف، مسئول تیم مذاکرهکننده ایران به صراحت گفت: «هرکجا زبان منطق برای اجرای تفاهم جلو نرود با زبان زور پیش میرویم. هرچه برای جنگ آمادهتر باشیم مذاکره برایمان راحتتر است.»
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه هم درباره دعوت از غربیها گفت: « از کشورهای اروپایی برای مراسم تشییع رهبر شهید دعوت نکردیم. کسانی که در این مراسم تشییع شرکت میکنند کسانی هستند که در طرف درست تاریخ ایستادهاند.کشورهای اروپایی در جنگ ۱۲روزه و جنگ اخیر در طرف باطل ایستادند و مواضع شرمآوری درباره تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران گرفتند.»
سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه در پاسخ به ادعای وزیر جنگ اسرائیل برای حمله به ایران گفت: «ترامپ، آمریکا را متعهد کرده این جانور دستآموز خود در تلآویو را مهار کند. اگر آنها از فرمان ارباب خود سرپیچی کنند، ایران به آنها درس لازم را خواهد داد. هرگونه تهدید علیه مردم و رهبری ما با پاسخی فوری و قدرتمند مواجه خواهد شد».
این سبک سخنان دیپلماتهای ایرانی نشان میدهد گارد جنگ و مبارزه با دشمن در کل تیم جدی است. قاطعیت و تدبیر و شجاعت ویژگیهایی است که در مسئولان ایرانی باید باشد و در میان رفتارهای سخیف ترامپ و اسرائیلیها، احساس اقتدار و قاطعیت در مردم ایجاد میکند.
مسئولان لبنان، در کنار کدام توافق ایستادهاند؟ توافق ما یا آنها؟
پس از توافق ایران و آمریکا و همچنین توافق سهجانبه لبنان، آمریکا و اسرائیل، این پرسش مطرح شده است که مسئولان لبنان از کدام توافق حمایت میکنند.
ابتدا باید توجه داشت که در لبنان 3رأس اصلی قدرت وجود دارد: رئیسجمهور، نخستوزیر و رئیس مجلس؛ اما مواضع این 3 مقام یکسان نیست.
رئیسجمهور، ژوزف عون، نه عضو جریان مقاومت محسوب میشود و نه از چهرههای نزدیک به ایران است. او بیشتر بر تقویت ارتش لبنان، حاکمیت دولت و توسعه روابط با کشورهای عربی و غربی تأکید دارد. با این حال، پس از توافق ایران و آمریکا، از بند مربوط به توقف جنگ در لبنان استقبال کرد و گفت اگر این توافق به پایان جنگ منجر شود، اتفاقی مثبت خواهد بود.
نخستوزیر، نواف سلام، بیشترین فاصله را با ایران دارد. او از ابتدا مذاکره با آمریکا را دنبال کرده، از گفتوگوهای غیرمستقیم با اسرائیل حمایت کرده و معتقد است سلاح باید صرفاً در اختیار دولت لبنان باشد. دولت او نیز از توافق لبنان با آمریکا و اسرائیل حمایت کرده، زیرا آن را راهی برای پایان جنگ و بازگشت حاکمیت دولت میداند.
اما رئیس مجلس، نبیه بری، موضع متفاوتی دارد. او رهبر جنبش امل و نزدیکترین مقام رسمی لبنان به حزبالله و ایران است. بری از توافق ایران و آمریکا، بهویژه بند مربوط به توقف جنگ علیه لبنان، استقبال کرد اما توافق لبنان، آمریکا و اسرائیل را بهشدت رد کرد و گفت این توافق در شکل فعلی قابل اجرا نیست، زیرا خلع سلاح حزبالله را شرط قرار داده و حقوق لبنان را تضمین نمیکند.
در مورد هیأت دولت نیز باید گفت اکثریت کابینه نواف سلام، دولتی نزدیک به حزبالله یا ایران نیست. ترکیب کابینه عمدتاً از تکنوکراتها و جریانهای میانهرو و غربگرا تشکیل شده و در مجموع، رویکرد آن حمایت از تقویت دولت مرکزی و ارتش لبنان است، نه حفظ ساختار نظامی حزبالله.
ماجرای پول قطر و خرید کالاهای اساسی
این روزها زیاد میشنویم که «ایران پولش را فقط برای خرید کاه و یونجه گرفته است.» اما آیا این روایت، همه واقعیت را میگوید؟
سالها بود خودمان رسانههای ضدایرانی را مسخره میکردیم؛ همانهایی که با چند جمله کلی و اغراقآمیز میگفتند ایران فروخته شد، نظام سقوط کرد، فلان مقام فرار کرد یا همهچیز نابود شد. سؤال اینجاست؛ آیا امروز نباید مراقب باشیم خودمان گرفتار همان مدل روایتهای احساسی و بدون جزئیات نشویم.
واقعیت این است که ایران هر سال بین ۱۵ تا ۲۰ میلیارد دلار برای واردات کالاهای اساسی هزینه میکند. بنابراین اختصاص ۶ میلیارد دلار از منابع آزادشده قطر به این بخش، اتفاق عجیب یا بیسابقهای نیست. این پول هم هدیه یا وام نیست؛ دارایی بلوکهشده خود ایران است که قرار بود همین سازوکار در سال ۱۴۰۲ اجرا شود، اما پس از هفتم اکتبر دوباره مسدود شد.
از طرف دیگر، در ماههای اخیر بهدلیل کمبود منابع ارزی، نگرانیهایی درباره تأمین کالاهای اساسی و ثبت سفارشها بهوجود آمده بود. استفاده از این منابع، این فشار را کاهش میدهد و در مقابل، درآمدهای دیگر کشور را برای نیازهای دیگر آزاد میکند.
نکته مهمتر اینکه سالها بخش بزرگی از واردات کالاهای اساسی از مسیرهای وابسته به آمریکا و با تسویه ارزی در امارات انجام میشد. اگر امروز همزمان با آزادسازی این منابع، مسیرهای جدیدی مانند عمان و پاکستان جایگزین شوند و وابستگی به زیرساختهای تحت نظارت دشمن کاهش یابد، این میتواند یک دستاورد راهبردی برای اقتصاد ایران باشد.
پس برای قضاوت، باید تصویر کامل را دید؛ نه فقط یک جمله احساسی و جنجالی.
آمریکا در جنوب لبنان تجربه «خفاش آبی» تکرار میشود؟
68 سال پس از آنکه تفنگداران دریایی آمریکا در عملیات «خفاش آبی» در سواحل بیروت برای مهار نفوذ شوروی و جمال عبدالناصر در منطقه پیاده شدند، بار دیگر نام واشنگتن در جنوب لبنان بر سر زبانها افتاده است؛ اما این بار نه با عنوان «نیروی مداخله»، بلکه در پوشش «ناظر اجرای توافق».
براساس توافق چارچوب امضاشده در ۲۶ ژوئن، آمریکا قرار است محور سازوکار نظارتی اجرای توافق باشد؛ سازوکاری که خروج تدریجی اسرائیل از جنوب لبنان را به تشکیل یک کمیته مشترک لبنانی-اسرائیلی و نظارت مستقیم واشنگتن گره میزند. مهمترین مأموریت این سازوکار نیز نظارت بر خلع سلاح حزبالله عنوان شده است.
اما آنچه در میدان دیده میشود، با آنچه روی کاغذ آمده فاصله دارد. درحالیکه در توافق از خروج تدریجی اسرائیل یادشده است، ارتش این رژیم نهتنها عقبنشینی نکرده، بلکه در جنوب لبنان در حال ایجاد نوار امنیتی تا عمق ۱۰ کیلومتری، احداث گذرگاههای نظامی و ادامه تخریب خانهها در روستاهایی مانند بیتیاحون و الطیری است. همزمان، بنیامین نتانیاهو و وزیر دفاعش نیز آشکارا اعلام کردهاند که نیروهای اسرائیلی «تا هر زمان لازم باشد» در این مناطق باقی خواهند ماند.
همین تناقض، این پرسش را مطرح میکند: آیا توافق جدید، راهی برای پایان اشغال است یا ابزاری برای قانونی جلوه دادن آن؟ آیا نظارت آمریکا قرار است اجرای توافق را تضمین کند یا به ماندگاری اسرائیل مشروعیت ببخشد؟
تجربه سال ۱۹۵۸ هنوز از حافظه لبنان پاک نشده است؛ زمانی که حضور نظامی آمریکا با عنوان برقراری امنیت آغاز شد، اما به نمادی از مداخله واشنگتن در معادلات داخلی لبنان تبدیل شد. امروز نیز بسیاری نگرانند که «خفاش آبی» این بار با نامی جدید و ظاهری متفاوت، دوباره بر فراز آسمان جنوب لبنان به پرواز درآمده باشد.
آیا خانم مفسد اقتصادی در عراق طرفدار ایران است؟
یک نماینده عراقی بازداشت شده؛ اما چرا بعضیها بلافاصله اسم ایران را وسط کشیدند؟
ماجرا درباره «هندالعباسی» است، نماینده استان صلاحالدین در پارلمان عراق و عضو ائتلاف «عزم». بعد از بازداشت او، در فضای مجازی ادعا شد که این پرونده به ایران و جریانهای نزدیک به ایران ربط دارد. اما واقعیتها چیز دیگری میگوید.
اولا اصل بازداشت، بخشی از یک پرونده گسترده فساد در عراق است؛ پروندهای که فقط محدود به هند العباسی نیست و نام چند نماینده و مقام سیاسی دیگر هم در آن مطرح شده است.
ثانیا تا این لحظه، جزئیات رسمی و قطعی درباره اتهام دقیق او منتشر نشده. اعدادی مثل ۸۵ میلیون دلار، دهها میلیارد دینار یا مقدار زیادی طلا در فضای مجازی دستبهدست میشود، اما سند رسمی روشنی که ثابت کند این اموال متعلق به هندالعباسی بوده یا از خانه او کشف شده، منتشر نشده است. به تازگی تصویری از اتاقش حاوی مقادیر زیادی پول هم منتشر شد که کاشف به عمل آمد آن عکس واقعی نیست.
اما مهمترین نکته اینجاست: هندالعباسی عضو ائتلاف «عزم» به ریاست مثنی السامرائی است، جریانی اهل سنت در عراق که بیشتر با رقابتهای داخلی اهلسنت شناخته میشود، نه با نزدیکی به ایران یا محور مقاومت.
پس تا این لحظه، هیچ سند معتبر و رسمی وجود ندارد که نشان دهد هندالعباسی ارتباطی با ایران داشته است. گرهزدن این پرونده به ایران، بیشتر شبیه یک روایتسازی فضای مجازی است تا یک واقعیت مستند.
پرونده فساد در عراق را باید به نام خودش خواند؛ نه اینکه هرجا فسادی پیدا شد، بیسند پای ایران را وسط کشید.
روایت خبر
در همینه زمینه :