از استکان چای تا بغض ایران
قابعکس پرخاطره رهبرشهید در خیابانهای پایتخت دل میبرد
«ما را به یک استکان چای دعوت کن...»؛ جمله پرتکراری که این روزها مردم بعد از دیدن بنرهایی از رهبر شهید با استکان کوچک چای در دستش با آن خاطره بازی میکنند. تهران در آستانه روزهای وداع و بدرقه، پر از تصویر است؛ اما انگار میان همه قابها، این عکسهای چایخوردن آقای شهید بیشتر از دیگر عکسها مردم را متوقف میکند. نه بهخاطر یک ژست رسمی یا یک قاب تاریخی، بلکه بهخاطر همان چیزی که سالها بعد از آن تصویر همچنان در ذهن مردم مانده؛ سادگی.
در شبکههای اجتماعی هم ماجرا همین است. کاربران زیر عکسها از استکانهای مادربزرگها نوشتهاند، از سماورهای گوشه آشپزخانه، از عصرهایی که چای تازهدم بهانه دورهم بودن بود. یکی نوشته: «آقا را همیشه با همین استکانها یادم میآید.» دیگری نوشته: «انگار داریم عکس یکی از بزرگترهای خانه خودمان را نگاه میکنیم.» راز ماندگاری این تصاویر، درست در همین سادگی نهفته است. نه تریبونی در کار است، نه مراسمی رسمی؛ فقط یک استکان چای، یک نعلبکی ساده و تصویری که حالا به بخشی از حافظه جمعی این روزهای ایران تبدیل شده است.
شاید برای همین است که این روزها، در میان همه تصاویر آیینی، یک استکان کوچک بیشتر از هر نماد دیگری دیده میشود؛ استکانی که حالا برای خیلیها فقط یک ظرف چای نیست؛ تکهای از خاطرات مشترک چند نسل است.
مراسم وداع و بدرقه رهبر شهید ۱۳، ۱۴ و ۱۵تیر برگزار میشود، اما بهنظر میرسد مردم از همین حالا، وداع خودشان را با خاطرهها آغاز کردهاند؛ با یک عکس، یک استکان چای و دلتنگیای که توضیح دادنش آسان نیست.