شکاف ترامپ و نتانیاهو؛ واقعیت یا مجاز؟
هنوز جوهر تفاهم ایران و آمریکا خشک نشده بود که نخستین ترکها در روابط واشنگتن و تلآویو نمایان شد. در اسرائیل، برخی وزرا آشکارا اعلام کردند که خود را ملزم به اجرای بخشهایی از توافق نمیدانند؛ یکی از تبعیت نکردن از آمریکا گفت و دیگری از ماندن در جنوب لبنان.
همزمان رسانههای نزدیک به نتانیاهو که تا همین اواخر از ترامپ حمایت میکردند، ناگهان توپخانه انتقادات خود را به سمت کاخ سفید چرخاندند. پاسخ واشنگتن هم کمسابقه بود. جیدی ونس، معاون ترامپ با لحنی طعنهآمیز یادآوری کرد که اسرائیل نباید به تنها متحد قدرتمند خود حمله کند و بخش عمده توان دفاعی این رژیم با فناوری، بودجه و مالیات آمریکاییها تأمین شده است.
این اظهارات آنقدر تند بود که حتی در داخل اسرائیل نیز زنگ خطر را به صدا درآورد. یائیر لاپید هشدار داد ادامه این روند میتواند به فروپاشی روابط خارجی اسرائیل منجر شود.
اما آیا این ماجرا نشانه یک جدایی واقعی است؟ پاسخ هنوز روشن نیست. آنچه دیده میشود بیش از هر چیز یک تنش آشکار بر سر نحوه مدیریت توافق اخیر است.
با این حال، در آستانه انتخابات میاندورهای آمریکا، برخی معتقدند بخشی از این فاصلهگذاری میتواند مصرف داخلی نیز داشته باشد؛ جایی که جمهوریخواهان تلاش میکنند خود را از هزینههای سیاسی عملکرد نتانیاهو دور نگه دارند و در برابر دمکراتهای معترض به روابط افسارگسیخته با اسرائیل، جبهه متوازنی ایجاد کنند.
از سوی دیگر، مقبولیت اسرائیل در میان جوانان آمریکایی به مرز 30درصد سقوط کرده و جمهوریخواهان نمیتوانند در انتخابات میان دورهای کنگره در آبانماه، به این نفرت عمومی بیتفاوت باشند.
نکته پایانی اینکه ماه عسل آمریکا و اسرائیل با توجه به این شرایط واقعا رو به پایان است.
گیس و گیسکشی ملونی و ترامپ!
ترامپ دوباره نمایش همیشگیاش در تحقیر سران غرب را اجرا کرد؛ اینبار خانم جورجیا ملونی در نقش مخالف ظاهر شد. رئیسجمهور آمریکا با لحنی تحقیرآمیز مدعی شد که نخستوزیر ایتالیا برای عکس گرفتن با او در اجلاس جی-7 اصرار داشته و او هم فقط از سر دلسوزی پذیرفته با وی صحبت کند! اما ملونی خیلی زود این روایت را «دروغ و ساختگی» خواند و با عصبانیت پاسخ داد که ایتالیا کشوری نیست که به کسی التماس کند.
البته این نخستین قسمت از سریال تحقیر متحدان توسط ترامپ نیست. او پیشتر مکرون را سیاستمداری معرفی کرده بود که «همیشه اشتباه میکند» و به نخستوزیر کانادا یادآوری کرده بود که کشورش موجودیت خود را مدیون آمریکاست، ناوهای هواپیمابر انگلیس را «اسباببازی» خوانده و صدراعظم آلمان را به جای اظهارنظر درباره سیاستهای آمریکا، مشغول حل مشکلات کشورش کرده بود.
اما شاید عجیبترین بخش ماجرا به ژاپن برگردد؛ جایی که ترامپ با اشاره به حمله تاریخی پرل هاربر گفت: حمله به ایران را به توکیو اطلاع نداده تا ژاپنیها هم طعم «غافلگیری» را بچشند!
حالا سؤال اینجاست: اگر اینها نزدیکترین متحدان واشنگتن هستند، دشمنان آمریکا چه رفتاری از ترامپ میبینند؟ ظاهرا در قاموس او، عضویت در اردوگاه دوستان آمریکا نه مصونیت میآورد و نه احترام؛ فقط نوبت ایستادن در صف بعدی تحقیر را تعیین میکند.
روانشناسان به هیأت مذاکرهکننده ایرانی کمک کردند؟
یکی از مسائلی که برای تحلیل سیاست داخلی و خارجی کشورها مورد توجه است، تحلیل ابعاد روانشناختی رهبران آن کشورهاست. در این سطح تحلیل تأکید میشود که سیاست بیشتر محصول روان رهبران است تا ساختارها و نهادهای جوامع.
در میان رهبران جهان، ترامپ سوژه دست اولی برای تحلیل روانی و اثبات این فرضیه است که روان رهبران، سیاست را میسازد.
در تمام 10 سال گذشته که نام و نشان ترامپ در سیاست آمریکا بیشتر از قبل ظهور کرده، بحثهای جسته و گریختهای درباره شخصیت روانشناختی او مطرح شده است. خودشیفتگی بدخیم، واقعیتگریزی، رفتارهای شتابزده و نسنجیده و اختلال شیدایی یا هیپومانیا ازجمله ویژگیهای روانشناختیای بودهاند که به ترامپ نسبت داده شدهاند.
حالا یکسری خبرهای جسته و گریخته و صد البته تأیید نشده، از توجه ایران به ویژگیهای روانی ترامپ در مذاکرات اخیر حکایت دارند.
مثلا رسانه «دراپ سایت نیوز» اخیرا به نقل از یک مقام ایرانی مدعی شده که ایران برای تدوین پیامها به ترامپ، از «روانشناسان ارشد» کمک گرفته است.
این مقام ایرانی گفته است: «2 روانشناس ارشد را به حلقه مشاوران مذاکرات اضافه کردیم تا بتوانیم پیامهایی را که برای رئیسجمهور ترامپ تهیه میکنیم، براساس مدیریت آنچه ما الگوی رفتاری سایکوپاتیک میدانیم، تنظیم کنیم».
نقد خبر
در همینه زمینه :