• شنبه 30 خرداد 1405
  • ٤ محرم ١٤٤٨
  • 2026 Jun 20
پنج شنبه 28 خرداد 1405
کد مطلب : 277658
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/zKx55
+
-

سارقان 7میلیاردی لحظاتی پس از سرقت دستگیر شدند

جست‌وجوی گنج در خانه کلاهبردار

گزارش
جست‌وجوی گنج در خانه کلاهبردار

الهه فراهانی | روزنامه‌نگار

مردجوان وقتی متوجه شد که دوست قدیمی‌اش، ‌نقشه گنج قلابی به او فروخته، نقشه انتقام‌جویی کشید اما پلیس خیلی زود دستش را رو کرد.

به گزارش همشهری، چند شب پیش مأموران گشت خودروی پلیس در یکی از محله‌های شمالی شهر، به 2مرد که حوالی نیمه‌شب با ظاهری مشکوک از ساختمانی خارج می‌شدند، مظنون شدند. هر دو ماسک به‌صورت و کلاه بر سر داشتند و یک ساک بزرگ مشکی در دست یکی از آنها بود. نوع پوشش و رفتار مضطرب مردان جوان باعث شد مأموران مشکوک و برای بررسی بیشتر به آنها نزدیک شوند. آنها با دیدن خودروی پلیس، به‌سرعت تغییر مسیر داده و پا به فرار گذاشتند. تعقیب و گریز کوتاهی در کوچه‌های اطراف آغاز شد و یکی از متهمان ساک را به زمین انداخت که فرار کند اما مأموران با سرعت عمل، هر دو نفر را دستگیر کردند. داخل ساک، مقدار قابل توجهی سکه طلا، دلار و جواهرات بود و بررسی‌های اولیه نشان داد واحد طبقه دوم ساختمانی که این افراد از آن خارج شده بودند، هدف سرقت قرار گرفته است. قفل در ورودی تخریب و خانه به‌طور کامل زیر و رو شده بود. صاحبخانه در زمان وقوع سرقت در منزل حضور نداشت و ساعتی بعد، با تماس پلیس خود را به محل رساند. دزدان دستگیر شده تحت بازجویی قرار گرفتند و معلوم شد هر دو، مجرم سابقه‌دار هستند اما اعترافات آنها پرونده را پیچیده‌تر کرد .

اجیرشده‌ها
یکی از سارقان گفت: یک نفر به نام شهرام سراغ ما آمد و گفت اگر یک خانه را خالی کنیم، انگار به گنج دست یافته‌ایم. شهرام گفت که داخل خانه بیش از 7میلیارد تومان طلا هست. او سهم نمی‌خواست و قصدش انتقام‌جویی از صاحبخانه بود. ما هم به‌خاطر پول وسوسه شدیم.

تله‌ای به نام فوتبال 
صاحبخانه وقتی نام شهرام را از مجرمان سابقه‌دار شنید، شوکه شد. شهرام دوست او بود و شب حادثه، وی را به بهانه تماشای مسابقه فوتبال جام جهانی به یک پاتوق زیرزمینی کشانده بود؛پاتوقی که در آنجا مبالغ زیادی در بازی قمار رد و بدل می‌شد.

گنج خیالی
در ادامه تحقیقات معلوم شد که مدتی قبل صاحبخانه نقشه‌ای قدیمی را به‌عنوان نقشه گنج به مبلغ 80میلیون تومان به شهرام فروخته بود. این در حالی بود که شهرام وضع مالی بدی داشت و برای جبران شکست‌های اقتصادی‌اش به‌دنبال پیداکردن گنج بود. او پس از خرید نقشه با یکی از دوستانش راهی منطقه‌ای بیابانی در یکی از شهرستان‌ها شد. آنها 3‌ماه تمام در گرما و سرما حفاری کردند اما هیچ اثری از گنج پیدا نشد. در نهایت وقتی متوجه شدند نقشه گنج قلابی است، تصمیم به انتقام‌جویی از فروشنده نقشه گرفتند. آنها 2سارق سابقه‌دار را اجیر کردند و فروشنده نقشه گنج را به بهانه تماشای جام جهانی به پاتوق زیرزمینی کشاندند و سارقان نیز در این فرصت خانه وی را خالی کردند اما هنگام خروج از خانه دستگیر شدند. با افشای این حقیقت، شهرام نیز بازداشت و اموال مسروقه تحویل صاحبخانه شد.

گفت و گو
رودست خوردم

شهرام می‌گوید که شاکی پرونده او را سرکار گذاشته و همین موجب شده تا نقشه انتقام‌جویی بکشد.
چطور با شاکی آشنا شدی؟
ما سال‌هاست یکدیگر را می‌شناسیم و در یک پاتوق زیرزمینی دور هم جمع می‌شدیم؛ بیشتر برای قمار و شرط‌بندی که بهنام هم یکی از همان جمع بود.
ماجرای نقشه گنج از کجا شروع شد؟
بهنام همیشه دستش پر بود. راحت شرط‌بندی می‌کرد. بعد فهمیدیم در کار خرید و فروش عتیقه هم هست. خلاصه زندگی‌اش اعیانی بود ولی من برعکس، ورشکست شده بودم. یک شب در همان پاتوق از او پرسیدم که آیا در این زمان هم می‌شود گنج پیدا کرد. او با اطمینان گفت که یک نقشه گنج برایم جور می‌کند. نقشه را خریدم و راهی شهرستان موردنظر شدم. تقریباً همه سرمایه‌ای که برایم مانده بود را صرف خرید نقشه کردم. با یکی از دوستانم در یک منطقه بیابانی کار می‌کردیم. بیل و کلنگ و دستگاه بردیم. چند جا را کندیم، ولی هیچ خبری از گنج نبود. هرچه جلوتر رفتیم بیشتر فهمیدیم احتمالا سر کاریم.
چه زمانی مطمئن شدید نقشه قلابی است؟
وقتی برگشتیم شنیدم که شاکی در یک جمعی گفته اصلاً گنجی در کار نبوده و مرا سر کار گذاشته است. حتی با خنده تعریف کرده بود.
همانجا تصمیم به انتقام گرفتید؟
احساس کردم تحقیر شده‌ام. پولم را از دست داده بودم و 3‌ماه از عمرم هم هدر رفته بود. کم‌کم این فکر در ذهنم شکل گرفت که باید تاوان این اشتباه را بپردازد. به همین دلیل تصمیم گرفتم 2سارق اجیر کنم تا او سرمایه‌ای را که سال‌ها به‌دست آورده و تبدیل به طلا و دلار کرده بود را از دست بدهد.
از جزئیات نقشه‌ات بگو؟
رفتم سراغ محله قدیمی‌مان و با پرس‌و‌جوهای فراوان، 2سارق سابقه‌دار را پیدا کردم. به آنها گفتم سهمی نمی‌خواهم و قصدم فقط انتقام‌جویی است. شب حادثه هم، بهنام را به بهانه تماشای بازی‌های جام جهانی و قماربازی به پاتوق زیرزمینی کشاندم تا سارقان اجیرشده، نقشه را اجرا کنند.
وقتی فهمیدی سارقان دستگیر شده‌اند چه احساسی داشتید؟
اولش شوکه شدم. فکر نمی‌کردم همان شب پلیس برسد. بعد هم فهمیدم که آنها من را لو داده‌اند و حالا که گیر افتاده‌ام به‌شدت پشیمانم.


 

این خبر را به اشتراک بگذارید