• چهار شنبه 27 خرداد 1405
  • ١ محرم ١٤٤٨
  • 2026 Jun 17
چهار شنبه 27 خرداد 1405
کد مطلب : 277619
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/G5QAr
+
-

روایت خبر

 پنتاگون در ‌ماه گذشته با چندین مجتمع تولیدی بزرگ تسلیحاتی آمریکا برای ساخت 10هزار موشک ارزان‌قیمت کروز به توافق رسیده است. دلیل اول این امر فشار بر زرادخانه‌های موشکی آمریکاست. به گزارش مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی در واشنگتن، آمریکا تنها در‌ ماه اول جنگ ایران بیش از 850موشک تاماهاوک معادل حدود 3میلیارد دلار هزینه کرده بود.  جایگزینی آنها سال‌ها زمان می‌برد، اما پنتاگون به‌دنبال این است که از سال 2027 در طول 3سال این خلأ را پر کند.‌به گزارش روزنامه وال‌استریت ژورنال، پنتاگون به‌دنبال روش‌های غیرمتعارف قراردادهای دفاعی برای کاهش زمان تولید و صرفه‌جویی صدها میلیون‌دلاری در سامانه‌های موشکی است، مانند ابتکار «موشک‌های کانتینری کم‌هزینه». با این روش، هزاران فروند‌ موشک‌‌ علاوه بر هزینه کم 500هزاردلاری‌، در سامانه‌های پرتاب قابل‌حمل مستقرشده و  در کانتینرها و توسط خودروها جابه‌جا می‌شوند. سامانه‌های رهگیری پدافند هوایی، با قیمت کمتر از 250هزار دلار هم از دیگر برنامه‌های‌ پنتاگون است. ارتش آمریکا به این نتیجه رسیده که در جنگ‌های آینده، نباید تنها به موشک‌های بسیار
پیشرفته و گران‌قیمت متکی بود. ‌

توصیه صدراعظم آلمان به فرزندانش: به آمریکا مهاجرت نکنید
 فردریش مرتس، صدراعظم آلمان در میان اجتماعی از جوانان کاتولیک آلمان‌گفت: دیگر من حتی به فرزندان خودم هم توصیه می‌کنم برای تحصیل و کار به آمریکا مهاجرت نکنند. او در ادامه گفت: زمانی واقعا کشور آمریکا را تحسین می‌کرد اما به فضای اجتماعی‌ای که ناگهان در داخل آمریکا پدیدار شده اشاره کرد و گفت: تنها در یکی دو سال گذشته تحصیل کردن و یافتن شغل مناسب در آمریکا خیلی ساده بود؛ اما حالا حتی پیدا‌کردن شغل برای بهترین تحصیلکرده‌ها هم در آمریکا سخت و دشوار شده است. گفتنی است از زمان روی کار آمدن دولت دوم ترامپ، علاوه بر اتخاذ سیاست‌های ضدمهاجرتی سختگیرانه و تشدید فضای نژادپرستی، مدت‌ها دولت این کشور سرگرم حمله به دانشگاه‌های بزرگ مانند هاروارد و کلمبیا به‌خاطر‌ پذیرش دانشجویان چینی و عدم‌تحویل اطلاعات دانشجویان معترض علیه اسرائیل بود. فضا آنقدر ضددانشگاهی شد که حتی کارولین لیویت، سخنگوی کاخ سفید اعلام کرد آمریکا دیگر به تحصیلکرده دانشگاهی نیاز ندارد و بیشتر به لوله‌کش و افراد فنی نیاز دارد.

با امضای توافق چندچندیم؟ 
هنوز باید متن رسمی و نهایی منتشر شود؛ اما اگر همین فهرست تعهدات مبنا باشد، صورت مسئله روشن است: ایران جنگ را متوقف می‌کند، مسیر تجارت در تنگه هرمز را باز می‌کند، تهدید مستقیم علیه آمریکا را کنار می‌گذارد، وضعیت فعلی برنامه هسته‌ای را حفظ می‌کند و می‌پذیرد درباره غنی‌سازی و پرونده هسته‌ای وارد گفت‌وگو شود.
خب، در مقابل چه می‌گیرد؟
آمریکا متعهد می‌شود نیروی نظامی جدید در منطقه مستقر نکند، محاصره دریایی ایران را فوراً بردارد، جنگ تازه‌ای شروع نکند، ۱۲میلیارد دلار از دارایی‌های ایران را قبل از دور دوم مذاکرات آزاد کند و در دوره ۶۰روزه، همه وجوه بلوکه‌شده را آزاد کند. تحریم‌های نفتی، پتروشیمی، مالی، بانکی و حمل‌ونقل هم تعلیق می‌شود و تحریم جدیدی تا پایان مذاکرات اعمال نخواهد شد.
اما مهم‌تر از پول و تحریم، 3 امتیاز راهبردی است: اول، آمریکا مدیریت ایران بر تنگه هرمز و حق دریافت هزینه خدمات در آن را می‌پذیرد. دوم، موضوع موشک‌ها و حمایت ایران از گروه‌های مقاومت از دستور مذاکرات خارج می‌شود. سوم، توقف تجاوزات رژیم صهیونیستی به لبنان تضمین می‌شود.
پس سؤال «چندچندیم؟» را باید اینطور جواب داد: ایران جنگ را متوقف می‌کند، اما اهرم‌های اصلی‌اش را نمی‌دهد. آمریکا محاصره، تحریم، تهدید نظامی و بخشی از مداخله منطقه‌ای را عقب می‌کشد.
اگر متن نهایی همین باشد، این فقط آتش‌بس نیست؛ تبدیل قدرت میدان به امتیاز سیاسی است.



تیم منتخب جبهه مقاومت 
در جام جهانی را می‌شناسید؟
جام جهانی ۲۰۲۲ قطر را یادتان هست؟ همان روزهایی که عده‌ای تلاش می‌کردند بین مردم و تیم ملی فاصله بیندازند. می‌گفتند این تیم، «تیم ملی ایران» نیست و می‌خواستند کاری کنند که حتی گل‌های ایران هم مردم را خوشحال نکند. هدف روشن بود؛ ساختن یک دوقطبی میان ایران و تیم ملی.
اما حالا 4سال گذشته و زمین بازی عوض شده است.
آن روزها می‌خواستند تیم ملی را از مردم ایران جدا کنند؛ امروز اما در فضای مجازی، از عراق و لبنان تا افغانستان، آدم‌هایی دیده می‌شوند که با پیراهن ایران ویدئو می‌گیرند و می‌گویند در جام جهانی ۲۰۲۶ طرفدار ایرانند.
بعضی عراقی‌ها می‌گویند اگر تیم خودشان حذف شود، از «تیم تنگه هرمز» حمایت می‌کنند. بعضی لبنانی‌ها هم تیم ملی ایران را «تیم منتخب محور مقاومت» صدا می‌زنند.
واقعیت این است که تغییر اصلی در تیم ملی رخ نداده؛ تصویر ایران عوض شده است.
ایرانی که می‌خواستند منزوی و تنها نشانش دهند، حالا برای بخشی از مردم منطقه نماد ایستادگی شده است. برای همین جام جهانی ۲۰۲۶ فقط درباره برد و باخت نیست؛ درباره تصویر ایران است.
این‌بار تیم ملی ایران فقط 11بازیکن ندارد؛ از بغداد تا بیروت، نگاه‌هایی پشت این تیم ایستاده‌اند.

توافق یعنی انتقام تمام شد؟
توافق به چه معنا است ؟
یعنی خون امام شهید فراموش شد؟
نه. اتفاقاً سؤال درست همینجاست.
ما با توافق یا بی‌توافق، خون‌خواه امام شهیدیم، اما باید ببینیم انتقام یعنی چه؟
بعد از شهادت حاج قاسم، امام شهید چند سطح از انتقام را توضیح دادند. گفتند انتقام سخت سر جای خودش است. عین‌الاسد یک سیلی بود‌ اما پایان ماجرا نبود. گفتند آمران و عاملان رها نمی‌شوند و مهم‌تر از همه گفتند انتقام حقیقی، خروج آمریکا از منطقه و شکستن هیمنه استکبار است.
پس انتقام فقط یک لحظه نیست. فقط یک شلیک نیست. فقط مجازات چند نفر نیست. انتقام یعنی دشمن از همان جایی ضربه بخورد که خیال می‌کرد قدرت دارد. امروز باید ببینیم آمریکا با چه هدفی وارد جنگ شد و حالا با چه تعهداتی پای توافق آمده است. می‌خواست محاصره کند؛ حالا باید محاصره را بردارد. می‌خواست فشار را بیشتر کند؛ حالا باید امتیاز بدهد. می‌خواست ایران را عقب بنشاند؛ حالا خودش پای میز عقب نشسته است. این یعنی میدان، دیپلماسی و خیابان، با هم کار خودشان را کرده‌اند.
توافق پایان انتقام نیست.
گاهی انتقام، شلیک موشک است.
گاهی شکستن هیمنه دشمن.
و گاهی تازه بعد از توافق شروع می‌شود...


 

این خبر را به اشتراک بگذارید