• چهار شنبه 29 بهمن 1404
  • الأرْبِعَاء 1 رمضان 1447
  • 2026 Feb 18
چهار شنبه 29 بهمن 1404
کد مطلب : 272816
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/BLnxX
+
-

فوتبالیستی که جام شهادت گرفت

پای صحبت‌های خانواده شهید امیرحسین محمدزاده در برنامه «جان ایران»

گزارش
فوتبالیستی که جام شهادت گرفت

الناز عباسیان؛ ریحانه مرتضوی | خبرنگار 

 هنوز داغ شهدای جنگ ۱۲ روزه تازه بود که جنایتی دیگر از سوی دست‌نشانده‌های آمریکا و رژیم صهیونیستی رقم خورد. امیرحسین محمدزاده، فوتبالیست ۱۸ساله و دانشجوی رشته مدیریت، در جریان اغتشاشات اخیر به شهادت رسید. او که تنها یک ترم از دانشگاه را پشت‌سر گذاشته بود، حالا میان شهدای مظلوم این واقعه جای گرفته است. خانواده این شهید ازجمله پدر، مادر و برادر بزرگ‌ترش که مبتلا به سندروم داون است، با حضور در برنامه تلویزیونی همشهری «جان ایران» از ابعاد شخصیتی و زندگی این قهرمان ملی گفتند.
بازی‌سازی که بدنساز بود
امیرحسین فوتبالیست حرفه‌ای بود؛ بازی‌ساز و بدنساز. عباس محمدزاده پدر شهید با اشاره به استعداد فوتبالی فرزندش می‌گوید: «از 4سالگی متوجه علاقه و استعدادش شدیم. چپ‌پا بود و من که خود سابقه فوتبال دارم، او را به باشگاه‌ها می‌بردم. خدا را شکر مسیر موفقیت را طی کرد و در باشگاه‌های ایرانمهر، نوجوانان پرسپولیس و المپیک بازی کرد. 3روز پس از شهادتش، نام او در لیست تیم ملی اعلام شد.»
سیده طیبه تقوی، مادر شهید نیز با خاطره‌ای از بازی پسرش می‌گوید: «یک روز برای تماشای بازی‌اش رفتم. مشغول دعا بودم که گل فوق‌العاده‌ای زد و با اشاره قلب، گلش را به من تقدیم کرد. فوتبال را حرفه‌ای دنبال می‌کرد و بدنسازی را هم جدی گرفته بود. دوستانش بعد از شهادت تعریف می‌کردند که در باشگاه او را به‌خاطر آمادگی جسمانی‌اش «هادی چوپان» صدا می‌زدند.»

از هیئت تا شهادت
ارادت امیرحسین به اهل‌بیت(ع) زبانزد بود. پدر شهید روایت می‌کند: «در محرم علمداری می‌کرد و روضه می‌خواند. مربی فوتبالش تعریف کرد: در مسیر اردوی شمال، تمام راه روضه خواند و بقیه سینه زدند. سه‌شنبه‌شب‌ها با دوستانش در هیئت جوانان حضرت رقیه(س)  شرکت می‌کرد و بعد از عزاداری با صورت کبود و سرخ به خانه برمی‌گشت. پنجشنبه شب‌ها هم با خانواده در هیئت قمر بنی‌هاشم محله افسریه شرکت می‌کردیم.» 
مادر می‌گوید: «امیرحسین، هم برایم پسر بود هم دختر، آنقدر که در کارهای منزل به من کمک می‌کرد. روز آخر نیز تمام خانه را نظافت و گردگیری کرد و به نوعی خانه را برای مهمانانی که بعد از شهادتش به منزل ما آمدند، آماده کرد.» او شب شهادت پسرش را اینگونه توصیف می‌کند: «آن شب من و پدرش به هیئت رفتیم و امیرحسین گفت دیرتر می‌آید. چند دقیقه از مراسم نگذشته بود که صداها بلند شد. دوستش زنگ زد و گفت: امیرحسین فقط زخمی شده، اما من همان لحظه فهمیدم شهید شده است. امیرحسین لایق شهادت بود و به برادر شهیدم پیوست.» 

دروغ‌پردازی درباره امیرحسین ممنوع! 
پس از شهادت امیرحسین، رسانه‌های بیگانه بارها از تصاویر او سوءاستفاده کردند. مادر شهید با دلخوری می‌گوید: «یک بار قبل از شهادت، فیلم بازی‌اش را شبکه اینترنشنال پخش کرد که خیلی ناراحت شدم. بعد از شهادت هم شبکه‌های غربی از عکسش استفاده کردند و گفتند که او از معترضان بوده است. به آنها می‌گویم به چه حقی از تصویر فرزندم برای اهداف شوم خود بهره می‌برید؟ هرگونه دروغ‌پردازی درباره امیرحسین ممنوع است. پسرم راهش را پیدا کرده بود؛ شهید زندگی کرد و شهید شد و با افتخار می‌گویم خود را فدای امام زمانش کرد.»

یاور همیشگی برادر
مهدی، برادر شهید که سندروم داون دارد با زبان بی‌زبانی از دلتنگی‌هایش می‌گوید. اینکه امیرحسین تمام کارهایش را انجام می‌داد و حتی در سفرهای کربلا و اربعین نیز همه‌جوره هوایش را داشت و روی ویلچر او را حمل می‌کرد. از گردش‌های برادرانه‌شان می‌گوید. آنقدر این روزها دلتنگ است که می‌توان از چشمانش فهمید. همانگونه که یک آن وسط برنامه با قاب عکسی که از امیرحسین در دست داشت، شروع به درددل کرد و حتی از او حلالیت خواست. ناگفته نماند این شهید در قطعه 42که ویژه شهدای جنگ 12روزه است در کنار شهید امیرحسین تقوی که از اقوام‌شان بوده آرام گرفته است.





 

این خبر را به اشتراک بگذارید