300 هزار کتاب در آتش آشوب
درباره انتشارات دارخوین و 300هزار جلد کتابی که در خشم ناآرامیها خاکستر شدند
گروه گزارش
حرف از تاریخ و جولان اسبها و دژخیمیسوارها نیست. حرف از تاریخ، از کتابخانه و کتابسوزی رومیان متعصب نیست. حرف از تاریخِباستان نیست...حرف از آتش و کتاب در همین زمستان معاصر است که عجیب با سوز و بهت آن تاریخ باستانی شباهت دارد؛ شباهتی که نشانش کتابسوزی است و حالا از آن تَلی خاکستر باقی مانده است؛ گَرد سوخته بیش از ٣٠٠هزار جلد کتاب، فقط از یک انتشارات. این روایت سوختن انتشارات نامونشاندارِ دارخوین در مرکز شهرستان لنجان استان اصفهان در غروب پنجشنبه ١٨ دی است.
هم محراب و هم کتاب آتش زدند
به حمله دشمن میماند؛ دشمنی که بر هر چه در شهرها بود، میتاخت؛ از آدمها تا کتابها. پنجشنبه ١٨ دی، ساعت حوالی ٢٠، گروهی خودشان را به خیابان شهید حسینی رساندند. قصدشان آتشزدن مسجد امامحسین(ع) بود؛ قصدی که اتفاق افتاد. کمی بعد، قصدی تازه به سر انداختند؛ آتشزدن ساختمان دیوار به دیوار مسجد که همان انتشارات دارخوین بود. جانمراد احمدی، مدیر انتشارات از آن غروب سیاه میگوید: «چهرههایشان را پوشانده بودند. اول مسجد را سوزاندند بعد آمدند سراغ ساختمانهای انتشارات.» به ٣ واحد مغازه مرتبط با ساختمان انتشارات (دفتر فروش، واحد چاپ دیجیتال و انبار) هجوم بردند. کسانی از آنها، با کلنگ دیوار و شیشهها را میکوبیدند و کسانی هم دبههای بنزین را به گوشه گوشه ساختمان، سرریز میکردند. 300هزار جلد کتاب فقط در انبار این انتشارات تا سقف چیده شدهبود؛ کتاب خاطرات بسیجیهای دوران دفاعمقدس 8 ساله، جانبازان و سرداران مدافع حرم و حتی آن هزار جلد کتابی که هنوز توزیع نشده بود.
کتابسوزیهای هدفمند
از ساختمان انتشارات دارخوین لنجان، مُشتی خاکستر و بقایایی اندک و نیمهسوخته از هزاران هزار جلد کتاب به زمین ماندهاست. احمدی دست به کاغذهای خاکسترشده میبرد و چند جلد کتاب نیمهسوخته از میانشان برمیدارد. احوالش به حسرت میماند: «موضوع عمده کتابهای انتشارات دارخوین، معرفی، زندگینامه شهدا و مدافعان حرم ازجمله کتاب پرفروش «مجیدبربری» (مجید قربانخانی) بود... آخر، چطور دلتان آمد...» حدود ٢٠ هزار جلد از کتابهای دارخوین، چاپ اول و هنوز توزیع نشده بودند. بهگفته احمدی، 12میلیارد تومان، خسارت این آتشسوزی است. احمدی معتقد است که هجوم به انتشارات و آتشزدن آن هدفمند بوده؛ چراکه شب بعد یعنی جمعه ١٩ دی نیز همانها که آتش به انتشارات انداخته بودند برای نابودی باقیماندههای احتمالی بازگشتند. آتشافروزان شبهای ناآرام لنجان حتی به خیریه کنار انتشارات دارخوین هم رحم نکردند و آن را با همه وسایلی که خیران برای نیازمندان تدارک دیده بودند، سوزاندند. بیدارقلی سلحشور، مسئول خیریه میگوید: «در آتش 18دی، جهیزیهای برای تعدادی دختر جوان و دمبخت، تهیه کرده بودیم که سوخت....»
آتش، دامن بسیاری از کتابخانهها را گرفت
حمیدرضا از کارکنان انتشارات است که او نیز حرفهایی در روایت از آن غروب داغ و سوزنده دارد:«بعضیهایشان، بغل بغل کتاب از انبار انتشارات بیرون آوردند و ریختند وسط خیابان...آن جلدها را آنجا آتش زدند.» شعلههای فرهنگسوزی در شبهای ناآرام به دامن دیگر کتابخانههای عمومی کشور نیز رسید. از ١۶ هزار جلد کتاب کانون پرورش فکری کودکان نیشابور، ٧ هزار جلد کتاب کتابخانه مصلای آیتالله اعرافی میبد، ۱۷هزار جلد کتاب کتابخانه امامحسن مجتبی(ع) زرنه شهرستان ایوان استان ایلام، 8هزار جلد کتاب کتابخانه مدرسه علمیه مشکات خمینیشهر استان اصفهان تا هزاران هزار جلد کتابهای دیگر در کتابخانههای محلی و مساجد که تعدادشان کم نبوده است.
برادران کارامازوف، درخت نارنج و نسخ خطی سوختند

آتــش نـاآرامـیها، روایتهای مجلد بسیاری را سوزاند؛ روایتهایی خواندنی از افسانههای کهن، مثل عروسی درخت نارنج شیرازی و داستانهای کلاسیک مانند برادران کارامازوف تا داستانهای معاصر. حالا آن آتش و آن ناآرامیها خود، روایتی بلند و غمبار است. با توجه به تازهترین آمار منتشرشده از سوی نهاد کتابخانههای عمومی کشور، به بیش از ۵٠ کتابخانه در استانهای مختلف کشور طی حوادث اخیر آسیب جدی وارد شده است. آزاده نظربلند، دبیرکل نهاد کتابخانههای عمومی کشور گفت: «گستردگی آثار تخریب حوادث اخیر به حدی است که ضمن از بینرفتن گنجینه نسخ خطی و ارزشمند کتابخانه محمدیه شهرستان بروجن، چندین کتابخانه بهطور کامل از چرخه خدمترسانی خارج شدهاند.» نظربلند همچنین تأکید داشت: «تاوان اصلی این تخریب فرهنگی، بیشتر از همه متوجه کودکان، نوجوانان و مشتاقان دانش خواهد بود.» دبیرکل نهاد کتابخانههای عمومی کشور همچنین افزود: «علاوه بر گستردگی خسارت فرهنگی در انتشارات دارخوین، تخریب کتابخانه محمدیه بروجن در استان چهارمحال و بختیاری نیز تقریبا غیرقابل جبران است؛ چرا که بیش از 12هزار جلد کتاب نفیس شامل نسخ خطی کمیاب، چاپهای سنگی، گردآوری، دایرهالمعارفها و فرهنگهای معتبر عربی و فارسی و البته مجموعهای از چاپهای مهم مانند کتب معتبر اهل سنت مانند صحاح سته در آن سوختند.» قدمت کتابخانه محمدیه بروجن به سال1349بازمیگردد. سرنوشت کتابخانه فردوسی شهر سورشجان در همین استان چهارمحال و بختیاری نیز چیزی جز آتش و دود و خاکستر نبود؛ کتابخانهای پررفتوآمد که پیش از این بیش از 30هزار جلد کتاب، میان قفسههایش جای داشت.