بلید رانر
انسانیت یک روبات انسان نما
داستان فیلم«بلید رانر» درباره دکارد است، ریکدکارد باید 6رپلیکنت شورشی را که به شکل غیرقانونی از جهان زیرین فرار کرده و به زمین برگشتهاند شناسایی کند و بکشد. وقایع داستان در شهر لسآنجلس رخ میدهد. فیلم بیش از 5رپلیکنت را نمایش نمیدهد؛ همانطور که تیم دیرکس، منتقد سینما اشاره کرده، دکارد میتواند ششمین رپلیکنت باشد.رپلیکنتها موجودات مصنوعی شبیه آدمیزاد هستند و تولید میشوند تا مثل برده در کلونیهای انسانی کار کنند. آنها به شکل کنونیشان ساخته میشوند. در مغزشان تراشههایی کار گذاشته شده که خاطراتی از گذشته در آن ذخیره شده است. آنها بعد از 4سال کنار گذاشته میشوند؛ چون آنقدر باهوشاند که میتوانند احساسات انسانی را تقلید کنند و کمکم به این باور برسند که واقعا انسان هستند و قطعا بعد از آن خواهان حق رأی و حقوق مدنی هم میشوند. بخش عمده این فکرها از کتاب فیلیپ. کی. دیک، نویسنده رمان «آیا آدممصنوعیها خواب گوسفند برقی میبینند؟» آمده که فیلمنامه اقتباسی از آن بهحساب میآید.فیلم «بلید رانر» در ادامه فیلمهایی نظیر «متروپولیس» و «آنچه میآید» ساخته شده، ولی تصویری که فیلم از آینده میسازد آنقدر فراگیر شده که بر بیشتر ساختههای علمی ـ تخیلی بعد از خودش تأثیر گذاشت. مهمترین عناصری که از آینده نشان میدهد عبارتند از: شرکتهای عظیم بینالمللی، فضاهای شهری منحط، شلوغی، فناوری در اوج و در عوض فقر و نداری همهگیر و در نهایت فضای بصری شبیه فیلمهای نوآر. به فیلمهایی نظیر «شهر تاریک»، «یادآوری کامل»، «برزیل»، «12میمون» یا «گاتاکا» نگاه کنید تا رد این تأثیر را ببینید. ماجراهای این فیلم از آنجا آغاز میشود که شخصیت «ریک دکارد» از اعضای سابق یک واحد ویژه پلیس، با اجبار سروان برایانت میپذیرد که گروهی از روباتها را بیابد و از بین ببرد. این گروه متشکل از 6روبات است که با ظاهر انسانی، با یک سفینه فضایی به زمین آمدهاند. آنها طوری برنامهریزی شدهاند که پس از 4سال خودبهخود نابود میشوند. ریک هنگام بازدید از کمپانی تایرل که تولیدکننده روباتهاست، متوجه میشود که دکتر تایرل دخترش ریچل را برای انجام آزمایشها در نظر گرفته. ریک با کشتن یکی از روباتها مورد حمله دومی قرار میگیرد و وقتی ریچل او را نجات میدهد به نتایج تازهای میرسد.