مهاجران خشکسالی در ایران
مرکز آمار و سازمان هواشناسی از تطابق نقشه خشکسالی با روند مهاجرت در ایران خبر دادند
زهرا رفیعی- روزنامهنگار
فشارهای زیستمحیطی یکی از 4 «کلانروند» در شکلدهی جهان امروز است که خود شامل تغییرات اقلیمی و کمبود منابع میشود. این فشارها منجر به جابهجایی وسیع آدمها در کره زمین شدهاند. افزایش دمای زمین و کاهش بارش شاخصهای اصلی تغییر اقلیم هستند که دانشمندان سالهاست در مورد آن هشدار میدهند. ایران نیز درگیر تأثیرات ناشی ازفشارهای زیستمحیطی است. بررسیهای مرکز آمار ایران نشان میدهد که جابهجایی جمعیت در دهه اخیر در کشور، تا حدود زیادی با نقشه خشکسالی ناشی از تغییر اقلیم و مصرف بیرویه آبهای تجدیدپذیر تطابق دارد و بهنظر میآید که شهرهای مهاجرپذیر نیز تنش آبی کمتری نسبت به شهرهای مهاجرفرست دارند.
معیشت اکثر جمعیت روستاییان در کشور از دیرباز از طریق کشاورزی بوده و اساسا توسعه در این بخش با میزان مصرف منابع آبی ارتباط مستقیمی دارد. هماکنون بخش کشاورزی با سهم حدود 90درصدی بیشترین مصرفکننده منابع آبی است.
علیاکبر محزون، مدیرکل دفتر جمعیت، نیروی کار و سرشماری مرکز آمار ایران در مورد تغییرات جمعیتشناختی در کشور و ارتباط آن با نقشه خشکسالی کشور به همشهری میگوید: در نخستین سرشماری صورتگرفته در سال1335، جمعیت روستایی کشور 68.6درصد بود. این نسبت در سرشماری سالهای 55تا65 بهنوعی برابر با جمعیت شهری میشود و پس از آن معکوس و به کفه ترازوی جمعیت شهری اضافه میشود. هماکنون و براساس آخرین سرشماریها، 74درصد جمعیت، شهری و 26درصد، روستانشین هستند. این تغییرات جمعیت نقاط شهری و روستایی در مباحث کلان جمعیتشناسی، لزوما متاثر از جابهجایی جمعیت نیست، مثلا تبدیل روستا به شهر و شهر به شهرستان در تقسیمات کشوری در بازتعریف مسائل مؤثر است. در مباحث مربوط به مهاجرت داخلی، 4نوع مهاجرت داخلی (شهر به شهر دیگر، روستا به روستا، شهر به روستا و روستا به شهر) قابل تفکیک است. رصد چند دوره سرشماری در کشور نشان میدهد که مهاجرت شهر به روستا و روستا به شهر تقریبا در حال برابر شدن است. ترازنامه مهاجرتی بین شهرها نیز چشماندازی از روند جابهجایی در کشور میدهد. بر این اساس علیاکبر محزون توضیح میدهد: اگر مراکز استانها را بهعنوان مبداء و مقصد مهاجرتی درنظر بگیریم، شهرهای کرج، رشت، شیراز، سمنان و قم بهترتیب بزرگترین «خالص مهاجرت داخلی» (بیشتر از ٢٠هزار نفر) را داشتهاند، یعنی بیشترین مهاجر را در یک دهه اخیر پذیرفتهاند. کلانشهری مثل تهران که همیشه بیشترین رتبه را برای مهاجرپذیری داشت به حدی از اشباع رسیده که دیگر در بالای این لیست قرار نگرفته است. بهعبارت دیگر تهران خالص مهاجرتی منفی داشته است. یک سوم مراکز استانها نیز در کشور دارای خالص مهاجرت منفی هستند و این بدین معناست که افراد خارج شده بیشتر از افراد وارد شده به این شهرها هستند. یعنی در بین مراکز استانهای کشور شهرهای تبریز، اصفهان، قزوین، خرمآباد، اراک، اهواز، زاهدان، تهران، ساری و بجنورد بهترتیب دارای خالص مهاجرت داخلی منفی بودهاند. یعنی در این شهرها برآیند جریانهای مهاجرت داخلی در جهت کاهش جمعیت این شهرها عمل کرده است.
او با این مقدمه به نقشه خشکسالی که مرکز هواشناسی کشور منتشر کرده، اشاره میکند و میگوید: بررسیها نشان میدهد که در یک دوره 10ساله، نقاط مرکزی، جنوب شرق و جنوب غرب کشور بیشترین تأثیر را از خشکسالی گرفتهاند. نقشه مهاجرتی مرکز آمار ایران نیز مؤید و پشتیبان نقشه سازمان هواشناسی است. بهعبارت دیگر مناطق مرکزی کشور، عمدتا خالص مهاجرتی منفی دارند یعنی مهاجرفرستتر هستند. مقصد بیشتر مهاجرتها، آذربایجانها در شمال غرب کشور، شمال شرق خراسان شمالی، بخشهای غربی گیلان، بخشهایی از زنجان و چهارمحال و بختیاری است. اگرچه مسائل اقتصادی در میزان و مکان مهاجرت مؤثر است اما دادههای مکانمحور سازمان آمار، نشان از تأثیر تغییرات اقلیمی بر مقصد مهاجرت دارد. مدیرکل دفتر جمعیت، نیروی کار و سرشماری مرکز آمار ایران با اشاره به تأثیر تغییرات اقلیمی بر روند خالی از سکنه شدن روستاها میگوید: در چند سرشماری مختلف 97هزارو500 آبادی در کل کشور احصا شده است که 35هزار عدد از این روستاها یعنی 36درصد آبادیها خالی از سکنه شدهاند. یکی از سؤالاتی که در سرشماری سال95 از خانوارها پرسیده شده، این است که «آیا در 5سال اخیر به مکان فعلی جابهجایی صورت گرفته است یا خیر؟» در پاسخ به این سؤال مشخص شد که 4میلیون و 300هزار نفر در 5سال اخیر به مکان جدید مهاجرت کردهاند. بررسی سیر حرکت جمعیت در کشور نشان میدهد که در حوزه کشاورزی نیز اتفاقات معناداری میافتد یعنی در برخی از استانها از سهم شاغلان بخش کشاورزی (که از عمدهترین مصرفکنندگان منابع آبی هستند) کاسته و به سهم شاغلان در بخشهای صنعت و خدمات اضافه میشود.