• پنج شنبه 21 خرداد 1405
  • ٢٥ ذو الحجة ١٤٤٧
  • 2026 Jun 11
یکشنبه 9 آذر 1399
کد مطلب : 117221
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/Kr7V8
+
-

قصه‌های کهن/ ذوالنون مصری

قصه‌های کهن/ ذوالنون مصری

نقل است که ذوالنون گفت: «اعرابی‌ای دیدم در طواف، با تنی نزار و زرد و استخوان گداخته.»
به او گفتم: تو محبی؟
گفت: بلی.
گفتم: حبیب تو به تو نزدیک است یا از تو دور؟
گفت: نزدیک.
گفتم: موافق است یا ناموافق؟
گفت: موافق.
گفتم: حبیب تو، به تو نزدیک و تو به این زاری و نزاری؟
گفت: ندانسته‌ای که عذاب نزدیکی و موافقت، هزار بار سخت‌تر از عذاب دوری از مخالفت است.
تذکره الاولیا- عطار نیشابوری

این خبر را به اشتراک بگذارید