• یکشنبه 10 خرداد 1405
  • ١٤ ذو الحجة ١٤٤٧
  • 2026 May 31
جمعه 21 فروردین 1405
کد مطلب : 274291
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/l5v4J
+
-

پاسخ به 16شبهه درباره این روزها

پاسخ به 16شبهه درباره این روزها

چرا مذاکره؟
چون این‌بار ایران به مذاکره نیاز دارد، نه آمریکا؛ برای اینکه پیروزی‌های میدانی را به دستاوردهای سیاسی و حقوقی تثبیت‌شده تبدیل کند.

کدام پیروزی؟ شعاری نیست؟ همین الان چند چندین؟
دشمن به هیچ هدفش نرسید؛ نه براندازی، نه آشوب و نه برچیدن هسته‌ای و نه موشکی.
همین؟ خیر، بسیار هزینه داد؛ هم اختلاف داخلی، هم اختلاف با اروپا و هم‌پیمان‌ها، هم ضعف شدید در روایت و رسانه، هم محکومیت نزد افکار عمومی دنیا و حتی خود آمریکا، بی‌آبرویی در میدان نظامی و شکست ادوات افسانه‌ای‌اش، بسته شدن تنگه هرمز، افزایش درآمد برای ایران‌ و....

چرا آمریکا سراغ مذاکره آمد؟
چون عملا گزینه مؤثری در میدان نداشت؛ نه تهدیدها اثر گذاشت، نه فشارها به هدف رسید.از سویی معادله داشت از کنترل خارج می‌شد؛ ایران وارد زدن زیرساخت‌های نفتی شده بود
 و اگر گره تنگه هم باز می‌شد، اصلا نفتی برای عبور باقی نمی‌ماند. 

رهبرانقلاب از مذاکره خبر داشت؟
بله؛ چون جنگ و صلح در حوزه مسئولیت ایشان است، در بیانیه‌ شعام به آن تصریح شده، منطق مذاکره هم روشن و قابل دفاع است، و اساسا عقلا و قانونا چنین تصمیمی بدون اطلاع ایشان ممکن نیست.

آیا این خواست اصلاح‌طلبان است؟
خیر؛ این موضوع اصلا میدان رقابت جریان‌های سیاسی نیست، تصمیم در سطح کلان حاکمیت و نهادهای عالی با تأیید رهبری اتخاذ می‌شود و این مذاکره از موضع قدرت است، نه از جنس مذاکره‌ای که از سر انفعال مطرح می‌شد.

چرا جنگ را ادامه ندهیم؟
جنگ فقط نظامی نیست، گام بعدی هر جنگ، مذاکره است. وقتی از موضع قدرت باشیم، مذاکره مؤثرتر است 
و جنگ دائمی هم هزینه‌زاست و به ضرر مردم و زیرساخت‌هاست.

ما قبلا هم مذاکره کردیم و نتیجه نگرفتیم.
بله، اما این‌بار فرق دارد.
دشمن 2 خطای محاسباتی‌اش را اصلاح کرده:
قدرت نظامی ایران را فهمیده‌ و پشتوانه مردمی آن را- با همه سلیقه‌ها- دیده است.
بنابراین دیگر از موضع قلدری مذاکره نمی‌کند.

چرا می‌گوییم مذاکره بر سر شروط پیروزی است؟
چون همین شروط قبلا ارائه شد و نپذیرفتند، اما حالا به‌دلیل ضعف در میدان، ناچار به پذیرش نزدیک شده‌اند.
حتی اگر در نهایت هم کامل نپذیرند، باز هم این مسیر برای ما آورده و دستاورد دارد.

اگر شروط را نپذیرند چه آورده‌ای دارد؟
با توجه به‌ دست برتر ایران در میدان، این‌بار دشمن دچار بحران مشروعیت می‌شود‌ و ایران می‌تواند اهدافش را بدون توافق پیش ببرد.
یعنی بازگشت به قبل، اما بدون اثرگذاری اهرم تهدید و سایه جنگ.

از کجا معلوم مذاکره‌کننده خیانت نکند؟
اولا مذاکره‌کننده تصمیم‌گیر نهایی نیست، ثانیاً بی‌اعتمادی در جنگ به مسئولان آن‌هم در این شرایط و پاکاری تمام عیار مسئولان نهایت بی‌انصافی است؛ البته جای نقد باقی است.

وقتی لبنان را می‌زنند، چرا آتش‌بس کردیم؟
موضع ایران روشن است: مذاکره بعد از آتش‌بس کامل در کل جبهه، به‌ویژه لبنان.

پس حذف اسرائیل چه؟
این جنگ، کوتاه‌مدت و یک‌مرحله‌ای نیست؛ همه اهداف هم قرار نیست در یک مقطع محقق شود.
این یک نزاع بلندمدت است که زمان و استمرار می‌خواهد؛ یک روز آقای شهیدمان فرمودند آمریکا باید از منطقه برود. این مهم بعد از سال‌ها و الان در حال تحقق است. مقاومت یعنی:
حماسه، صبوری، استمرار و پایداری تا رسیدن به اهداف نهایی.

پس چرا پاسخ نظامی نمی‌دهیم؟
در گام اول، تلاش بر فشار سیاسی برای تثبیت آتش‌بس کامل است؛ چون همین حالا همراهی اروپا و برخی کشورها شکل گرفته و اقدام نظامی زودهنگام می‌تواند این اجماع را از بین ببرد.اما این یک تصمیم موقت است؛ درصورت لزوم، مرحله بعدی می‌تواند اقدام نظامی باشد.

پس تقاص خون رهبرمان چه؟
اولا ترامپ را هم بزنیم تقاص تار عبای رهبرمان نیست، بعد هم مگر قرار است نبرد ما با استکبار تمام شود؟ در این مرحله فقط دنبال این هستیم که پیروزی میدان را تثبیت حقوقی کنیم. برای تقاص‌گرفتن حالا حالا با دشمن کار داریم. فقط توجه کنیم که جنگ ما نامتقارن و نرم است.

وظیفه ما چیست؟ خیابان چه می‌شود؟ 
اولا پیروزی را ببینیم و حتما روایت کنیم، دوم ماندن در میدان، توجه کنیم آنچه همه محاسبات دشمن را به‌هم ریخته، حضور میدانی مردم است، سوم فقط انسجام؛ وحدت مردم با مردم و مردم با مسئولان.

 مقابل وحدت‌شکنان چه کنیم؟ 
اطلاع‌رسانی.
کسانی که اتهام سازشکار به برخی مسئولان می‌زنند عمدتا نگرانند و محق. تنها شبهه دارند. باید کمک کرد مطلع شوند تا نگرانی‌شان رفع شود.

این خبر را به اشتراک بگذارید