• یکشنبه 10 خرداد 1405
  • ١٤ ذو الحجة ١٤٤٧
  • 2026 May 31
یکشنبه 10 خرداد 1405
کد مطلب : 276849
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/nrNQ5
+
-

قصه جدید گردشگری ایران در جهان‌ امروز

یادداشت
قصه جدید گردشگری ایران در جهان‌ امروز

سیدرضا صالحی‌امیری؛  وزیر میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی  

در تاریخ ملت‌ها مقاطعی وجود دارند که به «نقطه‌عطف تاریخی» تبدیل می‌شوند؛ لحظاتی که در آن ادراک ملت‌ها از خویشتن، جایگاه کشورها در نظم جهانی و نسبت آینده با تاریخ دستخوش بازتعریف می‌شود. جنگ تحمیلی‌سوم برای ایران واجد چنین ماهیتی بود؛ رخدادی که اگرچه در ظاهر یک منازعه امنیتی و منطقه‌ای به‌نظر می‌رسید، در لایه‌های عمیق‌تر صحنه ظهور دوباره ایران به‌مثابه یک قدرت تاریخی، فرهنگی و تمدنی بود. طراحان این جنگ بر مبنای دستگاه محاسباتی نادرست خود تصور می‌کردند می‌توانند با ترکیب فشار نظامی، عملیات روانی، جنگ شناختی و محاصره رسانه‌ای ساختار اراده ملی ایرانیان را در مدت‌‌ کوتاهی دچار فرسایش کنند. آنان از درک این حقیقت بنیادین  غافل بودند که ایران یک «حقیقت تاریخی» است که ریشه در حافظه تمدنی، پیوستگی فرهنگی و قدرت بازتولید ‌ و سرمایه اجتماعی ‌ دارد. آنچه در این میدان رخ داد یک خطای راهبردی در فهم ایران بود. اقتدار نیروهای مسلح ایران در میدان، حضور مسئولانه و آگاهانه مردم در صحنه و کارآمدی دولت در پشتیبانی از این هم‌افزایی تاریخی موجب شکل‌گیری نوعی «چرخش ادراکی» در سطح منطقه‌ای و جهانی شد. امروز بسیاری از بازیگران نظام بین‌الملل ایران را به‌عنوان کشوری برخوردار از عمق راهبردی، انسجام تمدنی و ظرفیت پایدار ملی بازخوانی می‌کنند. ایران در این جنگ به سطحی تازه از خودآگاهی تاریخی و اعتمادبه‌نفس دست یافت. آنچه امروز در فضای اجتماعی کشور مشاهده می‌شود، نشانه شکل‌گیری فرایندی عمیق‌تر است: «بازتولید مفهوم ایران در ذهن ایرانیان و جهانیان.»
در جهان معاصر کشورها زمانی به بازیگران اثرگذار جهانی تبدیل می‌شوند که بتوانند «روایت تمدنی» خود را به یک مرجع الهام‌بخش در نظام ادراکی جهان بدل سازند. در چنین چارچوبی گردشگری بخشی از معماری قدرت نرم، دیپلماسی ادراکی و بازنمایی هویت ملی 
کشورهاست.
جهان امروز در حال ورود به مرحله‌ای تازه از تحولات است؛ مرحله‌ای که در آن انسان بیش از هر زمان دیگری در جست‌وجوی معنا، اصالت، تجربه‌های واقعی انسانی و پیوند با فرهنگ‌های ریشه‌دار است.
بحران‌های گسترده هویتی، فرسایش معنای زندگی در جوامع صنعتی، آشفتگی‌های ژئوپلیتیکی و بی‌ثباتی روانی ناشی از جهان دیجیتال موجب شده است که ملت‌ها و جوامع، بار دیگر به‌‌ کانون‌های تاریخی معنا و تمدن
توجه کنند.
در این میان ایران واجد یکی از استثنایی‌ترین ظرفیت‌های تمدنی و فرهنگی جهان است؛ سرزمینی که همزمان حامل تاریخ، معنویت، تنوع فرهنگی، سرمایه انسانی، حافظه تاریخی و تجربه مقاومت تاریخی است. ایران یک «زیست‌جهان تمدنی» است که در آن تاریخ هنوز زنده  و فرهنگ در آن جاری است و هویت نیز در متن زندگی اجتماعی وجود دارد.
جنگ اخیر ناخواسته این واقعیت را بیش از گذشته در معرض دید جهانیان قرار داد. اکنون جهانیان می‌خواهند ایران را از نزدیک ببینند و درک کنند؛ نه آن ایران که دهه‌ها در روایت‌های جهت‌دار رسانه‌ای بازنمایی شده بود، بلکه ایران واقعی را؛ کشوری که توانست در میانه سنگین‌ترین فشارهای ترکیبی، ثبات اجتماعی، انسجام ملی و عقلانیت راهبردی خود را حفظ کند. این «کنجکاوی جهانی نسبت به ایران» درواقع یک سرمایه نوظهور برای 
ایران است.
از همین منظر باید دوره پساجنگ را آغاز «بازآرایی جایگاه ایران در نظم فرهنگی و گردشگری جهان» تلقی کرد. امروز مسئله اصلی ما بازتعریف تصویر ایران در ذهن جهانیان و تبدیل ظرفیت‌های کشور به سرمایه پایدار بین‌المللی است.
بر همین اساس وزارت میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی تدوین «سند راهبردی گردشگری ایران در دوره پساجنگ» را آغاز کرده است؛ سندی مبتنی بر 3محور بنیادین: «صیانت»، «تاب‌آوری» و «بازسازی برند ملی ایران».
صیانت به‌معنای حفاظت از زیست‌بوم تمدنی و فرهنگی ایران است؛ از میراث تاریخی و هویت بومی تا سرمایه انسانی و شبکه فعالان گردشگری. ما معتقدیم حفاظت از این ظرفیت‌ها بخشی از صیانت ‌امنیت فرهنگی و اقتدار نرم ایران است.
تاب‌آوری ناظر بر بازطراحی ساختار گردشگری ایران متناسب با جهان پرمخاطره آینده است. تجربه جهانی نشان داده است که کشورهایی در دهه‌های آینده موفق خواهند بود که بتوانند صنعت گردشگری خود را بر پایه تنوع جغرافیایی، جذابیت، امنیت، فناوری‌های نوین، حکمرانی هوشمند و دیپلماسی فرهنگی بازآرایی کنند. بازسازی برند ملی ایران مهم‌ترین ماموریت راهبردی ما در دوره جدید است. ایران باید از موقعیت تاریخی جدید خود برای بازتعریف تصویر جهانی خویش بهره گیرد؛ تصویری مبتنی بر تمدن، عقلانیت، ثبات، فرهنگ، امنیت، گفت‌وگو و امید.
در همین چارچوب، توسعه متوازن گردشگری در سراسر جغرافیای ایران در دستورکار قرار گرفته است؛ از سواحل مکران و خلیج‌فارس تا شمال، غرب، شرق، فلات مرکزی و مسیرهای دیگر کشور.
هدف ما شکل‌دهی به شبکه‌ای یکپارچه از گردشگری فرهنگی، تاریخی، طبیعی و دریامحور است تا ایران بتواند جایگاه شایسته خود را در هندسه جدید گردشگری جهانی بازیابد.
ما بر این باوریم که در دوره پساجنگ، جهان با «ایران جدیدی» مواجه خواهد شد؛ ایرانی که در جایگاه یک قدرت نوظهور ظاهر می‌شود. جهانیان اکنون می‌خواهند بدانند این سرزمین کجاست و مردمانش دارای چه ویژگی‌هایی هستند که توانستند در برابر فشارهای چندلایه بایستند و درعین‌حال امید اجتماعی، انسجام ملی و ثبات راهبردی خود را حفظ کنند.
این پرسش جهانی درباره ایران اگر با سیاستگذاری علمی، روایت‌سازی حرفه‌ای، دیپلماسی فرهنگی فعال و حکمرانی هوشمند گردشگری همراه شود، می‌تواند آغازگر یکی از مهم‌ترین دوره‌های تاریخی گردشگری ایران باشد؛ دوره‌ای که در آن کشورمان یک «فرصت جدید گردشگری» برای جهانیان خواهد بود.‌‌ایرانِ پس از جنگ نشانه بازگشت یک قدرت به مرکز هندسه فرهنگی و گردشگری جهان است؛ قدرتی که توانسته است میان تاریخ و آینده، امنیت و فرهنگ، مقاومت و عقلانیت و هویت و توسعه، پیوندی پایدار و راهبردی برقرار کند و اکنون آماده است تا روایت واقعی خود را به جهان عرضه کند.



 

این خبر را به اشتراک بگذارید