کیفقاپهای 18ساله میگویند فقط برای کلکل و رقابت سارق شدهاند
دستگیری سارقان رکوردشکن
الهه فراهانی | روزنامهنگار
سرقتهای سریالی 2جوان 18ساله که برای کلکل و رکوردشکنی دست به موبایلقاپی در خیابانهای تهران میزدند با دستگیریشان پایان یافت.
به گزارش همشهری، در پی افزایش گزارشهای موبایلقاپی در مرکز پایتخت، بررسی این موضوع در دستور کار پلیس قرار گرفت. بررسی اظهارات مالباختگان نشان میداد که 2جوان موتورسوار درحالیکه صورت خود را با ماسک پوشانده بودند، در چشم برهم زدنی اقدام به قاپیدن تلفن همراه طعمههایشان میکردند. در ادامه تحقیقات مشخص شد که سارقان گاهی عابران پیادهای را که در حال صحبت با موبایل بودند هدف قرار میدادند و گاهی نیز رانندگانی را که در ترافیک با شیشه پایین پشت فرمان قرار داشتند.
مظنونان
بررسیها نشان میداد پلاک موتورسیکلتی که این 2نفر از آن استفاده میکنند مخدوش است و همین موضوع شناسایی آنها را دشوار کرده بود. از سوی دیگر، بیشتر سرقتها در محدوده مشخصی از مرکز شهر رخ میداد. به همین دلیل، مأموران با تمرکز بر همان محدوده، گشتزنیهای نامحسوس خود را آغاز کردند تا اینکه شامگاه دوم تیر ماه، متوجه موتورسوارانی شدند که پلاک موتورشان مخدوش بود و با رفتار مشکوک در خیابانها پرسه میزدند. این 2نفر چندبار یک مسیر را طی کردند و نگاهشان مدام متوجه عابران و رانندگانی بود که تلفن همراه در دست داشتند. همین رفتار باعث شد مأموران به آنها مشکوک شوند و دستور توقف بدهند. موتورسواران با مشاهده پلیس تلاش کردند از محل فرار کنند، اما تعقیب کوتاهی شکل گرفت و در نهایت هر دو نفر توسط مأموران دستگیر شدند.
راز موتور سرقتی
متهمان در بررسیهای اولیه مدعی شدند که تنها برای گردش و بهاصطلاح دور دور به خیابان آمدهاند اما در ادامه بررسیها، شماره پلاک موتورسیکلت استعلام و مشخص شد، عصر 24خردادماه از مقابل خانهای در محدوده بیسیم به سرقت رفته است؛ با روشنشدن این موضوع، ادعای اولیه متهمان رنگ باخت. 2جوان ۱۸ ساله در نهایت لب به اعتراف گشودند و به چندین فقره موبایلقاپی در مرکز شهر اعتراف کردند. آنها گفتند پس از سرقت موتورسیکلت، با استفاده از آن در خیابانها پرسه میزدند و در فرصت مناسبی تلفن همراه عابران یا رانندگان را میقاپیدند. با دستور بازپرس دادسرای ویژه سرقت، هر دو متهم برای ادامه تحقیقات در اختیار کارآگاهان پلیس آگاهی قرار گرفتند و بررسیها برای شناسایی دیگر مالباختگان احتمالی ادامه دارد.
گفت و گو
ثبت رکوردی عجیب
امید، یکی از متهمان پرونده میگوید: کریخوانی در یک گیمنت، آغازگر ماجرای ورود آنها به دنیای سارقان شده است.
از چه زمانی سرقتهایتان را شروع کردید؟
داستانش مفصل است. برای بازی فوتبالدستی و پلیاستیشن به یک گیمنت میرفتم. همانجا با حمید همدستم آشنا شدم. ما هر دو ۱۸ ساله بودیم، اما چند نفری که همراه ما بازی میکردند سن بیشتری داشتند. آنها اغلب درباره سرقتهایی که دیده بودند یا کلیپهایی که در فضای مجازی میچرخید صحبت میکردند و میگفتند هیچکس نمیتواند در کمتر از یک دقیقه موبایلقاپی کند. همین حرفها باعث شد ما به فکر خودنمایی بیفتیم.
یعنی تصمیم گرفتید رکورد سرقت را بشکنید؟
ما تحتتأثیر همان حرفها قرار گرفتیم و گفتیم میتوانیم این رکورد را بشکنیم. به همین دلیل، سوار موتور میشدیم و در خیابانهای مرکز شهر پرسه میزدیم. هرجا کسی را میدیدیم که با گوشی صحبت میکند یا رانندهای که پشت چراغ قرمز موبایل دستش است، نزدیک میشدیم و گوشی را میقاپیدیم.
یعنی فقط برای کلکل سارق شدید؟
بله. میخواستیم ثابت کنیم شجاعت و مهارت داریم. در واقع ثبت رکورد عجیب داشته باشیم؛ سرقت زیر60ثانیه اما خب اشتباه کردیم، ما سنی نداریم و ناپختگی کردیم.
چطور میخواستید ثابت کنید که زیر یک دقیقه، سرقتها را انجام میدهید؟
قبل از شروع کار، گوشی خودمان را روی حالت فیلمبرداری میگذاشتیم. بعد از سرقت هم از گوشی که گرفته بودیم تصویر میگرفتیم و زمان انجام سرقت را اعلام میکردیم تا مشخص شود چقدر طول کشیده است.
موفق شدید رکوردشکنی کنید؟
اوایل شاید 3دقیقه طول میکشید، اما هرچه بیشتر انجام میدادیم سریعتر میشدیم. بعد از مدتی توانستیم زمان را به حدود یک دقیقه و بعدش هم کمتر از یک دقیقه برسانیم.
موتور برای کی بود؟
همدستم حمید در یک تعمیرگاه موتور کار میکند. گاهی موتورسیکلتهایی را که برای تعمیر آورده میشد برمیداشت و ما برای سرقت از آن استفاده میکردیم. پلاک را مخدوش میکردیم تا شناسایی نشویم.
اما زمانی دستگیر شدید که موتور سرقتی داشتید؟
این هم از بدشانسی ما بود. حمید موتوری را از تعمیرگاه آورده بود که در مسیر خراب شد. مجبور شدیم آن را به تعمیرگاه برگردانیم و برای انجام سرقت یک موتور سرقت کنیم.
تا چه زمانی قرار بود به سرقتهایتان ادامه بدهید؟
اصلا تصوری از دستگیری نداشتیم. فکر میکردیم کسی نمیتواند ما را شناسایی کند اما اشتباه میکردیم. حالا که دستگیر شدهایم تازه متوجه شدهام این رقابت بیمعنا چه عواقبی دارد.