• پنج شنبه 25 مهر 1398
  • الْخَمِيس 17 صفر 1441
  • 2019 Oct 17
چهار شنبه 30 آبان 1397
کد مطلب : 38278
+
-

برای کتاب، برای فرهنگ، برای امید

بازتاب
برای کتاب، برای فرهنگ، برای امید

پژمان موسوی | روزنامه نگار

در هیاهوی شهر شلوغ، جایی میانِ بحث های تکراری و روزمره، فراتر از ساعت های متمادی مرور اخبارِ سکه و دلار و در روزگاری که «فرهنگ» اولویتِ چندمِ بیشترِ خانواده های ایرانی هم نیست، سخن از کتاب و کتابگردی، شاید کمی عجیب و فانتزی به نظر برسد. گاهی اما باید حرف‌های عجیب زد و ابایی از آن نداشت. مثلا اینکه چه می شود اگر فردا همه  شهر رنگِ خیابانِ خوب کریم خان بگیرد؟ چه می شود اگر همه ما در همه  محلاتِ همه شهرهای ایران، به کتابفروشی محله مان برویم و از کتاب فروشِ محله مان کتاب بخریم؟ چه می شود اگر تنها یک روز همه دغدغه ما انتخابِ یک کتابِ خوب شود و تنها یک روز به جای غذاهای رنگارنگِ منوهای جورواجور، انتخابمان از میانِ لیستِ پرفروش های یک کتابفروشی باشد؟چه می شود اگر فردا آغاز یک راه باشد: راهی که فرزانگی و فرهیختگی یک ملت می تواند خروجیِ آن باشد و آشتی با کتاب، این یارِ دیرین، دستاوردش؟ همه  اینها می شود اگر تنها کمی از روزمرگی فاصله گرفته و فرهنگ را به یکی از اولویت های اصلی زندگی خود بدل کنیم و فردا می تواند آغازِ این مسیر باشد. اما فردا در شهر چه خبر است؟ به سنتِ 4 سالِ گذشته، پنجشنبه پایانی هفته کتاب امسال هم موعدِ دیدار در کتابفروشی هاست؛ حرکتی نمادین که ایده اولیه آن از احمد مسجد جامعی بود و اینک می رود تا با عبور از کمی ها و کاستی ها، به دورانِ بلوغِ خود نزدیک شود. فردا روزِ کتابگردی است،کتابگردی 97.

روزی که مردم به عنوانِ مخاطبانِ همیشگیِ کتاب در یک سوی ماجرا قرار دارند و پدیدآورندگان کتاب از نویسنده و مترجم و مولف و تصویرگر و ناشر و از همه مهم تر کتابفروش در سوی دیگرِ آن. کتابگردی در کنار هدف اصلی اش که حمایت از کتابفروشان به عنوانِ کانون های توزیعِ فکر و اندیشه است، یک دستاوردِ دیگر هم دارد و آن هم چیزی نیست جز فرصتی که برای گفت‌وگوی اهل فرهنگ با مخاطبانشان حاصل می شود. این گفت‌وگوی دوجانبه هم به شناختِ بیشتر جامعه و آن‌چیزی که در زیرِ پوستِ آن جریان دارد منتج می شود و هم به انتقال ذائقه و تجربه زیسته مردم و به اشتراک گذاشتن آن با یکدیگر. وچه زیباست گفت‌وگو در حوالی فرهنگ در روزهایی که دیگر کسی از آخرین کتابی که خوانده است نمی‌گوید، از آخرین شعری که لبریزش کرده است سخنی به میان نمی آورد و از آخرین شخصیتِ ماندگاری که از رمانی در ذهنش مانده است، خاطره ای در ذهن ندارد. فردا می‌تواند و باید که آغاز یک راه باشد، راهی که از یک «خسته نباشیدِ» کوچک به کتابفروشانِ شهر و دیارمان تا حمایت از اقتصادِ نشر و نه به شبکه تولید و توزیعِ زیر زمینی کتاب را در بر می گیرد و مهم تر از آن «امید» می آفریند و «نگاه به آینده»، شور می آورد و شعور ، فرزانگی می آورد و فروتنی. فردا همه بیاییم برای کتاب، برای فرهنگ، برای امید...

 

این خبر را به اشتراک بگذارید