11
سه شنبه 1 اردیبهشت 1405
شماره 9647
محله
123
123
پیامـک شما را درباره این صفحه می خوانیم

دوست ندارم یه بیگانه حکومت کنه

روایت
3‌تا دسته‌گل بزرگ را با زحمت توی بغل حمل می‌کند. موهای بلند رنگ‌شده‌اش از زیر چفیه‌ای که پشت سرش گره زده روی شانه ریخته‌ است.
ویژه
از پسر پرجنب‌وجوش روستای تالار که هر روز با کیف مدرسه‌ و لبخندی پر از امید، راهی میناب می‌شد تا آینده‌ای بسازد فقط خاطره مانده است و بس.
خاطره
الهام کریمی سال‌ها معاون مدرسه میناب بود و با دخترش حنانه ذاکری از مدرسه شجره‌طیبه پرکشید.

معلم مینابی با دخترش پرکشید

گفت‌وگو با امید ذاکری، از خانواده شهدای مدرسه شجره‌‌طیبه
گزارش
حنانه و مادرش، الهام کریمی، با هم از مدرسه شجره‌‌طیبه میناب پرکشیدند اما نه در آغوش هم. مادر حنانه، معاون مدرسه، درحالی‌که کودکان را دلداری می‌داد و آنان را در گوشه‌ای جمع می‌کرد، کمی دورتر از پاره‌تن خود، حنانه آسمانی شد.