• دو شنبه 10 بهمن 1401
  • الإثْنَيْن 8 رجب 1444
  • 2023 Jan 30
شنبه 22 دی 1397
کد مطلب : 44295
+
-

حرف زدن پرنده

داستانک
حرف زدن پرنده


وقتی 2 پلیس مشغول معاینه جسدی بودند که غرق  در خون کف اتاق افتاده بود، طوطی فریاد زد: «هنری».
پرنده جیغ زد: «هنری، نه.»
یکی از پلیس‌ها سراغ میز تحریر رفت و دفتر قرارهای مرد مرده را نگاه کرد. دور «$$$» و «ساعت نه و نیم صبح» خط کشیده شده بود.
طوطی جیغ زد: «هنری، نکن!»
«خب این طرف چند تا هنری می‌شناخته؟»
«فقط یکی.»
 

اسکات د.شاو
 
BIRD TALK
“Henry,” mimed the parrot as the two policemen considered the body sprawled in the pool of blood.
“Henry, no” squawked the bird. One officer wlaked to the desk and glanced at the dead man’s appointment book. “$$$” encircled “9:30 AM”
“Henry – don’t” shrieked the parrot.
“So how mant Henrys this guy know?”
“Just one.”
SCOTTD.SHAW
 
داستان‌های55 کلمه‌ای، استیو مانس، ترجمه: گیتا گرکانی

این خبر را به اشتراک بگذارید