ماجرای جذاب عمان
این عمان بینوا واقعا دوست داشت در جنگ ما و آمریکا بیطرف باشد؛ حتی حاضر شد از منافعش در تنگه هرمز هم بگذرد، فقط از سر ترس آمریکا.
اما آمریکا که توافق را از مسیر عمان دور زد، ایران رفت سراغش. گفت این دیگر بیطرفی نیست، بیا و نکن.گوش نداد.
ایران هم معادله را عوض کرد. برای نخستینبار، عمان را هدف قرار داد؛ آنهم نه هر جای آن را. بندر الدقم؛ همان بندری که خارج از تنگه هرمز قرار دارد و سالها روی آن سرمایهگذاری کرده تا بشود گره ترانزیتی منطقه.
اینجا بود که عمان فهمید اگر قرار باشد از کسی حساب ببرد، صاحب حساب جای دیگری است.
بعد از آن بود که آمد پای میز مذاکره.
البته ناگفته نماند که ایران هم فهمید لازم نیست همیشه مستقیم با آمریکا طرف بشود؛ همانطور که دستوپایش را در منطقه میشود زد، مذاکره را هم میشود از مسیر منطقه پیش ببرد.
خلاصه تا اینجا به یک جمعبندی مشترک با عمان رسیدند که دیگر آمریکا نتواند توافق را دور بزند.
غریبآبادی هم گفته آمریکا پالسهایی داده که حاضر است به تعهداتش عمل کند؛ عملا ناچار است.
شاید مهمترین دستاورد منطقهای این جنگ همین باشد که کشورهای عربی تکتک از این امالاخبائث جدا بشوند؛ هم بفهمند و هم البته ناچار بشوند، چون باید ایران جدید را در همه معادلات خود ببینند و بپذیرند.