• جمعه 8 خرداد 1405
  • ١٢ ذو الحجة ١٤٤٧
  • 2026 May 29
سه شنبه 4 اردیبهشت 1397
کد مطلب : 13408
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/qlG3
+
-

آب انبار چهل پله

گذر خاطره
آب انبار چهل پله

بهاره خسروی| خبرنگار:

خیابان رودکی، نرسیده به خیابان مرتضوی، کوچه آب‌انبار به سبب وجود آب‌انبار چهل پله یکی از بخش‌های معروف تهران قدیم برای اهالی این محل است. جایی که تا سال‌ها محل تأمین‌کننده آب مصرفی و خوراکی مردم این محله بود.

«سید رسول امینی» در کتاب «طهران در گذر زمان» در این‌باره نوشته است: «آب آب‌انبار چهل پله سلسبیل را از آب چشمه فرمانفرمایان که به سمت جنوب سلسبیل جاری می‌شد پر می‌کردند. مواد و مصالح به کار رفته در داخل ساختمان آب‌انبار عبارت بود از سنگ، آجر، شفته آهک و ساروج. مخزن آب‌انبار در داخل زمین قرار داشت و با چهل پله به سطح خیابان متصل می‌شد تا فشارهای وارده بر بدنه را بکاهند. راهنمای ورود به آب‌انبار و راه‌پله عمیق آن را سردر آب‌انبار می‌گفتند که قاب با جرز عمودی، کتیبه، سکوهایی در دو طرف، کاشیکاری، کتیبه کوچک سنگی که نشانی از سازنده و واقف آب‌انبار داشت نصب بود. هدایت باد مناسب به فضای داخل آب‌انبار و گردش هوا به سمت ضلع غربی خیابان سلسبیل باعث خشکی هوای داخل می‌شد که در خنک‌سازی آب در آب‌انبار نیز از آن بهره ‌می‌گرفتند.»

نکته جالب استفاده از این آب‌انبار رعایت بهداشت و نظافت آن از سوی اهالی بود که در این کتاب به آن اشاره شده است: «مخزن آب‌انبار سلسبیل پاک بوده و یک زیرآبی جهت تخلیه لجن‌ها وجود داشته و مردم محل نیز هنگام استفاده از آب در تمیزی آن کوشا بودند. در حال حاضر سردر ورودی آب‌انبار چهل پله تبدیل به مغازه تعمیر جارو برقی شده و دیگر هیچ اثری از این بنای تاریخی جز نام کوچه آب‌انبار باقی نمانده است.»








معماری طهران

حوضخانه


لیلا باقری | خبرنگار:


طهران قدیم گرمایی طاقت‌فرسا داشت و به همین دلیل زیرزمین بخش جدایی‌ناپذیر خانه‌های طهرانی بود. خانه‌ها، کوچک و بزرگ جایی داشتند به نام حوضخانه که خودش به تنهایی یک خانه کامل بود. چند اتاق داشت برای آشپزخانه و انبار و ذخیره موادغذایی و... 
سقف حوضخانه هم معمولاً آجرهای ضربی داشت و پوشیده بود از آجر‌کاری. وسط حوضخانه‌ حوضی مرمری بود و فواره‌ای و پاشویه‌ای برای سرریز آب. اغلب هم جنوبی ساخته می‌شد و پشت به قبله و شاخه‌ای از آب قنات هم از وسط زیرزمین و حوض مرمرش می‌گذشت. آب گوارا به علاوه بادگیرهایی که انتهایشان حوضخانه بود و دریچه‌ای رو به زیرزمین باز می‌کرد موجب خنک شدن این مکان می‌شد.

البته که وقتی پایین‌تر از سطح زمینی، در تابستان خنکی و در زمستان گرم. دورتادور حوضخانه طاقچه‌هایی داشت و سکوهایی برای نشستن و پنجره‌های مشبک با شیشه‌های رنگی هم از عناصر ثابتش. البته سقف حوضخانه‌های عمارت‌های بزرگ با آثار هنری دیگری مانند مقرنس پوشیده می‌شد.  جز حوضخانه بخش دیگری را هم در عمق دومتری می‌ساختند؛ گلخانه. و البته رو به قبله. سراسر گلخانه هم با شیشه پوشانده می‌شد تا آفتاب به خوبی به گیاهان برسد. در جنوب این گلخانه زیرزمین دیگری می‌ساختند برای نگهداری درختچه‌های لیمو، پرتقال و نارنج. این درختچه‌ها در زمستان فضا را معطر و خوشبو می‌کرد. البته کرت‌هایی هم برای کاشت سبزی‌خوردن داشتند و اغلب خانواده‌ها سبزی مورد نیازشان را خودشان می‌کاشتند. 





فرهنگ بر و بچه‌های ترون

سر زبون‌دار: شیرین‌سخن، خوش‌بیان، شیرین زبان، جواب پس بده.

شاخ زیر بغل کسی گذاشتن: پر و بال دادن، تعریف و تمجید کردن (همچنین: هندوانه زیر بغل گذاشتن).

عرق‌ریزون: در حال عرق ریختن.

فسّ و فوس: فیس و افاده، فخرفروشی.

قاتی پاتی: از هم گسیخته، بی‌سر و سامان، شرب‌الیهود، آمیخته به هم، درهم.

کار کسی بالا گرفتن: موفق شدن، رونق گرفتن کار، روی غلتک افتادن.

گاو نُه من شیرده: کسی که کاری را به خوبی انجام می‌دهد، ولی با دست خودش همان کار را خراب می‌کند.

برگرفته از کتاب فرهنگ بروبچه های ترون
نوشته مرتضی احمدی



 

این خبر را به اشتراک بگذارید