• چهار شنبه 6 مرداد 1400
  • الأرْبِعَاء 18 ذی الحجه 1442
  • 2021 Jul 28
پنج شنبه 20 خرداد 1400
کد مطلب : 132751
+
-

آینده هزاره‌ها؛ هدف تروریسم در افغانستان

گفت‌وگو با پیرمحمد ملازهی درباره وضعیت کنونی و آینده شیعیان هزاره

آینده هزاره‌ها؛ هدف تروریسم در افغانستان

 محمدامین خرمی - روزنامه‌نگار

«کودکان هزاره در تمام این سال‌ها هوای زندگی را با طعم انتحاری و دود آتش چشیده‌اند.» این جمله‌ای است که یکی از کاربران افغان در جریان یک کمپین اینترنتی در اعتراض به «نسل‌کشی» مردم قوم هزاره در توییتر نوشته است. بیش از 4دهه است که افغانستان درگیر جنگ است و همچنان در شهرها و روستاهای مختلف، این صدای انفجار و بوی باروت است که فضا را پر کرده. مردم، نسلی بعد از نسل دیگر، در میانه جنگ به دنیا آمده‌اند و برخی در همین جنگ هم کشته ‌شده‌اند تا قربانی اصلی ادامه رقابت بزرگان بر سر قدرت باشند. طی ماه‌های اخیر، قوم هزاره که شیعه مذهب هستند، در مناطق مختلف افغانستان، به‌خصوص در کابل، هدف اصلی حملات تروریستی بوده‌اند. «پیرمحمد ملازهی» کارشناس مسائل افغانستان و پاکستان، معتقد است داعش با حمله به مراکز آموزشی هزاره‌ها قصد هدف قرار دادن نیروهای کیفی این قوم و در نتیجه ضربه زدن به آینده آنها را دارد. او در عین حال معتقد است که عاملان این حملات قصد دارند جنگ شیعه-سنی در افغانستان به راه بیندازند و هزاره‌ها با دوری کردن از خط‌کشی‌های قومی و مذهبی در مخالفت با این حملات، باید مانع این روند شوند.

افغانستان یک کشور چند قومی است و همین مسئله مسائل سیاسی و امنیتی آن را بسیار پیچیده کرده است. براساس مطالعات مردم‌شناختی، جایگاه قوم هزاره را در این کشور چگونه می‌بینید؟
مردم‌شناسان تاکنون 54قومیت را در افغانستان شناسایی کرده‌اند. اما از میان این اقوام، 4قوم اصلی هستند؛ یکی قوم پشتون است که در مناطق شرق و جنوب افغانستان تمرکز جمعیتی دارد، دیگری قوم تاجیک است که در منطقه بدخشان و شمال افغانستان تمرکز جمعیتی دارد، قوم ازبک هم‌مرز با کشور ازبکستان است و در منطقه شمال غرب افغانستان زندگی می‌کند، قوم دیگر هم هزاره است. قوم هزاره در مناطق هزاره‌جات در منطقه بامیان در مرکز افغانستان زندگی می‌کنند و مذهب‌شان تشیع است. به لحاظ جمعیتی، آمار دقیقی در افغانستان در دسترس نیست اما گفته می‌شود که این کشور حدود 34میلیون جمعیت دارد. در این میان، حدود 42درصد پشتون هستند، 20تا 25درصد تاجیک هستند، 20تا 25درصد هزاره‌ هستند و بقیه ازبک‌ها، قرقیزها، اویغورها و دیگر اقوام هستند. هزاره‌ها به لحاظ جمعیتی، سومین قوم بزرگ افغانستان به شمار می‌روند.
در ماه‌های‌ اخیر موج حملات تروریستی علیه مردم هزاره به‌خصوص در منطقه غرب کابل افزایش پیدا کرده‌ است. درست است که این حملات اتفاق تازه‌ای نیست و در گذشته هم شاهد آنها بوده‌ایم اما به‌هر‌حال، شدت و تعداد حملات، اخیرا افزایش یافته است. در اغلب موارد، هیچ گروهی هم مسئولیت حملات را به‌عهده نمی‌گیرد. می‌خواهیم بدانیم که اساسا چرا هزاره‌ها اکنون یکی از اهداف اصلی حملات تروریستی در افغانستان هستند؟
یک جریان کلی‌تری در دنیای اسلام وجود دارد که اگر آن‌ را به درستی فهم نکنیم، نمی‌توانیم دلیل عملیات تروریستی علیه هزاره‌ها را بفهمیم. بعد از انجام حملات تروریستی 11سپتامبر از سوی القاعده علیه آمریکا، آمریکایی‌ها به افغانستان هجوم آوردند و طالبان را ساقط کردند و القاعده را هم از پایگاه‌های خود در این کشور بیرون راندند. همزمان، بسیاری از اندیشکده‌های آمریکایی به این جمع‌بندی رسیدند که باید تضادی که القاعده میان دنیای اسلام و دنیای کفر ایجاد کرده را تغییر دهند. یعنی تضاد اسلام و غرب را به درون اسلام برگردانند و تضاد شیعه و سنی را تقویت کنند. فعالیت داعش در سوریه و عراق علیه شیعیان و ایزدی‌ها درست در راستای همین تفکر انجام شد. داعش در واقع علیه این 2گروه قتل‌عام به راه انداخت. این گروه بعد از اینکه خلافت خودخوانده‌اش را در خاورمیانه از دست رفته دید، به‌دنبال احیای خلافت خراسان رفت. نیروهای داعش به افغانستان منتقل شدند تا پرچم ولایت خراسان را علم کنند. روس‌ها معتقدند که جابه‌جایی نیروهای داعش به افغانستان خودبه‌خود انجام نشد و آمریکایی‌ها به این گروه کمک کردند. نیروهای داعش در منطقه بدخشان مستقر شدند. مسکو معتقد است که هدف بعدی داعش، منطقه آسیای مرکزی است که حوزه نفوذ روسیه به شمار می‌رود. روس‌ها معتقدند که داعش در نهایت به سمت ایالت سینگ کیانگ چین هم خواهد رفت و فعالیت خود را در تاجیکستان، ازبکستان و چچن دنبال خواهد کرد. بسیاری از تحلیلگران هم تأیید می‌کنند که آمریکا به استقرار نیروهای داعش در شمال افغانستان کمک کرده است. آنچه مشخص است اینکه شیعیان در افغانستان و پاکستان به‌صورت هدفمند مورد حمله قرار می‌گیرند. اغلب این نیروها که این حملات را انجام می‌دهند زیرمجموعه داعش هستند. در کویته و کراچی پاکستان هم جمعیت نسبتا بالای هزاره‌ها زندگی می‌کنند که بارها هدف حمله قرار گرفته‌اند. شمار زیادی از هزاره‌ها در غرب کابل، در منطقه دشت برچی زندگی می‌‌کنند و به‌دلیل تراکم جمعیتی زیاد هزاره‌ها در این منطقه، دشت برچی هدف راحت‌تری برای گروه‌های تروریستی بوده است.
همانطور که اشاره کردید، شیعیان هزاره به‌صورت هدفمند مورد حمله قرار می‌گیرند که در بیشتر حملات، داعش متهم اصلی است. طی روزهای اخیر که اعتراض به کشتار مردم هزاره در افغانستان بالا گرفته، برخی چهره‌های شناخته شده از اقوام دیگر می‌گویند که همه مردم افغانستان قربانی جنگ و درگیری‌ها هستند و نباید وضعیت وخیم کشتار مردم را قومیتی کرد. نظر شما چیست؟
به اعتقاد من هم قومی‌کردن کشتار مردم هزاره اشتباه است. ببینید هزاره‌ها شیعه هستند و این خط‌کشی‌های قومیتی در مورد هزاره‌ها، ناخواسته مذهبی هم خواهد شد. وقتی تضاد قومی و مذهبی می‌شود، دیگر نمی‌توان آن حس همدردی لازم را در میان باقی مردم افغانستان برانگیخت. واقعیتش این است که بیشتر کشتاری که در افغانستان رخ داده، در میان سنی‌ها و خود پشتون‌ها بوده است. آن چیزی که مسئله حمله به هزاره‌ها را پیچیده کرده این است که در حملات اخیر نیروهای کیفی این مردم هدف قرار گرفته‌اند. مثلا دانشجویان و دانش‌آموزان را هدف قرار می‌دهند. در واقع تروریسم در افغانستان آینده هزاره‌ها را هدف قرار داده است. حمله اخیر به مدرسه دخترانه در دشت برچی در همین راستا قرار می‌گیرد. هدفمندبودن عملیات تروریستی علیه هزاره‌ها از این منظر مهم است. از منظر دیگر، عاملان این حملات قصد دارند یک جنگ شیعه- سنی در افغانستان به راه بیندازند. جنگ افغانستان اگر مذهبی شود، دیگر قابل کنترل نخواهد بود. تاکنون هزاره‌ها بسیار خوب رفتار و تلاش کرده‌اند که مسئله شیعه- سنی را از این حملات جدا کنند؛ حتی تلاش کرده‌اند حساب پشتون‌ها را از این حملات جدا کنند. من معتقدم این رفتار بسیار عاقلانه بوده است.
خاطرم هست که سال گذشته در گفت‌وگویی که با هم داشتیم تأکید کردید که شیعیان و هزاره‌ها در افغانستان طی سال‌های اخیر پیشرفت‌های بسیار خوبی داشته‌اند و بسیاری از نخبگان آنها در پایتخت مستقر شده و پست‌های کلیدی دستگاه‌های دولتی را در دست گرفته‌اند. اخیرا اما بحث این است که در افغانستان نوعی تبعیض سیستماتیک علیه هزاره‌ها در جریان است و همین زمینه‌ساز آزادی عمل گروه‌های تروریستی علیه هزاره‌ها شده است. آیا چنین تبعیضی وجود دارد؟
خب، افغانستان یک جامعه پیچیده‌ است اما فراموش نکنیم که شیعیان در پست‌های بسیار بالای دولتی در این کشور حضور دارند. آقای محقق معاون رئیس‌جمهور است؛ آقای دانش، معاون رئیس‌جمهور است. تعداد زیادی از نیروهای کیفی شیعیان و هزاره‌ها در دولت سهیم هستند. بسیاری از استادان دانشگاه‌ها در کابل هزاره هستند. نمی‌توان گفت تبعیض سیستماتیک علیه آنها وجود دارد. ببینید در هر قومیتی گروه‌های افراطی ناسیونالیست وجود دارند. نمی‌توان گفت که مثلا پشتون‌ها به‌طور کلی علیه هزاره‌ها هستند. درست است که یک نوع انحصارطلبی در میان پشتون‌ها در مورد حکومت و قدرت در افغانستان وجود دارد اما این انحصارطلبی صرفا علیه هزاره‌ها نیست. مثلا پشتو‌ن‌ها علیه زبان فارسی هم موضع دارند. می‌خواهند زبان پشتون، زبان اصلی افغانستان باشد. اما در افغانستان به هیچ‌وجه نمی‌توان زبان فارسی دری را نادیده گرفت. در قانون اساسی این کشور، زبان فارسی به‌عنوان زبان دوم تعیین شده است. منشا اینها، همان احساسات افراطی ناسیونالیستی میان برخی گروه‌های پشتون است. منظورم این است که ممکن است برخی گروه‌های پشتون علیه هزاره‌ها موضع تبعیض‌آمیز داشته باشند اما قبول ندارم که کل ساختار دولت، یک تبعیض سیستماتیک علیه هزاره‌ها را دنبال می‌کند. ببینید، دولتمردان افغان می‌دانند که نادیده گرفتن یک قوم اساسا به نفع افغانستان نیست؛ آن‌ هم قومی که 20تا 25درصد جمعیت کشور را تشکیل می‌دهد و جمعیت منفعلی هم نیست. جمعیتی است که در جهاد شرکت کرده، با سلاح آشناست و می‌تواند دوباره سلاح به‌دست بگیرد. هیچ حکومت عاقلی چنین رفتاری نمی‌کند. باید منصفانه‌تر فضا را دید و پذیرفت که تبعیض سیستماتیک علیه هزاره‌ها وجود ندارد.
همه ما می‌دانیم که طالبان بعد از خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان، همه قدرت را می‌خواهد. شما هم اشاره کردید که در میان پشتون‌ها نوعی انحصارطلبی دیده می‌شود. طالبان خود را پیروز جنگ می‌داند و در آینده افغانستان احتمالا دست بالا را داشته باشد. با توجه به این گزاره، جایگاه قوم هزاره را در دولت آینده چگونه می‌بینید؟ 
هزاره را نباید منفک از 2قومیت دیگر دید؛ منفعت هزاره‌ها در این است که در کنار تاجیک‌ها و ازبک‌ها و دیگر اقلیت‌های قومی افغانستان قرار بگیرند. پشتون‌ها همه جمعیت افغانستان نیستند. حتی اگر 50درصد جمعیت افغانستان را هم پشتون درنظر بگیریم، 50درصد باقیمانده اقلیت‌های قومی دیگر هستند. نفع هزاره‌ها در هماهنگی با اقلیت‌های قومی دیگر است؛ بدون تشدید تضادهای قومی با پشتون‌ها. 
 

این خبر را به اشتراک بگذارید