• شنبه 1 آبان 1400
  • السَّبْت 16 ربیع الاول 1443
  • 2021 Oct 23
شنبه 20 دی 1399
کد مطلب : 121278
+
-

دادگاه، بیمارستان و گورستان

نفرت، روی دیگر سکه عشق


 محمدناصر احدی   

کوچه «شالی‌فروش‎‌‎ها» هنوز خاطره آن روز سیاه را در خود دارد. فریادهای فائزه و فتانه، 2 خواهری که در این کوچه تهران قربانی انتقام و اسیدپاشی شدند، هنوز در یاد اهالی این کوچه هست. لباس‎‌‎های سوراخ شده و چهره‎‌‎ها و دست‎‌‎های تاول زده دخترانی که از درد به‎‌‎خود می‎‌‎پیچیدند. حمیدرضا و همدستانش پس از ارتکاب این عمل، متواری شدند. حمیدرضا خیلی زود دستگیر و با حکم سنگین دادگاه انقلاب به جرم ایجاد هراس و رعب و وحشت عمومی در سال1378به دار آویخته شد؛ مجازاتی که بعد‎‌‎ها در جنایت‎‌‎های مشابه تکرار نشد. عاشق جوان در همان بازجویی اولیه به جرم خود اعتراف کرد و دلیل آن را مخالفت دختران جوان با پیشنهاد ازدواج او و برادرش دانست.
در همان سال فریدون جیرانی فیلم قرمز را روی پرده برد. قصه پرتنش فیلم ماجرای عشق جنون‌آمیز مردی است که در مسیر این شیدایی خیالی همسرش را بی‎‌‎رحمانه آزار می‎‌‎دهد. خواستن به هر قیمت که در اینگونه رویدادها دیده می‎‌‎شود، اگر به سرانجام نرسد، به ناکامی شدیدی منجر خواهد شد که مسیر عشق را به سوی نفرت تغییر خواهد داد. در اینگونه موارد عشق با کامیابی مترادف دانسته می‎‌‎شود هر چند این کامیابی می‎‌‎تواند ذهنی یا جسمی و خیالی یا واقعی باشد اما ناکامی در آن سرخوردگی و یاس به همراه خواهد داشت به‎‌‎خصوص هنگامی که این احساس از معنای انسانی و احترام تهی باشد. هر قدر مسیر ذهنی این شیدایی خیالی و رؤیایی باشد، عظمت آن بیشتر و فقدان آن نیز دردناک‎‌‎تر خواهد بود. نتیجه چنین سرخوردگی، فقدان و اندوه، خشم و نفرت خواهد بود. آزار، قتل، تجاوز و جنایت نتیجه طی شدن چنین مراحلی در دلدادگی و شیدایی است. زیرا وصال به این محبوب خیالی چنان هیجانی در عالم تصورات فرد ایجاد کرده که تحمل درد ناکامی و منتسب کردن آن به‎‌‎خود ویرانگر خواهد بود بنابراین خشم و نفرت روی سوژه ناکام‎‌‎کننده که در این ماجرا معشوق بدعهد است، تخلیه خواهد شد. دادگاه، بیمارستان و گورستان مقصد ناخواسته این عشق‎‌‎ورزی‎‌‎های خیالی خواهند بود.
 

این خبر را به اشتراک بگذارید