• چهار شنبه 29 دی 1400
  • الأرْبِعَاء 15 جمادی الثانی 1443
  • 2022 Jan 19
شنبه 22 آذر 1399
کد مطلب : 118445
+
-

سال مهاجران

ادبیات مهاجرت، ژانر جدیدی در ادبیات داستانی ایران بود

داستان
سال مهاجران


محمد مقدسی   

سال‎‌‎های اولیه انقلاب گذشته بود و جنگ در میانه بود. در سال‎‌‎های قبل از انقلاب و در بحبوحه انقلاب اسلامی تعدادی از نویسندگان برای تحصیل یا دلایل سیاسی مهاجرت کرده بودند و در غربت داستان‎‌‎های خود درباره احوالات مهاجران را منتشر می‎‌‎کردند. خوانندگان و ادبیات‎‌‎دوستان ایرانی به بیشتر این آثار در زمان انتشارشان دسترسی نداشتند، اما در سال‎‌‎های بعد کم‎‌‎کم این کتاب‎‌‎ها به‎‌‎دست خوانندگان رسیدند و باب جدیدی با عنوان ادبیات مهاجرت را در ادبیات داستانی ایران گشودند.
در سال1365محمود گلابدره‎‌‎ای، نویسنده شوریده‎‌‎حال و عارف‎‌‎مسلک آن‎‌‎ سال‎‌‎ها، تجربه سال‎‌‎های مهاجرتش به سوئد را در رمان «دال» روایت می‎‌‎کرد و در آن به زندگی نویسنده‎‌‎ای مهاجر می‎‌‎پرداخت. گلابدره‎‌‎ای زندگی دراماتیک و پرماجرایی داشت و سال‎‌‎های بسیاری را در مهاجرت گذرانده بود و در سال‎‌‎های بعد زندگی‎‌‎اش دراماتیک‎‌‎تر هم شد و حتی مدتی هم به دلایل غیرسیاسی به زندان افتاد. او در دهه‎‌‎های بعد ده سالی در آمریکا درویش مسلکانه زندگی کرد و به گفته خودش حدود6‌‎ماه از آن دوران را همخانه کن کیسی، نویسنده مشهور آمریکایی بوده. رمان دال مانند «ثریا در اغما» اثر اسماعیل فصیح گزارشی درباره مهاجران ایرانی بود که برای جذب شدن و حل شدن در جامعه سرد و غم‎‌‎زده سوئد تلاش می‎‌‎کردند و اغلب عاقبت خوشی نداشتند.
با گذشت 8سال از انقلاب اسلامی ایران، نویسندگان جوان برآمده از انقلاب کم‎‌‎کم از لحاظ تکنیکی و زبانی آثاری را پدید می‎‌‎آوردند که گواه پخته‎‌‎تر شدن آنها بود. جلودار این گروه از نویسندگان، سیدمهدی شجاعی، در این سال مجموعه داستان «دو کبوتر دو پنجره یک پرواز» را نوشت. شجاعی ایده‎‌‎های تازه و شاعرانه‎‌‎ای در فضای داستان‎‌‎های جنگی داشت که به خوبی نشان‎‌‎دهنده دفاع‎‌‎مقدس واقعی بود که با همه مصایبش در میان مردمان معمولی شهرها و روستاها جریان داشت. سال‎‌‎ها بعد با اقتباس از این مجموعه و داستان دیگری از کتاب «ضریح چشم‎‌‎های تو»، فیلم سینمایی «تویی که نمی‎‌‎شناختمت» ساخته شد.
محسن مخلمباف که تازه سینما را کشف کرده بود، هنوز کاملا در سینما غرق نشده بود و در این سال رمان «باغ بلور» را نوشت. مخملباف در این رمان به زندگی زنان ایرانی می‎‌‎پرداخت که هر کدام مصایبی را در سکوت و تنهایی بر دوش خود حمل می‎‌‎کردند. او در این رمان سعی کرده بود داستانی روانشناسانه بنویسد و شخصیت‎‌‎هایش را به تقلید از محمود دولت‎‌‎آبادی به خوبی بشکافد، اما جوان بودن و نگاه سیاسی او سبب شده بود ردپای نویسنده در جای جای رمان خود را نشان دهد.

این خبر را به اشتراک بگذارید