• شنبه 16 آذر 1398
  • السَّبْت 9 ربیع الثانی 1441
  • 2019 Dec 07
سه شنبه 5 تیر 1397
کد مطلب : 20992
+
-

تن و کالبد به مثابه استعاره

نکته
تن و کالبد به مثابه استعاره


محمد زینالی‌اُناری/ پژوهشگر فرهنگ عامه
 تولستوی در بحث خود راجع به زندگی، داستانی درباره­ گمگشتگی انسان معاصر می‌­گوید. او انسان را در جنگلی انبوه و بی‌انتها از علم و دانش مانند فردی ترسیم می‌کند که در حال پرتاب‌شدن به قعر چاه است و به بوته‌­ای چنگ انداخته است. در همان وضعیت، مقداری عسل را در یک گوشه­ چاه و موشی را در حال جویدن شاخه می­‌بیند.  اما از تعبیر تولستوی درباره‌  سرگشتگی انسان در عصر جدید که بگذریم، به نظر من، انسان معاصر به جای وارد شدن به جنگل(آنطور که تولستوی می‌گوید)، وارد یک مهمانی بزرگ شده است که در آن به جای داشتن حس سرگشتگی و  ویران‌شدن وجود  که به چاهی خطرناک می‌ماند، گرمای حضور او در میان دیگران نشسته است. دنیای معشوق که با علم و نفس متناظر است، دیگر دنیای تابو نیست؛ گشوده شده است.

دیرزمانی، «بدن» یک تابو بود. حتی معشوق هم برای انسانی زاهد چون کی‌یرکگور تابو بود. نمونه‌­اش، عارف­ مشهور، رابعه بود؛ به او گفتند: «چرا نمی­‌خواهی شوهری اختیار کنی؟» پاسخ داد: «آنگاه که من وجود داشته باشد، شوهر لازم است ولی حال «من»ی وجود ندارد و همه در او مستغرق شده است» و به این صورت بدن، غیرقابل تصور، نکوهیده و مانعی در برابر فضیلت بود. زندگی انسان از منظر حضور در واقعیتی مشخص و «در برابر چشم» یک زندگی در خود و درون­گرا بود، انسان‌ها به چشمان هم نمی‌نگریستند و روی در زمین یا در آسمان داشتند. اما اینک واقعیت پیش‌ روی، برای دیدن متولد شده است؛ واقعیتی که چندان هم پیش‌ روی نبوده و گاه برساخته عالم مُثُلی دیدی چون رسانه و فضاهای حضوری آن است.

بدن از آن حالت مزاحم و تخریب‌کننده­ فضیلت و عالم معنا به پدیده­‌ای تبدیل شده است که عالم مُثُلی جدید را به هستی انسان منتقل می‌کند. این مهمانی، دقیقا همان عالم مُثُلی جدید است؛ دنیایی سرشار از انسان‌ها و اتفاقات، فضاها و جهان­‌های پر از رویداد و تصویر. «بدن» ما در عصر کنونی، یک «استعاره» از خودش است؛ معنای واقعی و جوهری آن در تصورات آرمانی جدیدی شکل می‌گیرد که به زندگی و مرگ ما معنا و تصویر می‌­دهد. ما چه هستیم و که هستیم؟ پرورش ما در صحنه‌های زندگی اجتماعی در بستر آداب و رسوم مربوط به نهادهای اجتماعی یا از طریق تمثیل­‌های داستانی است؛ تمثیل‌هایی که زمانی روایتی از پدربزرگ‌ها یا قهرمان­‌های جهانگیر قومی خودمان بودند. امروز، این قهرمان‌ها بدن‌هایی مجهز به انواع ابزارهای صنعتی یا آراسته با اقسام پوشاک‌ تولیدی دارند و عملکردشان در داستان‌ها و فیلم‌ها عمل و اراده­ ما را شکل می‌دهد.

امروز، بدن به متن معنای وجود و خردورزی تبدیل شده است و بدون تجسم بدن، ژست و سبک زندگی، اصلا تصوری از خرد و اندیشه نیز صورت نمی­‌گیرد. اگر بخواهیم چهره یک انقلابی علیه سرمایه‌­داری را ترسیم کنیم تصویری از فردی با ریش­ بلند ـ مانند کاسترو ـ در تصورمان نقش می‌بندد. چنین تصویری نماد و نشانه نبود فرصتی جز خردورزی و تکاپو، برای رهایی است. تصویری از فردی با بدن عضلانی و لباس رنگی، استعاره­‌ای از زندگی طبقه متوسط و انتخاب‌های مرجح برای ورزش، لباس و رژیم غذایی خاصی است؛ چراکه او ممکن است «مدل» باشد که از نمایش بدن خود و تبلیغ این سبک زندگی، وجود داشتن و تداوم زندگی و طبقه، برای دیگران، پول درمی‌­آورد.

دنیای تمثیلی جدید، دیگر آن دنیای تمثیلی عرفانی نیست که بدن را به مانعی برابر اندیشه و رخداد تفکر می­‌دانست؛ امروزه بدن دقیقا سبک زندگی، طبقه­ اجتماعی و نوع تفکر آن را عیان می‌کند. مهمانی در جهان حاضر میان طبقات اجتماعی است که مدها، نمود تفکرها و واقعیت عینی پیش ‌روی، جدال اساسی منطق­‌ها، روش‌های تفکر و جهان­‌های مثلی انسان‌هاست. وقتی در جمعی حضور داریم با بدن­مان در حال گفت­‌وگو با دیگران هستیم و برخلاف رابعه که وجود یا بدن را مزاحم تعالی می­‌دانست، برای انتخاب تضاد و تفکر، بدن خود را محمل فکرمان قرار می­‌دهیم. این درست است که تفکر انتزاعی ما توسط بدنمان صورت نمی­‌گیرد و گزاره‌های دانشگاه در ذهنمان و روی میز آزمایشگاه رقم می­‌خورد اما تمام یافته‌های خود را روی بدن ما می­‌نویسد؛ چه علم شیمی که ما را بیشتر زنده نگه‌می‌­دارد و چه علم فضا که حضور ما را درون فضاپیما­ نشان می‌­دهد.

از این رو، «مد» صورت مادی بدن و مسئله­ سرمایه­‌داری نیست بلکه چون روی بدن که چالشی برای گفت‌­وگو و مباحثه است اعمال می‌شود، نمود بارز قدرت یک اندیشه است. هر «مد»ی نیت خاصی در خود دارد که توسط بدن انسان نشان داده می‌شود و آن بدن یا سلوک انسانی است که دارای آن اندیشه است. اما همین مد می‌تواند بدون تفکر و از طریق ذائقه­ زیباشناختی، انتخاب و روی بدن ظاهر شود. لذا «مد» یا بدن، مشخص‌کننده­ اندیشه­ فرد است. اندیشه برای به رخ کشیدن قدرت خود، پوشش و بدن‌­ها را انتخاب می‌کند، از این رو، مد دیگر نه به‌عنوان ابزار تجاری، که مانند متن کلمات کتاب‌های مرجح، تفکری را می­‌نویسد که در زندگی و عمل انسان‌ها جاری است. دیده شدن انسان‌ها در اماکن عمومی و محیط‌های گردشگری مانند متن‌هایی است که توسط اندیشه‌ها نوشته شده است؛ اندیشه‌های پوشیده، درون­گرا و مستغرق در تمثیل­‌های کیهانی، مانند رابعه و آرمان‌هایی که درصورت ظاهر انسان و افعال زمینی او دیده می‌شود، همچون اتاق آزمایشگاه و فضاپیما.

این خبر را به اشتراک بگذارید