• سه شنبه 11 آذر 1399
  • الثُّلاثَاء 15 ربیع الثانی 1442
  • 2020 Dec 01
یکشنبه 2 آذر 1399
کد مطلب : 116435
+
-

قصه خیابان چراغ‌گاز

قصه خیابان چراغ‌گاز

بهاره خسروی

کارخانه چراغ‌گاز هم یکی دیگر از سوغاتی‌های سفرهای ناصرالدین شاه به دیار فرنگ بود. در ضلع شرقی میدان توپخانه، ابتدای خیابان «امیرکبیر» فعلی و خیابان «چراغ‌گاز» سابق، یک دروازه با دری بزرگ به‌عنوان یکی از دروازه‌های نه‌گانه دارالخلافه ساخته شده بود. در بعضی روایت‌ها آمده که این دروازه مزین به کاشی‌های زیبا و رنگین بوده است. نام این دروازه و خیابان منشعب از آن، به دلیل وجود کارخانه چراغ‌گاز که برای تأمین روشنایی توپخانه تأسیس شده بود، به خیابان چراغ‌گاز مشهور شد. این کارخانه که سوخت آن «گاز کاربیت» بود، مجموعه‌ای از دیگ‌های دردار را که درهایشان با پیچ و مهره باز و بسته می‌شد، در بر می‌گرفت. در واقع لوله‌هایی مسی از دیگ‌ها منشعب و به فانوس‌های دیواری منتهی می‌شد. این فانوس‌ها، اندرونی چند عمارت سلطنتی و تعدادی از خیابان‌های اطراف را، مانند «ناصریه» و «باب‌همایون» روشن می‌کردند. به این شکل که هر بعدازظهر مأموران کارخانه مقداری کاربیت و بعد آب درون دیگ‌ها می‌ریختند و در دیگ‌ها را می‌بستند. با گذشت زمان کوتاهی، کاربیت تجزیه و گاز استیلن آزاد می‌شد و با ورود به لوله‌های منشعب از دیگ‌ها در لوله فانوس جریان پیدا می‌کرد. ورود و خروج گاز به فانوس‌ها هم با شیر کوچکی کنترل می‌شد و برای روشن کردن فانوس‌ها کافی بود، «چراغچی» شیر را باز و با میله بلند مشتعلی که در دست داشت، شعله آتش را به فانوس نزدیک کند. به این‌ترتیب، نور حاصل از این گاز که بسیار قوی و سفید رنگ بود، خیابان‌های مورد نظر را روشن می‌کرد.

این خبر را به اشتراک بگذارید