• سه شنبه 30 دی 1399
  • الثُّلاثَاء 5 جمادی الثانی 1442
  • 2021 Jan 19
دو شنبه 16 تیر 1399
کد مطلب : 104205
+
-

حسنی نگو یه دسته گل!

یاد
حسنی نگو یه دسته گل!


محمود برآبادی ـ نویسنده کتاب‌های کودکان

بچه‌های دهه 60 کتاب‌های شعری را به ‌یاد دارند که با نام مستعار «پورنگ» و نقاشی‌های کارتونی چاپ می‌شد. این کتاب‌ها با آنکه شکل و شمایل بازاری داشت و در کیوسک‌های روزنامه‌فروشی‌ توزیع می‌شد،  بااستقبال زیاد کودکان روبه‌رو شد؛ آنچنان که چندین و چندبار تجدید چاپ شد و می‌توان گفت که در بیشتر خانه‌ها یکی دو تا از آنها پیدا می‌شد.
کسانی که آن سال‌ها رخدادهای ادبیات کودک را دنبال می‌کردند،  از این همه استقبال کودکان شگفت‌زده شده ‌بودند،  چون این توجه با معیارهای مرسوم و معمول همخوانی نداشت.
بعدها مشخص شدکه سراینده این کتاب‌های شعر منوچهر احترامی است. طنز‌نویس باسابقه مطبوعات که در نشریاتی چون توفیق،  تهران مصور و گل‌آقا قلم ‌زده بود.
احترامی 16تیر1320در تهران متولد شد و از دانشگاه تهران لیسانس حقوق گرفت اما هیچ‌گاه به‌کار قضا نپرداخت. کارمند مرکز آمار بود و با مطبوعات همکاری می‌کرد و از دهه 60 که فعالیت نشریات طنز کاستی گرفت،  به ‌نوشتن کتاب برای کودکان روی آورد.
حسنی نگو یه‌دسته گل (1362) معروف‌ترین کار اوست که بیش از 50 بار تجدید چاپ شد. از دیگر آثارش می‌توان حسنی و گرگ ناقلا،  خروس نگو یه‌ساعت (1363)،  دزده و مرغ فلفلی (1364)،  حسنی ما یه بره داشت (1366)،  گربه من نازنازیه (1366)،  حسنی باباش یه‌ باغ داره (1378) وچندین کتاب دیگر را نام برد که همه، بارها تجدید چاپ شدند.
قصه‌های منظوم او که از نظمی روان و داستانی سر راست برخوردار بودند،  در وزن‌های ترانه و ریتم‌های شاد و نشاط‌آور بحرطویل سروده شده‌ بودند و فضای بیشترشان روستایی و برپایه عوامل بومی شکل گرفته بود،  توانست ذائقه کودکان را به‌خود جلب کند. استقبال از این کتاب‌ها چنان بود که موجی از «‌حسنی سرایی» در عرصه ادبیات کودک رواج پیدا کند و شاعران، نویسندگان و ناشران زیادی با عناوین تقلیدی،  کارهای بی‌شماری را روانه بازار کردند.
منوچهر احترامی آثار دیگری هم مانند: بچه‌ها من هم بازی (1381)،  مثل کنه چسبیدن (1385)  و کی بود رفت زیر میز (1385)،  شامل قصه‌های کوتاه برای نوجوانان دارد که چندان مورد استقبال قرار نگرفت.
نگارنده در سمیناری سبب موفقیت این کتاب‌ها را از ایشان پرسید و او با چهره همیشه خندان که سبیل‌هایی پرپشت آن را زینت داده بود پاسخ داد: خودم هم متعجبم اما من سعی کرده‌ام با زبان روان و کلمات قابل فهم بچه‌ها،  با لحنی شیرین و شیطنت‌آمیز حرف‌هایم را بزنم. احترامی در بهمن سال 1387از دنیا رفت،  درحالی‌که آثارش از سوی جامعه ادبی جدی گرفته نشد.

این خبر را به اشتراک بگذارید