مجتبی توانگر| پژوهشگر اقتصادی

اینکه فکر کنیم با چند خبر مثبت قیمتها به قبل برمیگردد سادهسازی خطرناکی است. نفت ۶۰دلاری از اینجا به بعد استثناست، نه قاعده. بازارها، مخصوصا فعالان بازار نفت دوست دارند همهچیز را عادی جلوه دهند، اما واقعیت این است و دنیا باید بداند که هیچچیز به حالت قبل برنمیگرد. نه نفت، نه قیمتهای بینالمللی، نه قواعد بازی. هرکس هنوز منتظر بازگشت به گذشته است دارد آینده را اشتباه میخواند.
بازار نفت آرام نشده، فقط موقتا نفس گرفته است. این تصور که با باز شدن تنگه هرمز همهچیز به قبل برمیگردد خطایی جدی است. در ماههای گذشته، بازار عملا نفت آینده را پیشخور کرده؛ یعنی بشکههایی که هنوز تولید نشدهاند مصرف شدهاند. حالا این کمبود باید جبران شود و همین بهتنهایی اجازه نمیدهد قیمتها به محدوده ۶۰ دلار برگردند.
حتی اگر مسیرها باز شوند، عرضه فورا به حالت قبل برنمیگردد. تولید نفت مثل شیر آب نیست که یکباره باز شود. چاهها، پالایشگاهها و حملونقل زمان میبرد تا به حالت عادی برگردند. در همین فاصله، بازار با کمبود واقعی روبهروست. به همین دلیل حتی در بهترین حالت هم نفت در ماههای آینده بیشتر دوروبر ۷۵ تا بالاتر میچرخد، نه پایینتر.
ذخایر نفتی هم دیگر آن پشتوانه قبلی نیستند. در ماههای اخیر، بهویژه در آمریکا دهها میلیون بشکه از ذخایر استراتژیک مصرف شده و هنوز بهطور کامل جبران نشده است. از آن طرف، خیلی از کشورها تازه به این نتیجه رسیدهاند که باید ذخیره بیشتری نگه دارند. یعنی هر نفتی که تولید میشود بهجای اینکه وارد بازار شود، بخشیاش میرود داخل انبارها. این خودش فشار روی قیمت را بیشتر میکند.
این افتهای اخیر قیمت بیشتر تخلیه هیجان بود، نه تغییر واقعی. بازار قبلا روی توافق حساب باز کرده بود و حالا فقط کمی از آن خوشبینی عقب نشسته، اما ریسک منطقه هنوز سر جایش است. وقتی همیشه این احتمال وجود دارد که دوباره تنش بالا بگیرد یا مسیر بسته شود، طبیعی است که قیمت نفت یک «ترس همیشگی» با خودش داشته باشد. این ترس همان چیزی است که نمیگذارد قیمتها به قبل برگردند. آتش این بحران خاموش نشده، فقط موقتا زیر خاکستر رفته است. تلآویو نشان داده به هیچ نظم باثباتی در منطقه تن نمیدهد و هر وقفهای را صرفا فرصت بازچیدنی برای دور بعدی تجاوز میبیند. از سوی دیگر، واشنگتن تا زمانی که از شوک انرژی عبور نکرده، دست نگه میدارد، اما بهمحض ترمیم ذخایر و کاهش فشار بازار دوباره به مسیر فشار، ائتلافسازی و بهانهگیری برمیگردد. عبور از مقاطع حساسی مثل انتخابات میاندورهای و رویدادهای بزرگ(مثل جام جهانی و...) هم برای رئیسجمهورآمریکا بهمعنای کاهش هزینههای سیاسی آتشافروزی مجدد است. این یعنی ریسک درگیری نه حذف شده و نه حتی کمرنگ، فقط عقب افتاده است.
از طرف دیگر، تقاضا هم قرار نیست ضعیف بماند. فصل تابستان همیشه اوج مصرف است، چین میتواند دوباره وارداتش را بالا ببرد و با کوچکترین کاهش قیمت مصرف دوباره جان میگیرد. یعنی همزمان با کمبود عرضه، تقاضا هم در حال برگشت است. این ترکیب دقیقا همان چیزی است که کف قیمتها را بالا میبرد.
داستان بزرگتر اما فقط نفت نیست، پول است. دنیا زیر بار بدهی سنگین رفته، چیزی در حد صدها تریلیون دلار. وقتی اینهمه بدهی روی هم جمع میشود، اعتماد به پولها کمتر میشود. برای همین سرمایهها آرامآرام از کاغذ و عدد روی صفحه به سمت داراییهای واقعی مثل طلا میروند. سادهتر بگوییم: مردم دنیا کمتر به پول و دلار اعتماد دارند و بیشتر به چیزهایی که «واقعا وجود دارد» اعتماد میکنند.
در داخل ایران هم یک اشتباه تکراری در حال شکلگیری است: این تصور که با کاهش تنش، دلار میتواند همینطور پایین بیاید. اما اقتصاد با آرزو جلو نمیرود. بخش بزرگی از تجارت ایران از مسیر جنوب انجام میشود. در دوره جنگ، واردات قفل شد، ولی صادرات به هر شکل ادامه داشت. حالا که مسیر باز میشود، واردات با سرعت به حالت قبل برمیگردد و این یعنی تقاضای ارز بالا میرود. بنابراین افت دلار اگر هم رخ دهد، محدود و موقتی است.
بورس تهران فعلا خوشحال است و رشد کرده، اما اینجا دقیقا نقطه خطر است. تجربه نشان داده هر وقت بازار جان میگیرد، سیاستگذار با تصمیمهای اشتباه خودش آن را خراب میکند. اگر دوباره سرکوب قیمتها و دخالتهای دستوری شروع شود، این رونق هم دوام نمیآورد.
مسئله اصلی این است که دنیا در حال تغییر است، اما ما هنوز با قواعد قدیمی تحلیل میکنیم. دیگر دورهای که همهچیز سریع به «حالت قبل» برگردد تمام شده است. انرژی گرانتر شده، ریسکها دائمیتر شدهاند و نوسانها شدیدتر. اگر این را نفهمیم، مدام غافلگیر میشویم.
و یک نکته مهمتر: ایران تماشاگر این نظم جدید نیست، یکی از گلوگاههای آن است. تنگه هرمز فقط یک مسیر نیست؛ یکی از کلیدهای اصلی بازی انرژی جهان است. هر تصمیمی در تهران گرفته شود مستقیم روی قیمت نفت و حتی مسیر اقتصاد جهانی اثر میگذارد. واقعیت این است: نظم جدیدی در حال شکلگیری است و ایران، چه بخواهد و چه نخواهد، یکی از عوامل تعیینکننده آن است.
یادداشت اقتصادی
نفت وارد بازی جدیدشده
در همینه زمینه :