پیشنهادی برای امتداد جریان جانفداها
جمعیت ۳۲ میلیونی جانفدا یک مانور قدرت بود؛ درست.
پیامی از عزم ایران برای مقابله با دشمن بود؛ درست.
تغییردهنده حالوهوای جامعه و امتداد همان روح خیابان بود؛ درست.
اما اصل ماجرا اینجاست: بعدش چه؟
این ۳۲ میلیون نفر فقط «اعلام حمایت» نکردهاند؛
آنها گفتهاند آمادهاند برای ایران نقش ایفا کنند.
حالا سؤال این است:
طرح ما برای آزاد کردن این ظرفیت عظیم چیست؟
برای فعالسازی این ظرفیت دو مسئله اساسی وجود دارد:
اول؛ تشکلبخشی فراگیر
این جمعیت باید به یک اتصال واقعی برسد.
نه صرفاً در فضای مجازی و نه فقط در قالب تشکلاتهای قدیمی.
ما به یک شبکه اجتماعیِ میدانی نیاز داریم؛ شبکهای زنده، محلی، گسترده و مردمی.
دوم؛ تعریف میدان عملیات
باید کاری تعریف شود که:
هم اجرایی باشد،
هم راهبردی،
هم همهفهم،
و هم بتواند سلایق مختلف را کنار هم نگه دارد.
پیشنهاد برای تشکل جانفداها، «محله» و «مسجد» است.
هر محله یک مسجد کانونی داشته باشد؛
یک نقطه اتصال برای مردم همان محله.
ایدهای که هم سابقه تاریخی دارد، هم تجربه بسیج و هم ظرفیت نهاد مسجد میتواند آن را پشتیبانی کند.
کافی است فراخوانی داده شود تا هر جانفدا به مسجد محوری محله خود رجوع کند.
از آنجا شبکه واقعی مردم شکل میگیرد؛
شبکهای که هم برای روزهای بحران مفید است، هم برای امنیت محله، هم برای کاهش تنهایی اجتماعی، و هم برای بازگرداندن روابط حقیقی در برابر فرسایش فضای مجازی.
اما میدان عملیات چیست؟
پیشنهاد من «همدلی و مواسات» است؛
کمک مردم به مردم.
تجربه کرونا، سیل، زلزله و بحرانهای گذشته نشان داد جامعه ایرانی در این زمینه ظرفیت فوقالعادهای دارد.
این میدان، هم فراگیر است، هم وحدتساز، هم ضد فشار اقتصادی و هم قابل مشارکت برای همه.
مواسات فقط کمک معیشتی نیست؛
یک فناوری اجتماعی برای ساختن انسجام ملی است.
یعنی تبدیل انرژی احساسیِ «جانفدا» به یک حرکت پایدار اجتماعی.
این مسیر:
هم سایه امنیت را بر اقتصاد مقاومتی گسترده میکند
هم وحدت اجتماعی را تثبیت میکند
هم مردم را وارد میدان واقعی میکند
و هم ایدههای رهبری درباره مواسات و مشارکت مردمی را از سطح شعار به سطح سازوکار اجرایی میرساند.
اگر «جانفدا» فقط یک ثبتنام بماند، بهمرور سرد میشود.
اما اگر به شبکه محلات، مساجد و مواسات گره بخورد،
میتواند به یکی از مهمترین سرمایههای اجتماعی ایران در سالهای آینده تبدیل شود.