• چهار شنبه 20 خرداد 1405
  • ٢٤ ذو الحجة ١٤٤٧
  • 2026 Jun 10
دو شنبه 21 اردیبهشت 1405
کد مطلب : 275885
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/86X03
+
-

جنگ با هک

گفت و گوی تلویزیون همشهری با محسن بهاری،کارگردان فیلم‌«قمارباز»‌و ‌اپیزود«رستگاری‌درگاندی»‌ سریال‌«اهل ایران»

گزارش
جنگ با هک

سعید مروتی | ‌روزنامه‌نگار

اگر از چند ده هزارنفری باشید که در 2‌ماه گذشته به سینما رفته‌اند، حتما با فیلم «قمارباز» آشنا شده‌اید یا اگر جزو چند میلیون نفری باشید که قسمت اول سریال «اهل ایران» را دیده‌اند، حتما با نام محسن بهاری روبه‌رو شده‌اید. نام بهاری پیش از این 2اثر، در تیتراژ بسیاری از فیلم‌ها و سریال‌ها در مقام منشی صحنه دیده شده است. 
بهاری در برنامه24 تلویزیون اینترنتی همشهری در گفت‌وگو با علیرضا محمودی، فیلمنامه‌نویس و منتقد سینما از تجربه‌اش در ساخت فیلم سینمایی «قمارباز» و اپیزود «رستگاری در گاندی» از مجموعه «اهل ایران» گفت. چکیده بخش‌هایی از صحبت‌های وی در این برنامه را در ادامه می‌خوانید.

از بدنه سینما تا کارگردانی
رشته دانشگاهی‌ام مدیریت است. نخستین کار حرفه‌ای‌ام سال۸۶ بود. تا سال۸۸ تقریبا در همه گروه‌ها کار کردم، مثل فیلمبرداری، صدا و تولید و بعد از آن هم منشی صحنه شدم و تا 2‌ماه قبل از «قمارباز» همین کار را انجام می‌دادم. در «موسی کلیم‌الله» و «به وقت شام» با آقای حاتمی‌کیا، در «خورشید» با آقای مجیدی، در «نهنگ آبی» با آقای جیرانی، در «ایستاده در غبار» و «مرد بازنده» با آقای مهدویان، در «50قدم آخر» با آقای پوراحمد و در «بی‌همه‌چیز» و چند پروژه دیگر هم کار کرده‌ام. برای کسانی که از بدنه سینما می‌آیند فیلمساز شدن سخت‌تر است، چون خروجی مشخصی ندارند. مثلا کسی که چند فیلم کوتاه ساخته و جایزه گرفته راحت‌تر می‌تواند بگوید «این جنس کار من است». اما کسی مثل من که سال‌ها کنار کارگردان‌های مختلف کار کرده، باید تازه ثابت کند که خودش هم می‌تواند کارگردانی کند.

ایده‌ای از یک خاطره 
هدفم از اول کارگردانی بود. سر صحنه سریال «سقوط» بودیم که دوستی خاطره‌ای تعریف کرد درباره مأموری که شب تا صبح به خانه فردی می‌رود که اطلاعاتی را لو داده و سعی می‌کند او را راضی کند «دوبل» (مأمور دوطرفه) شود. همان لحظه ایده در ذهنم شکل گرفت. گفتند نمی‌شود 2بازیگر را در یک خانه نگه داشت و فیلم ساخت، اما من حس کردم می‌شود. خانم بهجت شریف نویسنده فیلمنامه بودند و ما با هم روی فیلمنامه کار کردیم. فیلمنامه را حدود سال۱۴۰۱ نوشتیم، یعنی 3سال قبل از جنگ ۱۲روزه. آن زمان هنوز ماجرای هک بانک سپه اتفاق نیفتاده بود. ما 2ایده را با هم ترکیب کردیم؛ یکی همان مأموری که شب تا صبح در خانه فردی می‌ماند و دیگری ماجرای هک بانک مرکزی. خیلی روی متن کار کردیم. حتی یک ‌بار کامل فیلمنامه را کنار گذاشتیم و دوباره از نو نوشتیم. خط‌به‌خط جلو می‌رفتیم. خانم شریف می‌نوشتند و من مدام نظر می‌دادم.

دشواری اعتماد به یک فیلم‌اولی
با آقای سجاد نصراللهی‌نسب، تهیه‌کننده فیلم آشنا بودیم و درباره کار صحبت می‌کردیم، اما وارد مرحله جدی نشده بودیم. بعدتر پروژه به مرحله تولید نزدیک شد و با فارابی جلو رفتیم. اما با تغییر مدیریت فارابی پروژه متوقف شد. گفتند این پروژه در اولویت نیست. بعد دوباره با تغییر شرایط و همزمانی با فضای جنگ، فیلمنامه را ارائه کردیم و دوباره مطرح شد. جنگ به مطرح شدن دوباره فیلم کمک کرد. ‌

نفوذ، تم اصلی «قمارباز»
به ‌نظر من، مهم‌ترین ویژگی آدمی که عامل نفوذ می‌شود کامل نشدن شخصیتش است. آدمی که به بلوغ شخصیتی نرسیده باشد بیشتر در معرض نفوذ قرار می‌گیرد. سیستم‌های امنیتی معمولا روی آدم‌هایی کار می‌کنند که ضعف شخصیتی دارند؛ ضعف عاطفی، خانوادگی یا نیاز به 
دیده شدن. شخصیت فرید با بازی کورش تهامی ضعف عاطفی و نیاز به دیده شدن دارد. او از نظر عاطفی بالغ نشده. فیلم از این جهت یک هشدار هم هست؛ اینکه بحران‌های عاطفی می‌توانند به بحران‌های بزرگ‌تر منتهی شوند.‌

بیمارستان لرزید، اما ما ماندیم
«رستگاری در گاندی» را ۲۷اسفند کلید زدیم. قرار بود در خود بیمارستان گاندی فیلمبرداری کنیم، اما نشد و مجبور شدیم چند لوکیشن مختلف را با هم ترکیب کنیم. یک شب که بمباران شد، کل بیمارستان لرزید و بچه‌ها ترسیدند، اما گروه خیلی حرفه‌ای ایستاد و کار را جمع کرد. 


کورش تهامی به ‌نظرم بهترین انتخاب بود. قبلا با او کارکرده بودم و در «رگ خواب» بازی‌اش را خیلی دوست داشتم. شبنم قربانی را در «گرگ‌ومیش» دیده بودم. آرمین رحیمیان هم بازیگر مستعدی است و به‌ نظرم برای این نقش کاملا مناسب بود. یکی از معیارهای من این بود که مخاطب ذهنیت قبلی خیلی پررنگی از بازیگر نداشته باشد.


 

این خبر را به اشتراک بگذارید
در همینه زمینه :