چرا ایران به مذاکره با آمریکا خوشبین نیست؟
گفتوگوی کارشناسان در تلویزیون اینترنتی همشهری درباره مذاکرات ایران و آمریکا
در میانه پیچیدهترین رویارویی ترکیبی، مواجهه ایران و آمریکا دیگر صرفا به میدان نظامی محدود نیست؛ جایی که جنگ روایتها، دیپلماسی و فشارهای اقتصادی بهطور همزمان جریان دارد. نشانههایی از تغییر موازنه از درخواست آتشبس تا اصرار بر مذاکره، به چشم میخورد که تحلیلگران آن را حاصل تابآوری چندلایه ایران میدانند. در این میان، آمریکا میکوشد با ابزارهای رسانهای و نمایش قدرت، تصویر برتری خود را بازسازی کند، اما واقعیت میدان چیز دیگری را روایت میکند. موضوع بیاعتمادی ایران در مذاکرات، دستمایه گفتوگو در تلویزیون اینترنتی همشهری با عبدالله گنجی و محمدعلی حسننیا، کارشناسان منطقه و بینالملل قرار گرفت که در ادامه میخوانید:
پذیرش آتشبس؛ فرصتسازی برای آمریکا یا نشانه ضعف؟
گنجی:
درخواست آتشبس از سوی آمریکا نشاندهنده ناکامی در تحقق اهداف اولیه جنگ بود.
پذیرش شروط ایران، تصویر ابرقدرتی آمریکا را در افکار عمومی مخدوش کرد.
آمریکا در پی بازسازی «هیبت از دسترفته» خود از طریق عملیات روانی است.
ورود به مذاکره، بهمعنای پذیرش سطحی از برابری با ایران است.
اعزام نماینده برای مذاکره، نشانه عدمپیروزی آمریکا در جنگ است.
راهبرد اصلی در برابر آمریکا، ایستادگی و پرهیز از عقبنشینی است.
هدف آمریکا از اصرار بر مذاکره چیست؟
حسننیا:
آمریکا در حال سنجش «تابآوری» ایران در ابعاد نظامی، اقتصادی و اجتماعی است.
مردم بهعنوان ضلع چهارم تابآوری، نقش تعیینکنندهای در ادامه جنگ دارند.
جنگ از حالت کوتاهمدت خارج شده و به فرسایش به ضرر دشمن تبدیل شده است.
محاصره دریایی، ابزار فشار برای شکستن تابآوری داخلی ایران است.
آمریکا در جنگی نامتقارن، ترکیبی از ابزارهای نظامی و روانی را بهکار گرفته است.
احتمال جنگ دریایی وسناریوهای پیشرو چقدر است؟
حسننیا:
ایران هماکنون نیز در وضعیت جنگی قرار دارد، حتی بدون درگیری مستقیم گسترده.
توقیف نفتکشها، مصداق عینی جنگ اقتصادی و دریایی است.
استقرار گسترده ناوهای آمریکایی نشاندهنده آمادگی برای سناریوهای مختلف است.
آمریکا بین آغاز جنگ دریایی یا مدیریت تنش در نوسان است.
کشیدهشدن جنگ به خلیجفارس، هزینههای سنگین و غیرقابلکنترل خواهد داشت.
مذاکره در شرایط فعلی به نفع ایران است؟
حسننیا:
جنگ کنونی ترکیبی از میدان، رسانه و دیپلماسی است و این اضلاع مکمل یکدیگرند.
ترامپ از رسانه و فضای مجازی بهعنوان «سلاح جنگی» استفاده میکند.
هدف آمریکا، ایجاد تنش روانی و بیثباتی در داخل ایران است.
دیپلماسی نیز بخشی از میدان نبرد است و باید با قدرت دنبال شود.
ایران برای مذاکره شرطگذاری کرده و از موضع ضعف وارد نمیشود.
هیچ توافق تحمیلی یا ترکمنچایگونهای شکل نگرفته است.
آیا افق روشنی برای مذاکره وجود دارد؟
گنجی:
در موضوع هستهای، تعارض خطوط قرمز دو طرف، مذاکرات را به بنبست رسانده است.
آمریکا تابع خطوط قرمز صهیونیستهاست و انعطاف واقعی ندارد.
برخی در داخل، مذاکره را راه جلوگیری از جنگ میدانند، اما این تصور قطعی نیست.
صهیونیستها اساسا مخالف شکلگیری هرگونه توافقی هستند.
در مجموع، چشمانداز روشنی برای نتیجهبخشی مذاکرات دیده نمیشود.
آینده مذاکرات چگونه ارزیابی میشود؟
حسننیا:
رفع محاصره دریایی، شرط اولیه برای هرگونه مذاکره است.
تضمین عدمنقض عهد و توقف حملات منطقهای، شرط اساسی دیگر است.
آمریکا فاقد اراده سیاسی واقعی برای توافق است.
تحرکات رسانهای آمریکا، بخشی از جنگ روانی برای فریب افکارعمومی است.
بدون تحقق شروط ایران، مذاکرات صرفا وقتکشی خواهد بود.
