«ری نامه» خاطرات یک نویسنده
«سعید وزیری» نویسندهای است که همیشه برای دلش نوشته. او با چاپ آخرین کتابش به نام «ری نامه» اطلاعات دستهبندی شده مربوط به تاریخ شهرری و بخشی از تاریخ شفاهی ری را به رشته تحریر درآورده است. از این نویسنده تاکنون ۵۵کتاب به چاپ رسیده. این نویسنده و معلم اهل قلم ۶۰ سال است که برای دانشآموزان، دانشجویان و حتی دبیران درس ادبیات تدریس میکند. وزیری که این روزها دهه ۸۰ زندگیاش را میگذراند میگوید: «حضورم در بین فرهنگیان شهرری و حافظخوانی در بین معلمان بازنشسته این انگیزه را برایم ایجاد کرد تا خاطرات جوانی و کودکیام را که در کوچهپسکوچههای شهرری گذشت جمعآوری کنم و آن را در قالب داستان که برای خواننده جذاب باشد به رشته تحریر درآورم. این کتاب در 3بخش اسطورهها در شهرری، ری و اسلام و تاریخ شفاهی شهرری تنظیم شده است. نوشتن کتاب با تحقیق و تفحص کتابخانهای حدود یک سال به طول انجامید.»
کتاب ری نامه در۵۲۶ صفحه به چاپ رسیده است. با مطالعه این کتاب میتوانید بخشهایی از زندگی اجتماعی، معماری یک قرن گذشته در شهرری و حتی آداب و رسوم اهالی ری را در ذهنتان به تصویر بکشید. در این کتاب به تاریخ شفاهی شهرری در دهههای ۳۰ تا ۵۰ پرداخته میشود و خیلی از خاطرات و داستانهایی هم که طی قرون گذشته در رابطه با شهرری نقل شده در این کتاب آورده شده است.
در بخشهایی از این کتاب میخوانید: «نمونههایی از گچبریهای دوره ساسانی زینتبخش موزه ایران باستان است. در میان این گچبریها تصویری از بهرام گور و آزاده که بر شتری سوارند در شکارگاه به چشم میآید. بهرام در این تصویر سُم و گوش آهو را با پیکان به هم دوخته است و آزاده نیز چنگ مینوازد. این تصویر و تصویرهای دیگر و گچبریها در پژوهشهایی که در شهرری بهویژه در چاله ترخان، تپه میل و مرتضی گرد انجام شده به دست آمده است.»
فرهنگ بر و بچههای ترون
برگرفته از کتاب فرهنگ بروبچه های ترون
نوشته مرتضی احمدی
پاجوش: جوانههایی که از روی ریشه نزدیک تنه درخت بیرون میزند.
پِتل پورت: کنایه از راه دور، آن طرف دنیا (تحریف شده «پترزبورگ»).
پَخمه: ابله، کودن، بیعرضه، بیقابلیت، بیلیاقت، کندذهن.
پدردار: آدم نجیب و اصیل.
تالاپ تولوپ: صدای دست زدن شناگر ناشی یا در حال غرق شدن.
تَب نوبه: تبی که بر اثر مبتلا شدن به بیماری مالاریا بروز میکند.
تتمّه: باقی مانده، الباقی.
جا خوردن: یکه خوردن، ترسیدن، وحشت کردن، تعجبزده شدن، میخ شدن.
جِرت انقوذ: حقیر، جلف، سبکسر، بیارزش، بیاهمیت.
جِزجِز: سوزش چند نقطه از پوست بدن، سوزش جای زخم.
جَلدی: فوری، آنی، سریع، زود، عجولانه، بیوقفه.
جوجه فکلی: قرتی، جوانک بد ادا، آرا بیراه کرده (همچنین: فکل گراباتی).
جون کسی در رفتن: مردن، فوت کردن، نفس آخر را کشیدن.
چاقسلامتی: خوش و بش، احوالپرسی، خبرگیری از حال و روز هم.
چپال/چپول: چپدست.
چخچخی: سگ (در زبان بچههای خردسال).
چرندیات: مهملات، مزخرفات، بیهوده، بیمعنی.
چیزی بارش نیست: هیچی نمیفهمد، شعورش نمیرسد (همچنین: از مخ آزاد است.)