• چهار شنبه 27 خرداد 1405
  • ١ محرم ١٤٤٨
  • 2026 Jun 17
چهار شنبه 27 خرداد 1405
کد مطلب : 277616
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/BLRv2
+
-

واکاوی تفاهم ایران و آمریکا

یادداشت
واکاوی تفاهم ایران و آمریکا

علیرضا زاکانی؛  شهردار تهران

جنگ تحمیلی سوم و تفاهم صورت‌گرفته بین ایران و آمریکا 
اول: ملت ایران با انقلاب اسلامی پیگیر ایجاد ایران قوی و تمدن نوینی است که به مدیریت ظالمانه آمریکا بر جهان خاتمه خواهد داد، از این‌رو آمریکا این ‌آزادی‌‌طلبی، استقلال‌جویی و اسلام‌خواهی را برنتافته و طی ۴۷سال گذشته تا امروز جنگ تمام‌عیار موجودیتی را در ساحت‌های مختلف اطلاعاتی، امنیتی، نظامی، اقتصادی، فرهنگی، رسانه‌ای و شناختی و... به ‌راه انداخته است تا مانع شکل‌گیری ایران اسلامی الگو و تمدن نوین اسلامی برخاسته از آن شود.
دوم: 4نوبت تقابل نظامی مستقیم و غیرمستقیم آمریکا با ایران، طی 47سال حاوی درس‌ها و پیام‌های آموزنده‌ای است. نخستین شکست خفت‌بار آمریکا در تعرض به ایران اسلامی در صحرای طبس به اراده الهی رقم خورد. پیروزی دوم ایران در 8سال مقاومت جانانه در برابر صدام که در ساحت عروسکی آمریکایی به ایران حمله کرد، با وجود حمایت شرق و غرب جهان از آن افتخار بزرگی را نصیب ملت قهرمان ایران کرد. تجربه فراوان اندوخته‌شده از این رخداد و فرازونشیب‌های مختلف آن به ما آموخت که فرماندهی امام کبیر و حضور مؤمنانه آحاد مردم در جبهه‌ها همراه با تکیه بر توانمندی‌های داخلی و خلاقیت‌های برگرفته از خودباوری متکی به ایمان جوانان، باب ‌الطاف الهی را گشود و توفیقات مکرر حاصل شد تا جایی که شیطان بزرگ راهی جز ورود مستقیم و انجام جنایتی بزرگ در قالب زدن هواپیمای ایرباس ایرانی توسط ناو وینسنس نداشت.
خرداد سال قبل در جنگ ۱۲روزه دومین جنگ تحمیلی به ایران اسلامی تحمیل شد ولی حاصلی جز شکست آمریکا در رسیدن به اهدافش نداشت. نهم اسفند1404 سومین جنگ با امیدها و آرزوهای فراوان ترامپ و نتانیاهو به‌کمک متحدان منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای خود به ایران اسلامی تحمیل شد و جهانیان شاهد جنایت عظیم آمریکا و اسرائیل علیه ملت رشید ایران و شهادت امام مجاهد شهید(قدس‌الله نفس الزکیه)، شهادت فرماندهان، مردم و به‌ویژه کودکان عزیز بودند. بعثت مردم بزرگ ایران و حضور در میدان آنها و ایستادگی رزمندگان اسلام با انتخاب شایسته رهبری عالم، عادل و شجاع همراه شد و نهایتا با استیصال ترامپ مذاکرات بین 2کشور آغاز شد و اینک به تفاهم اولیه منجر شده است. درک دقیق و فهم درست مختصات کنونی ضروری است.
سوم: آمریکا و اسرائیل با باور به ضعف ایران جنگ تحمیلی سوم را با اهداف راهبردی و عملیاتی دقیق آغاز  کردند و در روزهای اولیه به‌صورت علنی برآن اصرار ورزیدند. آنها در سطح راهبردی به‌دنبال تغییر نظام اسلامی، تسخیر ایران، تسلیم ملت و تجزیه کشور و در سطح عملیاتی نیز به‌دنبال حذف توانمندی‌های هسته‌ای، موشکی و منطقه‌ای ایران یعنی محور مقاومت بودند اما حاصل کارشان چیزی جز آشکار‌شدن چهره نویی از تروریسم دولتی و بین‌المللی در هیبت آمریکا و اسرائیل نبود. 

این دو قدرت اتمی به هیچ‌یک از اهداف راهبردی و عملیاتی خود نرسیدند و‌ با ناکامی کامل مواجه شدند و نتوانستند تنگه هرمز را باز و مواد غنی‌شده هسته‌ای را از اصفهان ربایش کنند. لذا به یقین آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها تا امروز هیچ دستاورد راهبردی و عملیاتی نداشته و تا این مرحله یقینا شکست قطعی خورده‌اند.
در مقابل ایران اسلامی و جبهه مقاومت پیروز میدان است. نخستین سطح پیروزی در ناکام‌گذاشتن دشمن در رسیدن به خواسته‌هایش تجلی‌کرد تا سطح حداقلی از پیروزی را عیان سازد اما در این مقابله مجاهدانه هنوز سطح دوم پیروزی در قالب دور شدن سایه جنگ و محدودیت از ایران اسلامی حاصل نشده است. بی‌شک یکی از دستاوردهای جنگ تحمیلی سوم برای ما زدودن سایه جنگ از سر ایران و باز‌کردن محدودیت‌های تحمیلی ناروا از دست و پای کشور و ملت است که ما هنوز این مرحله از پیروزی را کامل نکرده‌ایم. تغییرات جغرافیای سیاسی مردم‌پایه غرب آسیا، دوستی و نزدیکی کشورهای منطقه و توسعه توانمندی‌های محور مقاومت در اخراج آمریکایی‌ها از منطقه و ازاله اسرائیل، گام سوم پیروزی است که پرونده آن مفتوح است. سطح چهارم پیروزی ما شکل‌گیری نظم نوین و جدید جهانی در تقابل با نظم آمریکایی و ظالمانه کنونی است که نیازمند‌‌ نقش‌آفرینی ممتاز و دیپلماسی جامع و فعال ایران اسلامی در جبهه‌سازی‌ جدید در سطح جهان و گام‌های استوار است. امروز بیش از هر زمانی با شکستن هیبت آمریکا توسط ایران زمینه این مهم فراهم شده است. نتیجه دو قسمت فوق حکایت از پیروزی مطلق ایران در دور اول تقابل با آمریکا و اسرائیل در این مرحله از جنگ اخیر دارد که باید آن را حفظ کرد و برآن افزود.
چهارم: از هفته‎‌های اول این جنگ با روشن‌شدن عدم‌توفیق آمریکا و اسرائیل باب التماس و تهدید آمریکا برای مذاکره با ایران باز شد و نهایتا با فراز و فرودهای بسیار با پادرمیانی پاکستان و قطر منجر به تفاهمنامه‌ای 14‌بندی شد؛ متنی که دارای 2نظریه تفسیری است؛ یکی مربوط به مذاکره‌کنندگان عزیز ایرانی است و دیگری از نگاه آمریکایی‌ها به‌ویژه ترامپ بیان می‌شود؛ یکی حکایت از موفقیت ایران دارد و دیگری آمریکا را در این هماوردی‌ پیروز می‌داند. حقیقت چیست؟ با تجربه بدعهدی‌های متعدد آمریکا و به‌ویژه خسارت محض بودن برجام برای ما، رهبر بادرایتمان حضرت آیت‌الله امام خامنه‌ای سؤالات کلیدی را درخصوص محتوای تفاهمنامه از مذاکره‌کنندگان کردند و پاسخ آنها در قالب یک نظریه تفسیری مکتوب به معظم له تقدیم شد و رهبری عزیزتر از جانمان با اتکا به پایبندی سران قوا و سایر مذاکره‌کنندگان و مسئولان مرتبط به این نظریه تفسیری با تفاهمنامه 14بندی با شرط‌تصویب سه‌چهارم‌اعضای شورای‌عالی امنیت ملی با آن موافقت کردند. مذاکره‌کنندگان تعهد داده بودند که بدعهدی آمریکا در طول60 روز اول و عدم‌انجام تعهدات شیطان بزرگ منجر به پایان مذاکره و بسته‌شدن تنگه هرمز خواهد شد و در مواردی نیز منجر به عملیات پیش‌دستانه ‌علیه دشمنان ایران اسلامی می‌شود و تأکید مؤکد دیگر برای ورود به مذاکرات هسته‌ای نیز متعهد‌بودن آمریکا به تعهدات ذکرشده برای این 60روز بود. پس این محتوای ۱۴بندی 2بیانیه تفسیری دارد که متأسفانه در سکوت مذاکره‌کنندگان ایرانی، 14بند تفسیرپذیر تفاهمنامه با تفسیر طرف آمریکایی دائما طرح شده و مورد بحث قرار گرفته است. به‌راستی چرا مذاکره‌کنندگان ما سکوت‌کرده‌اند و از تفاهمنامه با نظریه تفسیری مکتوبی که ارائه کرده و مبتنی برآن این تفاهمنامه در شورای‌عالی امنیت ملی با رأیی قاطع تصویب شده و به تأیید رهبری معظم انقلاب رسیده است، ابهام‌زدایی نمی‌کنند؟ حداقل 2ضرر عمده بر این سکوت مترتب است؛ اول ابهام‌زایی برای مردم مبعوث‌شده و بدبینی به تیم مذاکره‌کننده و دیگری دستاوردسازی دروغین برای ترامپ و پیروزی او در میدان جنگ شناختی. این جفایی است که تیم مذاکره‌کننده در حق خویش، مردم و رهبری مدبر جامعه کرده که باید به‌سرعت جبران شود.
در سمت مقابل نیز با تأکید بر ارزش والای آرمان‌گرایی واقع‌بینانه، عزیزان دغدغه‌مند باید از شتاب‌زدگی در قضاوت پرهیز کنند و مذاکره‌کنندگان را متهم به اموری نکنند که هم ‌نادرست است و هم حاصلی جز تضعیف سرمایه‌های ملی در مواجهه با دشمنان کشور نخواهد داشت و اسباب تفرقه و تشتت داخلی را فراهم ‌خواهد کرد.
پنجم: امروز ما درمیانه جنگ و تا این لحظه پیروز در این مبارزه‌ایم، لذا ضروری است که قضاوت‌ها‌ دقیق باشد و درکی درست از صحنه داشته باشیم. امروز در مرحله‌ای هستیم که بسیار حساس‌تر از دوره ۴۰روزه جنگ است. امروز باید ضعف‌ها و قوت‌های خود و دشمن را بررسی و خود را باتوجه به بدعهدی آمریکا و سگ هار او اسرائیل برای رویارویی دیگر آماده کنیم. آمادگی بالای ما برای مقابله با آنها بی‌شک منجر به پشیمانی دشمن از تهدید یا احیانا حمله مجدد خواهد شد و درصورت تعدی و حمله‌ای دیگر پاسخ کوبنده‌تری را برای مقابله با دشمن فراهم خواهد کرد. باید تلاش کرد ‌با تبعیت درست از ولایت مطلقه فقیه راه را گم نکرد، با اطلاع‌رسانی درست به جامعه انسجام را افزود و سطح برانگیختگی را بالاتر برد، با تقویت بنیه‌های خدمتی تاب‌آوری را افزایش داد، با تشدید قوای نظامی دستی سنگین‌تر برای فرود بر سر دشمنان فراهم کرد، با همدلی بالاتر مسئولان و هم‌افزایی آنها ظرفیت بالاتری برای خدمتگزاری به مردم فراهم کرد، با تأکید برتقویت متقابل جبهه مقاومت سدی نفوذناپذیر را در برابر نظام سلطه بنیان نهاد و با دیپلماسی فعال رسمی و غیررسمی دیگران را نیز برای ساختن آینده مطلوب شریک و همراه کرد.
ششم: بسیار زود است که با روایت پیروزی مطلق، از کید دشمن غفلت کنیم و به ضرورت افزایش تاب‌آوری مردم و دقت در محاسبه مسئولان بی‌توجه باشیم. در مقابل بسیار نادرست است که روایت شکست را بر زبان برانیم و ناخواسته آب به آسیاب دشمن بریزیم. امروز ایران اسلامی نیازمند انسجام و پیوستگی بر محور ولایت و آمادگی همه‌جانبه در برابر دشمنان کینه‌توز است. باید در صحنه بود و از دستاوردهای بی‌نظیر تا‌کنون صیانت کرد. ما پیروزیم ولی این پیروزی‌ها کامل نیست و باید کوشید تا آمریکا در تمام سطوح خواسته‌هایش شکست بخورد‌ و با دستاوردسازی‌های کاذب، خود را پیروز میدان نشان ندهد‌ یا با مجاهدت در مقابل زیاده‌خواهی‌های او ایستاد تا شکست خود در میدان جنگ را در سایر میدان‌ها جبران نکند. ما هم‌اکنون در متن جنگیم و خوش‌خیالی است کسی فکر کند این جنگ با تفاهم خاتمه پیدا کرده است. لذا باید قیام کرد و با فهم کاستی‌های خود به جبران آنها پرداخت و خود را قوی‌تر از گذشته کرد. به فضل الهی ما پیروز قطعی مراحل بعد نیز خواهیم بود به شرطی که با فراموش‌کردن منافع خود به منافع ملی و مصالح انقلابی بیندیشیم و برای تحقق آن 
قیام کنیم.
هفتم: خون‌خواهی امام شهید فراتر از انتقام از سران جنایتکار آمریکا و اسرائیل است و ان‌شاءالله امری قطعی است. باید در میدان بود و خون‌خواهی امام مجاهدمان را با اخراج آمریکا و ازاله اسرائیل از منطقه و مقدمه‌سازی‌ ظهور کبری پیگیری کرد. باید اساس خون‌خواهی در چارچوب تحولات بزرگ داخل ایران، منطقه و جهان رخ نماید چرا‌که امت اسلامی دردانه‌ای را از دست داد که بعد از شهادت امیرالمومنین علیه‌السلام نخستین حاکم اسلامی است که کامش با شهادت سیراب شد و به آرزوی خود رسید. ایام عاشورای حسینی است و ملت اسلام عزادار سیدو‌سالار شهیدان است ولی عزای سیدالشهدا علیه‌السلام حماسه و قیام برای تحقق اهداف دین خداست که امروز پرچمدار آن ایران اسلامی و رهبر و ملت غیور آن هستند. بی‌شک خون‌خواهی امام مجاهد شهیدمان در سایه الطاف امام زمان عجل‌الله تعالی فرجه الشریف و در قالب آمادگی برای نبردی دیگر با آمریکاست که براساس ذات شرورش اجتناب‌ناپذیر  است ‌و درصورت وقوع، شکست بزرگ‌تری را به لطف الهی متحمل خواهد شد. ان‌شاءالله‌.‌


 

این خبر را به اشتراک بگذارید