یلدای گیسوانت،
چه عاشقانه از شب بلند تاریک
چه ساده میگذرد
و اما لبخند باستانی خورشید
از پی روایت سحری جا مانده
از هزارهی باد، بار دیگر
سر در هوای روشن بامداد میرسد
و تو همچنان زیباترین صبح سرودت را
با خود دوباره میخوانی!
هنوز، پرواز پرندهای با تو
به میدان باز میآید
محمود معتقدی
یلدا
در همینه زمینه :