• پنج شنبه 8 آبان 1399
  • الْخَمِيس 12 ربیع الاول 1442
  • 2020 Oct 29
یکشنبه 27 مهر 1399
کد مطلب : 113376
+
-

روزهای سیاه دارو

گزارش میدانی همشهری از سرگردانی تعدادی از بیماران در ناصرخسرو برای تهیه داروی کرونا

روزهای سیاه دارو

 محمدصادق خسروی علیا_خبر‌نگار


«ماموربازار است!» اصطلاحی که این روزها دلالان دارو در ناصرخسرو به‌کار می‌برند. این قماش را نمی‌توان شناخت. شاید اینگونه می‌گویند تا قیمت دارو را بالا ببرند. به هر حال، تقاضا بسیار است و این افراد تا می‌توانند بازارگرمی می‌کنند، با هر دوز و کلکی. آن طرف این بازار مکاره کسانی ایستاده‌اند که جگرگوشه و عزیزشان نیمه‌جان روی تخت بیمارستان افتاده، اموالشان را آتش زده‌اند و به حراج گذاشته‌اند تا هر‌چه از دست‌شان می‌آید، برای آن عزیز دریغ نکرده باشند. هرچند تهیه داروی اصلی و غیرتقلبی در این بازار‌سیاه هم کار هرکسی نیست. در خیابان ناصرخسرو تقاضا برای تهیه دارو در بین بیماران مبتلا به کرونا و سرطان بیشتر از بیماری‌های دیگر است. از میان انواع داروهای کرونا، داروی «رمدسیویر» بیشتر متقاضی دارد؛ آمپولی با قیمت‌های فضایی؛ 60میلیون، 22میلیون و 8میلیون تومان. دلالان می‌گویند ایرانی و خارجی دارد اما قیمت‌های اعلامی به طرز مشکوکی فاصله معناداری دارد.
اینطور نیست که یک نفر تشریف ببرد ناصر‌خسرو و مثل آب‌خوردن دارو تهیه کند و بازگردد. هر دلالی مشتری‌اش را اول برانداز و آنالیز می‌کند بعد مثل بازرس‌ها سؤال و جواب، گاهی هم ادای دایه مهربان‌تر از مادر را در‌می‌آورند و مظلومانه و با چرب‌زبانی مشتری را با الفاظی مثل«جان مادرت اگه ماموری بگو»، «منو از نون‌خوردن ننداز»، «من از همه بیچاره‌ترم با این شغلم» و... فرد مورد نظر را تخلیه اطلاعاتی می‌کنند. بعد که مطمئن شدند طرف مشتری واقعی است، تازه سیاه‌بازی‌شان شروع می‌شود: «این دارو نایابه. باید هزار جا زنگ برنم...» 
از اینجا ماجرا جنایی‌تر می‌شود. دلال دارو تماس می‌گیرد، چند دلال دیگر می‌آیند دوره‌ات می‌کنند. بعد باید با آنها بروی در یکی از کوچه‌های خلوت ناصر‌خسرو. آنجا یک‌جور عجیب و غریب نگاهت می‌کنند و همه‌شان با تلفن حرف می‌زنند؛ طوری که مثلا در جست‌وجوی دارو هستند و حسابی به زحمت افتاده‌اند. حرکات مانند صحنه تئاتر است و مشتری باید دهانش را ببندد و به‌خودش دلگرمی بدهد: «چاره‌ای نیس. باید تحمل کنم.»، «دارو پیدا بشه، بذار اینا فکر کنن ما...» و...
در آخر متقاضی دارو با قیمت‌های متفاوتی روبه‌رو می‌شود؛ از 8میلیون تا 60میلیون تومان! فروشندگان در این‌باره تحلیل‌های متفاوتی دارند: «داروی اصلی گران‌تر است»، « ارزان‌ترها‌ خارجی نیستند»، « ارزانی در ناصرخسرو یعنی جنس تقلبی است». در آخر هم هیچ‌کس نمی‌داند قیمت واقعی دارو چند است و کدام تقلبی است و کدام اصلی.
این روزها با افزایش تقاضا برای داروی کرونا، عشوه‌گری دلالان و بازی در‌آوردن‌های آنها بیشتر شده است. گاهی ممکن است شما را دو تا چند روز برای تهیه داروی «رمدسیویر» سر بدوانند. یک روز می‌گویند: «مأمور‌بازار است»، روز دیگر: «دارو نایاب‌تر شده»، «قیمت‌ها بالا کشیده»، «دلار و یورو بالا رفته» و... آنها به هر طریقی که بتوانند بیمارها را می‌چزانند تا بیشتر کاسب شوند.

کتمان حقیقت
شناسایی افرادی که برای تهیه داروی رمدسیویر به ناصرخسرو آمده‌اند، دشوار نیست. بی‌پروا در مواجهه با هر دلالی می‌گویند: «رمدسیور». جوانی که برای نجات پدر بیمارش دست و پا می‌زند، مادری که نگران پسر 17ساله‌اش است و پدری که دختر 22ساله‌اش در بخش مراقب‌های ویژه حال و روز خوشی ندارد. به قدری مستاصل هستند و کلافه از شرایط که هر کسی را مسئول و باعث و بانی این وضعیت می‌دانند. یکی از آنها می‌گوید: «یعنی در این مملکت زندگی نمی‌کنی! پرسیدن دارد؟ همه عالم می‌دانند دارو نیست... » پدری که دختر 22ساله‌اش به‌خاطر بیماری کرونا در بخش مراقبت‌های ویژه بستری است، برخورد بهتری دارد. او می‌گوید: «یکی از پرسنل همان بیمارستانی که دخترم در آن بستری است، به من آمار داد که هر‌چه زودتر از بیرون داروی رمدسیویر تهیه کنم. از او پرسیدم مگه به دخترم این دارو را ندادند. گفت: « نه» خودم چندبار از بیمارستان پرسیده بودم و هر بار به من گفتند از نظر دارویی هیچ کمبودی نداریم، اما خدا خیر بدهد آن آشنا را. او به من گفت این دارو کمیاب است و در بیمارستان پیدا نمی‌شود. اگر می‌خواهی جان دخترت را نجات دهی، برو از بیرون تهیه کن...»
اعضای خانواده بیماران کرونایی که برای تهیه دارو روانه ناصر‌خسرو شده‌اند، می‌گویند قبل از اینجا به چندین داروخانه مراجعه کرده‌اند: «داروخانه‌ها می‌گویند داروهای کرونا کلا بیمارستانی است و در داروخانه‌ها عرضه نمی‌شود. بیمارستان هم راستش را نمی‌گوید ما از کجا بدانیم این داروی کمیاب به بیماران‌مان می‌رسد یا نه؟»

پشت پرده دارو در ناصر‌خسرو
برخی دلالان دارو معتقدند که بازار‌سیاه دارو در خیابان ناصر‌خسرو تا‌به‌حال جان بیماران بسیاری را نجات داده است. برخی دیگر هم اعتراف می‌کنند که اینجا مملو از داروهای تقلبی است. با وجود این، روزانه صد‌ها نفر به هر دلال برای تهیه داروی «رمدسیور» مراجعه می‌کنند و پرسش اصلی این است که چطور دارو در داروخانه و بیمارستان کمیاب است اما در اینجا در بازار آزاد یافت می‌شود؟ یکی از کاسبان دارو در این‌باره می‌گوید: «معادله خیلی ساده‌ای است. شما فرض کن آن فردی که دارو وارد می‌کند اگر بخواهد آن را در اختیار بیمارستان‌ها و داروخانه‌ها قرار دهد باید مثلا 500هزار تومان بفروشد، اما در بازار‌سیاه 50میلیون تومان قیمت فروش عمده‌اش است. اینطور است که بخش مهمی از داروها به‌صورت چراغ خاموش وارد بازار سیاه می‌شود. وقتی دارو به‌دست دلال می‌رسد، او نیز می‌خواهد سود کلانی ببرد. مثلا داروی 50میلیون تومانی را می‌فروشد 100میلیون تومان. حالا این عددها را مثال می‌زنم.»
دلال دیگری می‌گوید: «هیچ‌کدام از ما دلالان دارو تا به حال نه از کشور خارج شده‌ایم و نه حتی رنگ مرزها را دیده‌ایم. ما اصلا جرأتش را نداریم. می‌خواهم بگویم اگر بازار‌سیاه دارو هست، هیچ‌کدام از آدم‌های اینجا داروی قاچاق را وارد این بازار نمی‌کنند. دارو می‌رسد و ما هم توزیع کننده‌ایم. اما مأموران در این پایین‌دست (در ناصر‌خسرو) به‌دنبال این دلالان هستند که در واقع پادویی بیش نیستند.»
به گفته برخی دلالان دارو در خیابان ناصر‌خسرو، افرادی که در اینجا زیر گوش این و آن نجوا می‌کنند‌ « دارو، دارو»، در واقع می‌توان گفت خرده‌پا هستند. دلالان اصلی جایی امن‌تر از این خیابان به دور از این آتش نشسته‌اند و فقط تلفن همراه‌شان را پاسخ می‌دهند. مسعود یکی از خرده‌پا‌هاست که می‌گوید: «ببینید اینجا تنها دارویی که وجود دارد ترامادول است، داروی‌های تخصصی و اصلی جای دیگری است. هر کسی با یکی از دلالان بزرگ دارو در ارتباط است و از او استعلام دارو می‌گیرد. درست مانند داروخانه‌های بزرگ که یک نفر پشت ویترین جواب مشتری را می‌دهد و نفر اصلی آن پشت در مخزن داروست. نفرات اصلی و دلالان واقعی در ناصر‌خسرو نیستند. آنها در مخزن هستند و ارتباطاتی دارند که ما هم از آن بی‌خبریم.»

 هشدار قاچاق دارو به عراق 10‌ماه پیش در روزنامه همشهری
پنجم آذر سال گذشته که هنوز بیماری کرونا دامنگیر مردم جهان نشده بود، همشهری در گزارش میدانی تحت عنوان «بازارسیاه دارو زیرزمینی شد» سراغ دلالان دارو در ناصر‌خسرو رفت. در بخشی از آن گزارش به دلایل کمبود دارو اشاره شد‌ که دلالان دارو یکی از این دلایل را قاچاق دارو از ایران به عراق و لبنان عنوان می‌کنند؛ «چند دلیل داره. دیگه داروی قاچاق مسافرتی وارد نمی‌شه. قبلا مسافرا از کشورهای دیگه داروی قاچاق با خودشون می‌آوردن. اما الان مردم اونقدر دست‌شون خالی شده که مسافرت خارجی کمتر می‌رن. قبلا از همین ترکیه کلی دارو می‌آوردن اما حالا کم شده. دوم اینکه به‌خاطر تحریم‌ها دارو نیست. حتی داروخونه‌های مرجع خیلی از داروهای تخصصی رو ندارن. سوم اینکه همین مقدار دارو‌ها هم داره از کشور خارج می‌شه.»
در آن گزارش آمده؛ دلیل سوم بسیار مبهم است و عجیب. باورش سخت است که ایران یکی از کشورهای ترانزیت داروی قاچاق به کشورهای دیگر باشد. دلال دارو در این‌باره بیشتر توضیح می‌دهد: «مقصد عراق و لبنانه. دارو اونجا به دلار قیمتشه، اینجا به ریال. هرکاری کنیم اینجا ارزون‌تره. خیلی‌ها زدن تو این کار. یک لیست داروی خاص هست که اونجا براش خوب پول می‌دن. خواستی لیستش رو بهت می‌دم و برات تهیه می‌کنم. خیلی پول توشه، خیلی.» 
با وجود اینکه پیش از این مسئله قاچاق دارو از ایران به عراق و لبنان در روزنامه همشهری رسانه‌ای شد، اما اقدام چندانی در این‌باره صورت نگرفت و امروز در وانفسای کرونا و تحریم همه‌جانبه شاهد توقیف 19کامیون حامل داروی قاچاق در عراق هستیم.
دلالان دارو در ناصر‌خسرو واکنش‌های تقریبا مشابهی در این‌باره دارند. آنها می‌گویند: «بازار داروی قاچاق به عراق بازار بسیار پر‌سودی است. این بازار در ایران حداقل 3سالی می‌شود که رونق دارد. حتی در همین ناصر‌خسرو خیلی از پادوها دارو تهیه می‌کنند به‌دست قاچاقچیان دانه‌درشت می‌رسانند تا از مرز خارج کنند.»
همچنین در گزارش پنجم آذر‌98 همشهری به مراجعه صاحبان برخی داروخانه‌ها برای تهیه دارو در ناصرخسرو اشاره شده؛ اتفاقی که در مشاهده فعلی نیز همچنان در جریان است. در گزارش قبل آمده: در ناصرخسرو این روزها حرف‌های عجیب و غریبی از زبان برخی دلالان دارو می‌شنوی. مثلا اگر آمار چند داروی مختلف را از آنها بگیری، با خوشحالی می‌پرسند: «راسش را بگو داروخونه‌داری؟» آنطور که این قماش کاسب می‌گویند، گویا برخی از صاحبان داروخانه‌ها هم برای خرید داروهای تخصصی و‌ فوق‌تخصصی به ناصرخسرو مراجعه می‌کنند! «مشتری این شکلی زیاد دارم. طرف داروخونه داره و دارو بهش نمی‌رسه. میاد اینجا تهیه می‌کنه.» بعد برای اینکه بگوید حرف‌هایش راست است، تلفن همراهش را نشان می‌دهد و تماس‌هایی که همان روز دریافت کرده: «عبدالرضا داروخونه، خانم بیات داروخونه، آقا سلیم داروخونه و... » ‌در میانه خیابان ناصر‌خسرو، بازار دست‌فروشان داغ و پر‌رفت‌وآمد است. مردمی که برای خرید کالای ارزان‌تر آمده‌اند و چهره به چهره با هم چانه می‌زنند. دغدغه‌شان، کیف و کفش و ظروف آشپرخانه و... است اما در پیاده‌رو عده‌ای درمانده و سرگردانند و دنبال دلالان دارو به راه می‌افتند در هر کوچه پس‌کوچه‌ای سر می‌کشند تا شاید برای عزیزان‌شان دارویی بیابند به امید آنکه این دارو حریف بیماری کرونا شود.

این خبر را به اشتراک بگذارید