• پنج شنبه 16 مرداد 1399
  • الْخَمِيس 16 ذی الحجه 1441
  • 2020 Aug 06
شنبه 7 تیر 1399
کد مطلب : 103414
+
-

یادگار بهشتیان

در سالروز فاجعه هفتم تیر، روایت‌های کمتر گفته شده زندگی شهیدبهشتی را از زبان پسرش می‌شنویم

صفحه تقویم فاجعه هفتم تیر و شهادت دکتر سیدمحمد حسینی بهشتی و 72نفر از یارانش را یادآوری می‌کند. برای مرور بخش‌های کمتر بازگو‌ شده زندگی شهید بهشتی، پای صحبت‌های دکتر سیدعلیرضا بهشتی، پسر ایشان، می‌نشینیم. در خانه‌ای که شهید بهشتی همراه خانواده‌اش، قریب به یک دهه در محله قلهک زندگی کردند و از سال92 به تملک شهرداری درآمد و درهایش به‌عنوان «خانه موزه شهید بهشتی» گشوده شد.
خانه موزه شهید بهشتی همچنان مثل همان روزها، دوطبقه است، با اینکه اندکی بعد از شهادت دکتر بهشتی، همسر ایشان دیگر این خانه بزرگ و پر از خاطره را تاب نیاورد و خانه فروخته ‌شد. علیرضا بهشتی می‌گوید: «پدر دوست داشت در خیابان ایران که آن زمان خیابان عین الدوله می‌گفتند، ساکن شویم. ولی به ‌دلیل قیمت بالای خانه نتوانستیم در آن خیابان خانه بخریم.» 

سکونت در محله قلهک از سال 1352
قیمت بالای خانه در خیابان ایران از طرفی و پیشنهاد یکی از دوستان برای خرید خانه در محله داوودیه قلهک هم از طرف دیگر باعث شد تا شهید بهشتی برای خرید زمین این خانه 600متر مربعی اقدام کند. صحبت از اوایل دهه50 است که محله قلهک را ساختمان‌های سر به فلک کشیده نگرفته بود. علیرضا بهشتی می‌گوید: «به اینجا داوودیه می‌گفتند. تک و توک در این کوچه خاکی، خانه بود. خوبی زمین این بود که از 2 کوچه به خانه راه داشت. همانطور که پدر می‌خواست طراحی شد. با اندرونی و بیرونی. کتابخانه و اتاق شخصی ایشان به قسمت اصلی خانه مشرف بود. هرکسی با پدر کار داشت به اتاقش می‌رفت که تقریبا از خانه جدا بود و مزاحمتی برای خانواده ایجاد نمی‌‌شد.» خانه یک طبقه، تابستان سال 1352ساخته شد. ساخت طبقه دوم خانه به سال 1358برمی‌گردد. «طبقه دوم را ساختند تا خواهرم که ازدواج کرده بود و برادر بزرگم که می‌خواست ازدواج کند در 2واحد آپارتمانی کنار هم این طبقه ساکن شوند. الان در شکل خانه موزه کاملا یکپارچه شده و هیچ شباهتی به آن زمان ندارد.»

تفریح و ورزش در خانه 
علیرضا بهشتی تأکید می‌کند که پدر بر تفریح و ورزش هم اصرار داشت و برای همین مقدماتش را در خانه فراهم کرده بود. 

استخری در حیاط خانه ساخته بود تا بچه‌ها هم تفریح کنند و هم شنا کردن بلد باشند. حالا عمق آن استخر اندک شده و بیشتر به حوض مستطیلی شبیه است. «در زیرزمین خانه میز پینگ‌پنگ گذاشتیم. خودشان هم اهل ورزش بود. علاوه بر پینگ‌پنگ، والیبال و شنا، در کلکچال و کوه‌های نزدیک تهران کوهپیمایی می‌کرد.»

بعد از او خانه پرخاطره اما سوت و کور شد
بعد از انقلاب، شهید بهشتی تصمیم می‌گیرد برای نزدیکی بیشتر خانه به محل کارش (دفتر حزب جمهوری اسلامی و کاخ دادگستری) از این محل نقل مکان کند. «قرار شد به‌طور موقت در منزلی که یکی از دوستان در خیابان ایران پیشنهاد دادند، ساکن شویم تا این خانه را بفروشیم. همه اسباب خانه را هم برده بودیم و فقط کتابخانه مانده بود. جمعه و شنبه، پنجم و ششم تیر، در آن خانه موقت، اسباب را چیدیم. قرار بود همان یکشنبه هفتم تیر 1360پدر از دفتر حزب برای نخستین‌بار به آن خانه برود که ساعت 9 خبر شهادتش را شنیدیم.» خانواده بعد از مدتی سکونت در خیابان ایران، دوباره به محله قلهک بازمی‌گردند. «مادرم دیگر طاقت این خانه بزرگ سوت و کور با انبوه خاطرات را نداشت و خانه را فروختیم.»

شایعه زندگی دکتر بهشتی در کاخ هژبر
«زمانی که شنیدم شهرداری، قانونی دارد که خانه‌های بزرگان سیاسی، اجتماعی و فرهنگی را حفظ و حراست می‌کند، مشتاق شدم تا خانه پدری را حفظ کنم.» علیرضا بهشتی ادامه می‌دهد: «علاوه براین، قبل از شهادت دکتر بهشتی، حرف و حدیث و شایعه پشت سر این خانه خیلی زیاد بود. مثلا می‌گفتند این خانه، کاخ هژبر بوده یا کارد و چنگال خانه از طلاست. بعد از انقلاب این شایعات خیلی هم بیشتر شد. برای همین، حفظ این خانه برای من مهم بود. برای 5 شهردار نامه نوشتم تا سرانجام سال 1391 این خانه به تملک شهرداری درآمد و خانه موزه شد. آن زمان هنوز شکل سابق را داشت. اما حالا که به شکل خانه موزه درآمده، خیلی برای من غریبه شده‌است.»
متن کامل این گفت‌و گو را در ضمیمه همشهری محله  بخوانید.

این خبر را به اشتراک بگذارید
در همینه زمینه :