ثبت روایت میدان
مستندسازان در برنامه 24تلویزیون اینترنتی همشهری از نبرد روایتها در جنگ سوم گفتند
گروه 24
سینمای مستند مهمترین آوردگاه روایت پس از هر جنگ است؛ جایی که مستندسازان با نگاه و روایت خود، درک ما را از رخدادهای جنگی دگرگون میکنند. ذات سینمای مستند بر پایه زاویه دید مستندسازی شکل میگیرد که مخاطب را به قلب حقیقت میبرد؛ حقیقتی که در پس هر شکست و پیروزی، ناگفته باقی مانده. در برنامه 24تلویزیون اینترنتی همشهری، نیما مهدیان و عارف افشار، 2 مستندساز جنگ تحمیلی سوم، از پروژههای در دست ساختشان و همینطور نگاهشان به مستند جنگ تحمیلی سوم گفتند.
عارف افشار: اهمیت رسانه در جنگ بیشتر شده است
در حال حاضر مشغول ساخت مستندی درباره جنگ تحمیلی سوم و همچنین پروژه پرتره آقای دکتر لاریجانی هستیم. حدود
یکماه و نیم است که این پروژه آغاز شده و در حال حاضر بخش قابل توجهی از فیلمبرداری انجام شده است. امیدواریم بتوانیم آن را به جشنواره سینماحقیقت برسانیم. این پروژه در شرایطی شکل گرفت که فضای کشور از نظر التهابات میدانی تا حدی آرامتر شده بود. من پیشتر ارتباطی شخصی و محدود با آقای لاریجانی داشتم و به شخصیت ایشان علاقهمند بودم. ابتدا قرار نبود پروژه مستقلی شکل بگیرد، اما بعد از شهادت ایشان کار به صورت مستند پرتره به طور رسمی آغاز شد.
در تجربه جنگهای قبلی و بحرانها، انتقال تجربه به نسل جدید ضعیف بوده و هر نسل دوباره از صفر شروع کرده است. در جنگ ۱۲روزه قبلی هم ایرادهایی در کار خودم میدیدم و همین باعث شد در این جنگ جدید با نگاه دقیقتر و انگیزه بیشتر وارد شوم. ساختار این جنگ بسیار پیچیدهتر از گذشته بود، چون جامعه تغییر کرده بود.
برخلاف برخی تصورها، در این پروژه همکاری نهادهای مختلف بسیار جدی بود. مجموعههایی مانند اوج، حوزه هنری و مرکز گسترش نقش حمایتی داشتند و جلسات متعدد و شبانهروزی برای پیشبرد کار برگزار شد. درک اهمیت رسانه در میدان جنگ نسبت به گذشته بیشتر شده بود.
من معمولا از لحظه بحران فاصله میگیرم و بهدنبال علتها میروم؛ اینکه چرا یک اتفاق رخ داده و چه مسیرهایی به آن منتهی شده است. برای من مسئله اصلی «چرایی» است نه صرفا «وقوع حادثه». نگاه من در مستند، آسیبشناسانه و درونگفتمانی است.
در مستند جدید، تلاش من این است که هم نگاه موافقان و هم مخالفان دیده شود. چون شخصیت لاریجانی در یک مسیر طولانی سیاسی شکل گرفته و طبیعی است که برداشتهای متفاوتی درباره او وجود داشته باشد. هدف من بررسی این است که چگونه یک شخصیت مهم در چنین جایگاهی قرار گرفته و چرا در معرض تهدید بوده است.
معتقد هستم که در فضای رسانهای باید تکثر دیدگاهها به رسمیت شناخته شود. اگر فقط یک روایت رسمی وجود داشته باشد، تصویر واقعی جامعه شکل نمیگیرد. مستند باید امکان دیدن زوایای مختلف یک مسئله را فراهم کند، حتی اگر تلخ یا چالشبرانگیز باشد.
نیما مهدیان: مردم قهرمانان جنگ بودند
مستند اساسا برای تقویت روایت رسمی نیست، بلکه برای نشان دادن مسئله و ایجاد فهم عمیقتر از واقعیت است. اگر مسئولان به این درک برسند، باید مستندها را بهعنوان تجربه زیسته ببینند، نه صرفا آمار یا محصول هنری.
مستند میتواند قبل از وقوع بحران هشدار بدهد. اگر مسائل اجتماعی در زمان درست دیده شوند، بسیاری از بحرانها قابل پیشگیری هستند. امروز جنگ، جنگ روایتهاست و ما یا روایت میکنیم یا روایت میشویم.
در ابتدا نگاه من نسبت به نسل جدید چندان امیدوارکننده نبود، اما در میدان جنگ تصویر متفاوتی دیدم. نوجوانها و جوانهایی را دیدم که در ایستهای بازرسی، کمکرسانی، تفحص و آواربرداری حضور فعال داشتند و رفتارهای انسانی و مسئولانه از خود نشان دادند.
بخشی از نسل جدید دچار ناامیدی عمیق نسبت به آینده است. این مسئله فقط رسانهای نیست، بلکه به اقتصاد، تبعیض و تجربه زیسته آنها برمیگردد. این نسل با مقایسه دائمی زندگی خود با تصاویر شبکههای اجتماعی، دچار احساس نابرابری میشود.
اگر این مسائل به رسمیت شناخته نشود، به یک آتش زیر خاکستر تبدیل میشود. رسانه باید امکان گفتوگو را افزایش دهد و از روایت یکسویه فاصله بگیرد. در غیراین صورت، واقعیت جامعه دیده نخواهد شد.
در جنگ، صحنههای زیادی از رفتار انسانی مردم دیدم؛ از کمکهای مردمی تا همدلی در شرایط بحرانی. اگر این روایتها گفته نشود، یا تحریف میشود یا حذف. مستند باید واقعیت را بدون اغراق یا حذف نشان دهد. صحنههایی مانند عروسیهای خیابانی، کمکرسانی مردم، یا حتی یک لحظه ساده مثل آموزش موسیقی در میان صدای بمباران، برای من بسیار ماندگار شد. اینها نشان میدهد زندگی حتی در سختترین شرایط ادامه دارد.
در نهایت، قهرمان این جنگ مردم بودند. مردم ایران نشان دادند که در بحرانها توان مدیریت، همدلی و خلق شگفتی دارند. چیزهایی دیدم که نگاه من به جامعه را تغییر داد و نشان داد هنوز ظرفیتهای انسانی بزرگی وجود دارد.