• پنج شنبه 25 مهر 1398
  • الْخَمِيس 17 صفر 1441
  • 2019 Oct 17
چهار شنبه 23 مرداد 1398
کد مطلب : 72416
+
-

از آشنایی در کازینوی زیرزمینی تا جنایت در پارک

داخلی
از آشنایی در کازینوی زیرزمینی تا جنایت در پارک


همه‌‌چیز از آشنایی در یک کازینو یا همان قمارخانه زیرزمینی شروع شد. پویا و جعفر سال‌ها بود که در آنجا قمار می‌کردند؛ گاهی می‌بردند و گاهی هم می‌باختند اما اختلافشان از روزی شروع شد که پای زنی به نام شهرزاد به کازینو باز شد و این شروع ماجرایی بود که با قتل پویا و دستگیری جعفر به‌عنوان قاتل پایان یافت. به گزارش همشهری، ساعت یک بامداد 29تیرماه امسال گزارش قتل مردی 35ساله به کلانتری 152خانی‌آباد اعلام شد. او با ضربات چاقو در درگیری زخمی شده و پس از انتقال به بیمارستان به‌دلیل شدت جراحات، جانش را از دست داده بود. یکی از دوستان مقتول که او را به بیمارستان انتقال داده بود، در تحقیقات گفت که قاتل، جوانی به نام جعفر است. وی توضیح داد: روز حادثه پویا دوستم به من زنگ زد و از من خواست همراه او به پارک برویم. می‌گفت طلبی از پویا دارد که می‌خواهد از او بگیرد. گویا موضوع تسویه‌حساب بود اما مبلغش را متوجه نشدم. یکی دیگر از دوستانمان نیز همراهمان آمدند و وقتی داخل پارک شدیم، جعفر، جوانی که به پویا بدهکار بود، به همراه دوستانش بر سر پویا ریختند. از دوستم خواستم نگهبان پارک را خبر کند و خودم قصد داشتم هرطور شده پویا را نجات بدهم اما جعفر با ضربات چاقو پویا را زخمی کرد و بعد پا به فرار گذاشت. من به سرعت او را سوار ماشین کردم و به نزدیک‌ترین بیمارستان رساندم اما متأسفانه زنده نماند.

پایان یک‌ ماه فرار
با سرنخی که دوست مقتول در اختیار تیم تحقیق قرار داد، نام جعفر در لیست افراد تحت تعقیب قرار گرفت. مأموران پاتوق‌های احتمالی وی را زیرنظر گرفتند تا اینکه موفق به شناسایی مخفیگاه او شدند و پس از یک‌ ماه فرار دستگیرش کردند. متهم به قتل که جوانی 29ساله است، در بازجویی‌ها به قتل پویا اقرار کرد و انگیزه‌اش را اختلاف با مقتول دانست. او دیروز برای تحقیق به دادسرای امور جنایی تهران منتقل شد و پس از شرح جزئیات جنایت با دستور قاضی جنایی در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران قرار گرفت.


دوئل در پارک

دعوای قاتل و مقتول این پرونده جنایی اگرچه به‌خاطر اختلاف مالی و باخت در قماربازی بود، اما متهم می‌گوید که اختلاف اصلی‌شان به‌خاطر زنی به نام شهرزاد بوده است. او مدعی است که با مقتول و شهرزاد در یک کازینوی زیرزمینی آشنا شده و ماجرا دوئل عشقی بوده است.

منظورت از کازینوی زیرزمینی چیست؟!
زیرزمین ساختمانی تجاری است در جنوب تهران. صاحب آنجا چند بیلیارد و فوتبال‌دستی در زیرزمین چیده اما آنجا شده پاتوق افراد مختلف. سال‌هاست که در آنجا قمار بازی می‌کردم. از جاهای مختلف به آنجا می‌آمدند، برای همین معروف شده بود به کازینوی زیرزمینی.
همه کارت قمار‌بازی بود؟
شغل اصلی‌ام فروش لوازم آرایشی و بهداشتی است، توپ وضع مالی‌ام را تکان نمی‌دهد! خیلی پولدارم و مشکل مالی ندارم. به‌خاطر علاقه‌ای که به قمار داشتم، به کازینو می‌رفتم. من از 10سال قبل زمانی که 19سالم بود، قمار‌بازی را شروع کردم و رفته‌رفته معتادش شدم. گاهی می‌بردم، گاهی هم می‌باختم. به‌هرحال قمار است؛ گاهی بازنده‌ای و گاهی هم برنده.
از اختلافت با مقتول بگو؟
3‌ماه بود که با او آشنا شده بودم. اوهم پاتوقش کازینو بود و با هم قمار می‌کردیم. البته من 3بار بیشتر با او بازی نکردم. حدود 30میلیون تومان و آخرین‌بار 10میلیون تومان باختم و به او بدهکار شدم. روز حادثه با او در پارک قرار گذاشتم تا بدهی‌ام را بپردازم اما اختلاف من با او به هیچ‌عنوان به این موضوع و پول مربوط نمی‌شد. من سال‌هاست قماربازی می‌کنم و خیلی وقت‌ها هم شده که باخته‌ام. دیگر می‌دانم روال قماربازی و شرط‌بندی همین است.
پس اختلافت با مقتول بر سر چه مسائلی بود؟
عشقی بود. به‌خاطر زنی به نام شهرزاد که من 5‌ماه قبل در همان کازینوی زیرزمینی با او آشنا شدم. اکثرا شب‌ها به آنجا می‌رفتم. شهرزاد هم معتاد به قمار بود. یک‌بار با او بازی کردم و عاشقش شدم. او هم مرا دوست داشت اما کمی بعد متوجه شدم که مقتول هم عاشق او شده و مدام در تلگرام برایش پیام عاشقانه می‌فرستد. یکی، دوبار به پویا (مقتول) تذکر دادم و گفتم حواسش را جمع کند و خواستم کنار بکشد اما او کار خودش را می‌کرد و انگار نه انگار که من وجود دارم. این شد که عصبانی شدم و تصمیم گرفتم به بهانه پرداخت پول با او قرار بگذارم و او را گوشمالی بدهم تا دیگر با من رقابت نکند، اما دعوای ما به جنایت ختم شد. درحالی‌که واقعا قصد کشتن او را نداشتم.
تا‌به‌حال پلیس وارد آن کازینوی زیرزمینی نشده بود؟
من نشنیدم که پلیس به آنجا رفته باشد. البته ما کار خلافی انجام نمی‌دادیم! عده‌ای بیلیارد یا فوتبال‌دستی بازی می‌کردند و گروه دیگر مانند من قمار بازی می‌کردند. گاهی هم مشروبات الکلی مصرف می‌کردیم و سیگار می‌کشیدیم!
متاهلی ؟
نه همسرم دو، سه سال پیش به‌خاطر همین قمار‌بازی و اعتیادم به شیشه ترکم کرد و طلاق گرفت.
بیشتر پولی که بردی در قماربازی چقدر بود؟
500میلیون تومان.
واقعا این پول را می‌گرفتی؟
می‌گرفتم اما باز در بازی‌های بعدی می‌باختم. بیشتر هدفم تفریح و هیجان بود و در کل خیلی بیشتر از آنکه ببرم، پول باخته‌ام. عاقبت قمار همین است و همه برنده‌ها در نهایت بازنده‌اند. حالا هم که در برابر اتهام قتل قرار گرفته‌ام، احساس می‌کنم زندگی‌ام را باخته‌ام.

این خبر را به اشتراک بگذارید