• پنج شنبه 25 مهر 1398
  • الْخَمِيس 17 صفر 1441
  • 2019 Oct 17
سه شنبه 22 مرداد 1398
کد مطلب : 72186
+
-

خوب بساز و نفروش، بد بساز و بفروش

شکاف عمیق اقتصادی در سینمای ایران به ضرر مخاطبان تمام می‌شود

سینما
خوب بساز و نفروش، بد بساز و بفروش

مسعود میر/روزنامه نگار

 تعداد فیلم‌ها در فهرست بلندبالای آثار در حال تولید سینمای ایران با اینکه امسال بنا به مشکلات شدید اقتصادی کشور اندکی آب رفته اما هنوز هم رقم قابل ملاحظه‌ای است. خبرها یکی پس از دیگری منتشر می‌شود و مشخص است که اوضاع و احوال تولید در سینما بد نیست. نام فیلم‌ها و کارگردان‌هایشان از پی هم می‌آیند و بعد هم نام بازیگرانی منتشر می‌شود که قرار است به ویترین این محصولات درخشش هدیه کنند. خب، پس همه‌‌چیز مهیاست؛ کارگردان نامی، بازیگر اسمی و فیلمی پرطمطراق و اصطلاحا بزرگ اما نتیجه چیست؟ یک فروش حداقل که در بهترین حالت نیمی از هزینه‌های تولید را هم جبران نمی‌کند. این سکه رونق البته روی دیگری هم دارد؛ ساخت فیلم‌های ارزان که در شرایط بد هم 4 یا 5 برابر هزینه تولیدشان در گیشه می‌فروشند. با این پیش‌فرض‌ها و برای مشخص‌ شدن گره اصلی در میان فیلم‌های روز اکران، می‌توان 2نمونه را بررسی کرد. «ما همه با هم هستیم» با یک تیم رویایی، هزینه تولید بالا و البته فروش کمتر از هزینه تولید، نماینده یک مجموعه از تولید در سینمای ما شده و «ایکس لارج» با هزینه تولید پایین، فرمولی تکراری، بازیگرانی متوسط و البته فروشی چندبرابر هزینه تولید در سوی دیگر ایستاده ‌است.

رونق تولید؛ شعاری به نفع عوامل
 این روزها وقتی تهیه‌کننده، کارگردان و بازیگران ممتاز سینمای کشور قرار است فیلمی را به‌سامان برسانند، بی‌تردید پای یک سرمایه‌گذار بی‌خیال ریال و تومان در میان است؛ کسی که بتواند از پس دستمزدهای بالای عوامل مشهور برآید و البته وقتی فیلم ساخته شد و به اکران رسید برای فروشی که در بهترین حالت هزینه‌های تولید را هم تمام و کمال جبران نمی‌کند، سکته نزند. با همین پیش‌فرض است که چک تولید در سینما از حساب‌های شگفت‌انگیز بانکدارها، صاحبان آژانس‌ها و ماینرها پاس می‌شود و وقتی هم که تولید این فیلم‌های بزرگ به پایان رسید، دیگر برای کسی مهم نیست که آیا این فیلم‌ها در گیشه هم فروغی خواهند داشت و پولی به‌حساب سرمایه‌گذار برمی‌گردانند یا نه؟ در این فیلم‌ها، رونق محدود است به تولید و بعد از آن دیگر چیزی مهم نیست. البته در این مسیر دستمزدهای کلانی توسط برخی عوامل دریافت شده و مبالغ بسیاری در مسیر تولید خرج شده‌است و پروژه با نتیجه سه بر صفر به سود عوامل به اتمام رسیده‌است. با این توضیحات فروش 10میلیاردی فیلم ما همه با هم هستیم که به شهادت تهیه‌کننده‌اش حداقل 13میلیارد تومان در تولید هزینه داشته‌است تأسف‌انگیز خواهد‌بود. یادتان نرود برای جبران شدن هزینه تولید با احتساب مدت زمان حدود یک‌ساله‌ای که سرمایه‌گذار پولش را خرج کرده، فروش گیشه باید حداقل3 برابر هزینه تولید باشد تا سرمایه‌گذار به‌اصطلاح ضرر نکند.

رونق اکران؛ چراغی که به سینما رواست
 در سینمای دنیا همواره برای « B.Movei»‌ها یا همان فیلم‌هایی که ما نام فیلم‌های بدنه را رویشان گذاشته‌ایم، ارزش زیادی قائل هستند و آنها را بیش از فیلم‌های درجه A مورد توجه قرار می‌دهند. چرا؟ چون این فیلم‌ها هستند که در حقیقت با رونق در اکران، چراغ صنعت سینما را روشن نگه می‌دارند. این فیلم‌های معمولا کوچک در تولید، گام‌های بلندی در فروش برمی‌دارند و سبب می‌شوند که سینما زنده بماند، سالن‌ها پرمشتری باشد، همه عوامل تولید در سینما نه فقط گروه‌های نامی و خاص امنیت شغلی داشته باشند و حتی ساندویچ‌فروش‌ها و بوفه‌دارهای سینما هم از این رونق نصیب ببرند. حالا مصداق این اتفاق را باید در فیلمی مانند ایکس‌لارج جست‌وجو کرد. شاید خیلی‌ها علاقه‌ای به چنین فیلم‌هایی نداشته باشند اما تماشاگران عمومی سینما راه خود را می‌روند. فیلم محسن توکلی کمی بیش از یک میلیارد تومان در تولید هزینه داشته و حالا جدول فروش فیلم‌ها نشان می‌دهد این فیلم به زعم ما ضعیف، بیش از 4و نیم میلیارد تومان فروش داشته‌است. معادله درست است و ضریب فروش بیش از 3 برابری در مقابل عدد تولید، اتفاق مهم ایکس‌لارج و فیلم‌های دیگر اینچنینی است.

روش حاجی ارزانی در سینما 
این قضاوت نیست، بلکه درشت‌نمایی بخشی از آن چیزی است که در سینمای امروز ایران جاری و ساری است. فیلم‌های بزرگ با تیم‌های کهکشانی بسیاری در این سینما ساخته شده و می‌شود که گویی برای شکست در گیشه بی‌قرار هستند و از سوی دیگر فیلم‌های بسیاری هم با هزینه‌های کم و تیم‌های کم‌خرج روانه اکران می‌شوند که در گیشه نسبت به پتانسیل‌های فیلم، فروش خوبی را تجربه می‌کنند.
 

این خبر را به اشتراک بگذارید