• سه شنبه 28 آبان 1398
  • الثُّلاثَاء 21 ربیع الاول 1441
  • 2019 Nov 19
یکشنبه 6 مرداد 1398
کد مطلب : 68894
+
-

نخستین شناگر ناشنوای کشور که در رقابت جهانی مدال کسب کرده هم‌محله  ای ماست

باورمان کنید

چهره
باورمان کنید

راحله عبدالحسینی_ خبرنگار

  لب‌خوانی می‌کند و شمرده شمرده سعی در ادای کلمات و اصوات دارد تا منظورش را برساند. از تلاش بی‌وقفه و راه طولانی و کماکان پر فراز و نشیب موفقیت حرف‌ها دارد. در بین مدال‌های زیاد در مسابقات ورزشی ملی و جهانی، مدالی را انتخاب می‌کند و می‌گوید: «این نخستین مدالی است که در 4 سالگی گرفتم.» «مهراد کشاورز» جوان هم‌محله ای ما که ساکن دیباجی است، مدال جهانی رشته شنا و مدال المپیک در رشته والیبال ساحلی دارد. مهراد ناشنواست. نخستین شناگر ایرانی است که در مسابقات جهانی 2019 اسپانیا با شناگران شنوا مسابقه داده و مدال نقره کسب کرده است. مهراد در رشته معماری تا مقطع کارشناسی ارشد تحصیلاتش را ادامه داده‌است. حالا که پای ‌گفت‌وگو نشسته، فقط یک آرزو دارد: جایگاهی متناسب با توانایی ورزشی و علمی‌اش در جامعه داشته شد تا بتواند چرخ زندگی‌اش را بچرخاند. این روزها مهراد خود را برای مسابقات شنای آسیایی هنگ‌کنگ آماده می‌کند. 

ماجرای ناشنوایی مهراد به عصر یک روز بهاری برمی‌گردد که خانم همسایه و دخترش، مهمان خانه مادر مهراد می‌شوند. غافل از اینکه دخترک سرخچه دارد و ناقل ویروس بیماری است. 4 ماه از بارداری مادر مهراد گذشته بود و ویروس باعث از بین رفتن شنوایی جنین شد. مهراد 16 ماهه بود که خانواده‌اش متوجه از بین رفتن اعصاب شنوایی او شدند. «رحیم کشاورز» پدر مهراد، دکتر داروساز است و در گفت‌وگوی ما حضور دارد تا منظور مهراد را بهتر برای ما بگوید. او از خاطرات روزهای کودکی مهراد این‌طور می‌گوید: «به اعتقاد من و مادرش، مهراد با اینکه سلول شنوایی نداشت اما قدرت یادگیری و هوش داشت. پس ما باید بقیه حواس او را بارور می‌کردیم. تصمیم گرفتیم که مهراد می‌تواند فرد سرشناس و مطرحی شود و به همین دلیل باید حس‌های فردی او را شکوفا می‌کردیم.»

 آغاز شنا از 4سالگی 
والدین مهراد به این نتیجه رسیدند که ورزش شنا یکی از بهترین گزینه‌ها برای اوست. مادر مهراد شیوه انتقال مطالب و راه ارتباط با مهراد را در مدرسه ناشنوایان باغچه‌بان آموخت و این شیوه را به مربی شنای مهراد یاد می‌داد تا او هم بداند چطور باید با مهراد 4 ساله که می‌خواهد شنا یاد بگیرد، تعامل کند. پدر مهراد ادامه می‌دهد: «هر روز من و مادر و مربی پیشرفت مهراد را در شنا بررسی می‌کردیم. مربی شنا هم می‌دانست چطور با مهراد برخورد کند تا علاقه‌مندی او بیشتر شود و از ورزش ناامید و سرخورده نشود.»
مهراد کم‌کم برتری خودش را در مسابقات دید و قبل از اینکه به مدرسه برود در رقابت با شنواها برنده ‌شد. مهراد یک روز هم به مدرسه ناشنوایان نرفت و در 18 سالگی با انجمن ناشنوایان آشنا شد. اما چرا والدینش او را به مدرسه استثنایی نفرستادند، پرسشی است که پدر مهراد این‌طور پاسخ می‌دهد: «مهراد با بچه‌های شنوا درس خواند و با توجه به هوش و حافظه‌ای که داشت، گام بزرگی بود. مادرش به جای 4 نفر به او آموزش می‌داد که مبادا لحظه‌ای از آموزش دور باشد. معلم گفتاردرمانی و معلمان مدرسه نیز همراه ما بودند. می‌خواستیم او هم رفتار و کردارش مثل کسانی باشد که می‌شنوند.»
او در ادامه خاطره‌ای از دوران دبستان مهراد برای‌مان تعریف می‌کند: «جمله‌ای در کتاب بود با این مضمون، پاییز که می‌آید برگ درختان می‌ریزد و صدای خش‌خش برگ درختان زیر پای عابران شنیده می‌شود. معلم مهراد 4 ماه تمام او را به پارک‌ها و باغ‌ها می‌برد تا مفهوم خش‌خش برگ‌ها را برای مهراد توصیف کند. معلمان مهراد برای ما عزیز بودند. چون همگی برای یادگیری او تلاش می‌کردند.» همین آموزش‌ها باعث شد تا مهراد این توانایی خاص در لب‌خوانی را داشته باشد که با حرکت عضلات صورت می‌فهمد که طرف مقابل تا چه اندازه عصبانی یا بی‌حوصله است.
موافقت و مخالفت را می‌فهمد. هرچه مهراد بزرگ‌تر می‌شد‌ ساز و کار درک و دریافتش هم وسیع‌تر می‌شد. پدرش می‌گوید: «می‌گفتند که یک ناشنوا به اندازه 16 بچه شنوا هزینه و تلاش می‌خواهد تا بارور شود. ما هم با دبیران و بعدها با استادان دانشگاه او تعامل داشتیم تا توانایی مهراد نادیده گرفته نشود یا خدای نکرده مورد بی‌مهری همکلاسی‌هایش نباشد.»

 تجربه والیبال و کسب مدال 
مهراد تا  18سالگی در مسابقات استانی و کشوری مقام‌های زیادی کسب کرده بود اما دلش می‌خواست در رقابت‌های جهانی شرکت کند. ولی زمانی که به فدراسیون ناشنوایان مراجعه می‌کند متوجه می‌شود که برنامه‌ای برای «اعزام شناگر ناشنوا به خارج از کشور وجود ندارد.» مهراد از هیجانش برای حضور در مسابقات بین‌المللی می‌گوید: «در رشته شنا که نتوانستم رقابت کنم.
برای همین هم رشته والیبال را تجربه کردم. بعد از 5سال تمرین و ممارست به عضویت تیم‌ملی والیبال ناشنوایان ایران درآمدم و در مسابقات 2012 بلغارستان حضور داشتم که تیم ما پنجم شد. سال 2013 هم تیم ما به المپیک راه یافت و مقام سوم را کسب کردیم.» حالا که مهراد در رشته والیبال مدال جهانی کسب کرده بود، چرخ روزگار چرخید و فدراسیون ورزش ناشنوایان برای نخستین بار بعد از انقلاب اسلامی، شناگران ناشنوا به عرصه رقابت جهانی را اعزام کرد.
مهراد هم سال 2015 در مسابقات تایوان نخستین مدال آسیایی‌اش را گرفت و مقام سوم را از آن خود کرد. می‌گوید: «در این مسابقات هم در بخش انفرادی و هم‌تیمی مدال کسب کردم. از همان روز آرزو داشتم که بتوانم در مسابقات شنای شنوایان رقابت کنم.»
مهراد از کسب دیگر مدال‌هایش می‌گوید: «سال 2017 هم در رشته والیبال ساحلی ناشنوایان در ترکیه حضور داشتم.» بعد از مدت کوتاهی مهراد به آرزویش رسید: «در مسابقات کشوری در تیم هیئت کارگری شنای تهران به‌عنوان تنها ناشنوا شرکت کردم. در همان مسابقات برای مسابقات جهانی در تیم شنای کارگری انتخاب شدم. این مسابقات دو هفته پیش در اسپانیا برگزار شد.» مهراد 27 ساله در این مسابقات نیز به مقام نایب قهرمانی و مدال نقره دست پیدا کرد و نخستین ناشنوای ایرانی است که توانست با شنوایان در عرصه جهانی رقابت کند. 

ناشنوایی سد راه نیست
دوست دارم به‌عنوان مربی والیبال و شنا خودم را معرفی کنم. دوست دارم آنچه این سال‌ها آموخته‌ام را به کسانی مثل خودم آموزش بدهم. اما مسئولان ما را باور ندارند. من در مسابقات تایوان خواستم تا مرا در تیم شنوایان بگذارند تا ثابت کنم که چقدر می‌توانم موفق باشم.
امیدوارم ما ناشنوایان را به طیف گسترده جامعه پیوند بزنند. خوشحالم که آرزویم برآورده شد و با شنوایان مسابقه دادم. حالا آرزو دارم کار ثابت داشته باشم و بتوانم از لحاظ اقتصادی هم روی پای خودم بایستم. در امور فردی تلاش کردم و خودم را به سطح قابل قبولی در رده جهانی رساندم. 

نرمش در پارک ارغوان محله دیباجی
زندگی من با ورزش پیوند خورده و لحظه‌ای از ورزش دور نیستم. در اوقات فراغت بولینگ و بیلیارد بازی می‌کنم. بیشتر وقت‌ها هم به پارک ارغوان در محله دیباجی می‌روم و با تجهیزات ورزشی داخل پارک نرمش می‌کنم. به نظرم ایده خوبی برای کسانی است که در خانه امکان ورزش ندارند و می‌توانند از این تجهیزات ورزشی در بوستان‌ها و پاتوق‌های هر محله استفاده کنند. پارک ارغوان میز پینگ‌پنگ هم دارد و گاهی اوقات فرصتی را برای تمرین پینگ‌پنگ اختصاص می‌دهم. 
 

این خبر را به اشتراک بگذارید