• چهار شنبه 12 آذر 1399
  • الأرْبِعَاء 16 ربیع الثانی 1442
  • 2020 Dec 02
چهار شنبه 1 اسفند 1397
کد مطلب : 48517
+
-

من آنم که دانم

قصه‌های کهن
من آنم که دانم


یکی از بزرگان به محفلی اندر همی ستودند و در اوصاف جمیلش مبالغه می‌کردند. سر برآورد و گفت: من آنم که من دانم.

شخصم به چشم عالمیان خوب منظرست
وز خبث باطنم سر خجلت فتاده پیش
طاوس را به نقش و نگاری که هست خلق
تحسین کنند و او خجل از پای زشت خویش

گلستان سعدی

این خبر را به اشتراک بگذارید